X
تبلیغات
نماشا

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 46  ؛  اول آذر ماه  1393




در تاریخ اسلام فراز و نشیب های بسیاری رخ داده است. نقطه ی عطف تاریخ اسلام دهم محرم سال 63 هجری قمری است که شهادت مظلومانه ی امام حسین علیه السلام  و 72 تن از یاران با وفایش رخ داد.


با آن که به زعم مخالفین و معاندین ، این پایان ماجرای حکومت اسلامی علویان بوده است ، عاشورا مبدا حرکت های بزرگ اسلامی شد که اولین آن ها ، قیام مختار ثقفی و آخرین آن در عصر حاضر ، پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را می توان سراغ گرفت. در گوشه ای کوتاه از سخنان بنیان گذار انقلاب اسلامی جمله ای کلیدی می درخشد " محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. "


محرم و صفر فرصت دوباره اندیشیدن به ریشه های اساسی اسلام و حرکت هوشمندانه ی حسین ابن علی علیه السلام و دعوت به خوبی و پاکی ها و انزجار از بدی و پلشتی ها ست. مهمترین درس امام حسین در این حرکت ماندگار تاریخی ، آزادی و آزادگی است ، جائی که به همه نهیب می زند ؛ اگر دین ندارید لااقل آزادمرد باشید.


گمشده ی امروز و دیروز انسان ها ، آزادگی و آزادی است. چه بسا دین داران متظاهری که برای جیفه ی دنیا ، شرف خویش را نیز به مزایده گذارده اند. آن گاه است که اشاره ی معنا دار ؛ اگر دین ندارید... ، به دینداران منفعت طلب هشداری موثر و کارآمد ، در تاریخ به یادگار می گذارد.


وجدان های آگاه هیچ وقت در تشخیص تظاهر و منفعت طلبی اشتباه نکرده اند . عوام فریبی ها کاملا به چشم می آید و دل آزار است. اجتماع بزرگ عاشورائیان شهرستان رامسر و اقصی نقاط ایران و جهان ، فرصتی است که ؛ آن هائی که دین دارند و آن هائی که دین ندارند ، یاد بگیرند آزاده باشند و حرف و تصمیمی را به جامعه تحویل دهند که در خلوت خود و خدای خویش ، مدیون کسی نباشند.


توصیه ی سخنوران ، مداحان  رعایت عدل ، انصاف و کار بر اساس وجدان باشد و حضار در مجلس وعظ اربعین فقط یک نکته را اگر به جان و دل بپذیرند برای اصلاح امور کافی خواهد بود: آزاده باشند و برای حفظ موقعیت ، دین خود را ارزان نفروشند.

 



پانزدهمین دوره انتخابات نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات 20 آبان 1393 ساعت 13 عصر در تالار وحدت  تهران برگزارشد. در این انتخابات علاءالدین ظهوریان دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات ، حسن کامران نماینده  ی قوه ی مقننه در هیأت نظارت بر مطبوعات و سراج  نماینده ی قوه  ی مقننه در هیأت نظارت بر مطبوعات حضور داشتند

.

حسن کامران با عنوان نماینده قوه مقننه در هیأت نظارت بر مطبوعات با بیان این که تمام درخواست‌های نامزدهای این دوره از انتخابات بررسی شد و خوشبختانه تمام کاندیدا تأیید شدند، اظهار داشت: محور کار، قانون مطبوعات است و در این باره سلیقه و جناح تاثیری ندارد

.

وی با انتقاد از حضور بسیار اندک اعضا برای شرکت در مراسم اخذ رای ادامه داد:‌ متاسفانه صنف رسانه حضور جدی ندارد به طوری که امروز با وجود حدود 2 هزار و 700 عضو در این صنف تعداد کمی در مراسم انتخابات حاضر شده‌اند

.

وی همچنین با تاکید بر ضرورت نقد منصفانه در مطبوعات گفت: امیدواریم مطبوعات بتوانند با شجاعت نقد کنند چرا که سیاه‌نمایی در این رابطه به هیچ عنوان خوب نیست

.

