دیروز یکی از دوستام رو تو خیابون دیدم ، کمی حالش گرفته بود . ازش پرسیدم چی شده ؟ گفت برای درد دل به زیارت امام زاده صالح علیه السلام تجریش رفتم . دقیقا زمان اقامه اذان ظهر رسیدم اونجا. خواستم برم زیارت ، که یکی از خدام اونجا دم ورودی روضه جلوم رو گرفت و با اون پرهای رنگی که زایرین رو هدایت می کنند بهم اشاره کرد که وقت نمازه و کسی حق زیارت نداره . ( عین مکالمه ی دو نفر رو زیر می نویسم ) :
= آقا نماز ظهر شده و جماعته ، لطفا برین نماز جماعت.
- داداش کمی حالم گرفته اومدم زیارت و درد دل کنم و بعد نمازم رو بخونم و برم.
= آقا نماز واجبه ، اول نماز بعد زیارت.
- می دونم نماز واجبه ، اما وقتش از اذان ظهر تا غروبه . در ثانی نماز جماعت که واجب نیست. شاید من نخوام نماز رو پشت این آقا بخونم.
= نخیر آقا ما اجازه نداریم در روضه رو وسط نماز باز بذاریم.
دوستم گفت : همانجا از پشت در مشغول درد دل شدم، دیدم میگه آقا برو نماز. بهش گفتم مگه نمی گی نماز واجبه و مردم رو هم نمی ذاری الان برن زیارت؟ اگه اینطوره چرا خودت راهنما دستت گرفتی و اینجا ایستادی ؟ مگه نماز واجب تر نیست؟ دیدم با تردید و دو دلی بهم نیگاه می کنه و چیزی هم نتونست بگه.
وی ادامه داد : براستی دین اسلام اینگونه است که بعضی ها می گویند ؟ چرا اسلامی که نماز خوندن رو اونقدر راحت گرفته که میگه اگه ایستاده نمی تونین بشینین و اگه نشسته نمی تونین به حالت دراز کش و اگه اون رو هم نتونستید با تکون دادن پلک هاتون ، نمازتون رو بخونید. مگه هدف از نماز خوندن غیر از اینه که یادمون نره خدائی هست و در زمان های متفاوتی از هر شبانه روز بیادش باشیم ؟ مگه « لا اکراه فی الدین » تو همین اسلام نیست ؟
دیدم راست می گه . جواب قانع کننده ای هم نداشتم که بهش بدم . تازه به یاد آیه ای افتادم که می فرماد « لا تقربوالصلوه و انتم السکاری » نزدیک نماز نشید وقتی حالت سکر دارید و آیا سکر فقط مستی پس از نوشیدن شراب است ؟ یا می شه به بی حالی که بعضی وقت ها به انسان دست می ده اطلاق کرد ؟
گاهی خودم هم به بعضی از بزرگان مساجد رسیدم که حرفائی رو می زنند که نمونش رو نمی شه در کتاب هیچ مرجعی پیدا کنی.
آیا می شه روزی برسه متولیان مساجد و امام زاده ها احکام خود رو جای احکام مراجع تقلید و احکام الهی نذارن ؟
نظر شما چیه ؟ |