در ادامه ی این جلسه و پیش از سخنرانی کاندیداها و نامزدها به درخواست علاءالدین ظهوریان دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات رای‌گیری آغاز شد و اعضا تعرفه‌های رای خود را به صندوق انداخته و از مراسم خارج شدند

.

در ادامه این مراسم حسین انتظامی مدیر مسوول نشریه ی فارغ التحصیلان و معاون مطبوعاتی  وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از نامزدهای پانزدهمین دوره انتخابات نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات سخنرانی کرد  و گفت: در میان تمام مس,ولیت‌ها هیچ کدام برای من گرامی‌تر از نمایندگی مدیران مسوول نبوده است چرا که هر نوع نمایندگی مدنی برتر از مسوولیت‌های دولتی است .


مهدی حلاجیان مدیر مسوول دو هفته نامه ی " ساحل دریا  " یکی دیگر از کاندیداها به سخنرانی پرداخت و گفت : حضور جدی بنده در مطبوعات در روزنامه ی جام جم در زمان یکی از کارآمدترین مدیران مسوول بود. توانمندی ایشان  تجربه ای برای آینده ام بود و بنده خود را شاگرد ایشان می دانم و حضور شان در انتخابات حجت را بر بنده تمام کرده و رای بنده  برای ایشان خواهد بود.  لازم است مسوولان نگاه ویژه‌ای به مطبوعات محلی داشته باشند و از برگزیده ی این انتخابات می خواهم که با مدیریت کارآمد ، فشار وارده از مسوولان شهرستانی و استانی به نشریات برداشته شود. لازم به ذکر است در کنار هم نشستن وی با حسین انتظامی  ، نشان از مشخص بودن رای وی بوده است.


حامد مدنی مسئول نشریه اولدوز نیز اظهار داشت:‌ نمایشگاه مطبوعات سمبل تبعیض بود چرا که مطبوعات دولتی غرفه‌های بزرگ را به خود اختصاص دادند و غرفه‌های استانی در راهروهای پشت نمایشگاه جای گرفتند.

.

از مجموع 319 رای ماخوذه ، 10 رأِی مخدوش اعلام شد و حسین انتظامی با اکثریت قاطع آرا به عنوان نماینده ی مدیران مسوول در هیأت نظارت بر مطبوعات انتخاب شد . در این دوره از انتخابات، «شهلا آکوی محصل» ، «مهدی حلاجیان» ، و «ابوالحسن میری» به ترتیب نفرات منتخب بعدی این انتخابات بودند.


این انتخابات که با ثبت نام 22 کاندیدا شکل گرفته بود با انصراف 9 نفر برگزار شد و نکته ی جالب این انتخابات این بود که 9 کاندیدای هم ظاهراً به خود رای نداده بودند چون هیچ رایی به نام آنها ثبت نگردید.

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 45  ؛  اول آبان ماه  1393



پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که پیروزی مستضعفین بر مستکبرین نامیده می شد ، مهمترین شعار انقلابیون " مرگ بر سرمایه دار " بود. سرمایه داران زالو صفاتانی نامیده شدند که خون مردم را در شیشه کرده بودند و مصادره ی اموال آنان در اولویت کاری انقلابیون قرار گرفت. بخش اعظم این سرمایه ها در بنیاد مستضعفان ثبت و ضبط شد و بخش کوچکی از آن ، در اختیار مستضعفین قرار گرفت. بعدها و پس از ثبات انقلاب ،  آن اندک املاک نیز از دست مستضعفین خارج و به بنیاد بازگردانده شد.


با تقویت بنیه ی مالی مردم و ماندگاری در قدرت ، سرمایه یکی از ارکان قدرت شد. سرمایه داران جدید ، حرکت به سمت سرمایه گذاری را آغاز نمودند و بخشی از انقلابیون پیشین و مسوولین امروزین نیز پشتیبان سرمایه گذاری شدند. دیگر سرمایه دار ، زالو صفت نبود و مسابقه در کسب ثروت بیشتر ارزش و یکی از مهمترین اقدامات طبقه ی ضعیف و متوسط سابق شد و نگاه منفی به این مسائل ، عقب ماندگی و گاهی حماقت نامیده شد.



در رامسر مجموعه ی تله کابین نمونه ی موفق و " هتل سماموس " نمونه ی ناموفق و مشکوک با واگذاری املاک و اعطای تسهیلات و مجوزهای قانونی و فرا قانونی است. پروژه های آرامش در رامسر و ورود شرکت پدیده نمونه ی این گونه سرمایه گذاری ها می باشد. بی شک تغییر نگرش از سرمایه داری به سرمایه گذاری یکی از بهترین شیوه های اقتصادی -  اجتماعی است


اما برخی مسوولین اصرار دارند برای حمایت از سرمایه گذار ، فرا قانونی عمل کنند تا منافع سرمایه گذار به خطر نیفتد و یا بر آن افزون شود. اگر سرمایه گذار با دید باز به محل سرمایه گذاری اش بنگرد و یا از ابتدا اصرار بر نادیدن  قانون نداشته باشد ، هرگز اتفاق ناخوشایندی برایش رقم نمی خورد.


اصرار سرمایه گذار و مسوولین پشتیبان آن برای تحت فشار قرار دادن سایر ادارات و نهادها و کسب مجوز ارتفاعی بیشتر ، کار ناصوابی است که بنیان گذاری آن عواقب طمع زائی را برای سایر ساختمان ها و سرمایه گذاران ، پایه گذاری خواهد کرد.


تلاش برای جا انداختن " رامسر شهر حرائم غیر ضرور " همان قدر مشکل زاست که بگوئیم این شهر نیاز به قوانین موضوعه ندارد! سرمایه گذاران بهتر است " آرامش " خود را حفظ کنند .

 

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 44  ؛  ششم مهر ماه  1393



در استان گیلان که سرشار از طبیعت زیبا و بکر است واستعداد صنعتی در آن بارور نشده است ، تنها راه رشد و توسعه ی اولیه ای که به نظر می رسد می تواند اثر گذار باشد ، رونق و توسعه ی گردشگری است.


گذر از گردشگری سنتی و قرار گرفتن در یک سیستم هماهنگ ، مدون و برنامه ریزی شده و دریک کلام گردشگری صنعتی از اولویت های ناگزیر استان گیلان است. گیلان با صنعت آلوده خواهد شد و با بی توجهی به حفظ طبیعت ِ سرشار از مواهب الهی ، هیچ چیز برای بالیدن ندارد!!!


گیلان به علت طبیعت متنوع و نزدیکی به پایتخت ،  کانون توجه  پایتخت نشینان است ، پیش بینی زیرساخت های لازم توسعه ی گردشگری و افزایش فرهنگ گردشگر پذیری ، مهم ترین اولویت استان باید باشد.


تراکم نسبی جمعیتی بالا و به هم فشردگی شهرهای استان گیلان و نزدیک بودن به استان های مازندران و اردبیل ، استان گیلان ، خصوصا شهرستان رشت را مرکز توریسم درمانی منطقه کرده است.  توجه ی ویژه ی برنامه ریزان و سیاست گذاران استان ، می تواند این مرکز توریست درمانی منطقه ای  را ، با توجه به طبیعت زیبای منطقه و وجود ، دریا ، ساحل ، جلگه ، کوهپایه و کوهستان ، به یک مرکز بین المللی توریسم درمانی مبدل کند.


گام نهادن در توسعه ی گردشگری حلال ، اولویت اول کشور می تواند باشد و کشور را از وابستگی به نفت ، نجات خواهد داد.

در این مختصر توجه به واژه های کلیدی گردشگری حلال ، گردشگری صنعتی و توسعه ی فرهنگ گردشگری ، دارای اهمیت بسزائی است.

 

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 43  ؛  اول مهر ماه  1393

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 42  ؛ 15 شهریور ماه  1393



در ذهن ایرانیان میهمان دوست ، اگر هیچ خاطره ای از امام مهربانی ها ، پیشوای هشتم شیعیان ،  به یادگار نمانده باشد ، ضمانت آهوی زخم دیده ، خاطره ای است که از کرامت امام رضا علیه السلام ، نقل همه ی محافل و مجاس است. این حکایت سینه به سینه و نسل به نسل روایت شده است و از نسل آهوان ضمانت شده ، اینک خاک خراسان کم ندارد !!


درس بزرگی که ثامن الحجج به همه ی انسان ها داده است ، رعایت حقوق همه ی موجودات است. خواه این موجود انسان باشد یا حتی حیوانی چون آهو.


گم شده ی امروز نسل حاضر،  فراموشی مهربانی و رافت است. آن قدر در " خود " غرق شده است که " خدا " در بوته ی فراموشی قرار گرفته است و آن قدر " بی خود " شده ایم که زحمات بزرگان ، والدین ، بستگان و دوستان دیده نمی شوند و دیگر حواسمان به همسایگان همجوار و دیوار به دیوار نیست.


تلاش برای رشد و توسعه ی دنیائی ، در عین بی توجهی به ذخارف دنیا ، درس بزگ دیگری است که علی فرزند موسی کاظم علیهم السلام  ، در اوج قدرت زمامداری اش به همه نشان داد. شعاری که ریشه اش در آموزه های جد بزرگوارش علی علیه السلام آشکارا فریاد شده است : " در اوج قدرت ، انسان باش " و به زبانی عتاب آلود تر امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بر زبان مبارک جاری کرد : که " اگر دین ندارید ، لاقل آزاد مرد باشید "


اگر از میان خیل خصیصه های الهی امام رضا علیه السلام ، مهربانی ، تلاش برای توسعه ، بی توجهی به دنیا ، انسان بودن و آزادمرد بودن را همه پیشه ی خود کنند ؛ دیگر از نابرابری ، ظلم ، تعدی و تجاوز به حقوق دیگران ، اثری نخواهد ماند و آن گاست که همه می توانند ضامن آهوی دربند و رنج دیده باشند و آهوان نیز می دانند که در پس این ضمانت ، بازگشت مجددشان ، آزادی را برایآن ها به ارمغان خواهد آورد.

 

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 41  ؛ اول شهریور ماه  1393




از سال 1310 که رامسر با ساخت هتل و بلوار کازینو ( معلم فعلی ) از بافت سنتی خارج شد و با ساخت ویلاهای چهارصد دستگاه ، لیدو و شهرک های دیگر ، وارد فضای گردشگری گردید تا امروز نامش پر آوازه بوده است. فراز و فرود میزان گردشگر با وقایعی چون انقلاب ، جنگ ، مشکلات اقتصادی و پس از آن ، از شهرت رامسر نکاست.


ضمن قدر دانی از زحمات همه ی مسوولین زحمت کش ، انتصاب سید جلیل مرتضوی به عنوان امام جمعه و تلاش های قابل ستایش او و روی کار آمدن  دولت یازدهم و سیاست های اعتدال گرانه اش و انتصاب حسین شعبان سروری به عنوان فرماندار رامسر ، رویکردی نوین در مدیریت شهری شکل گرفت. رونق بیش از پیش برگزاری جشنواره های مختلف از جمله گل گاوزبان ، بهار نارنج و برگزاری مسابقات محلی اسب سواری ، والیبال و کشتی  ؛ زنده شدن پر رنگ تر آئین های سنتی تیرماه سینزه ، مسجد ِگل کار و آمادگی برای برگزاری همایش های ملی و بین المللی از یک سو و برگزاری مراسم مذهبی و ملی  قوی و در خور تحسین مانند یادواره ی شهید حسین خلعتبری ، شهدای دالخانی ، شهدای رامسر ، نماز عید فطر ، نماز عید قربان ، شب های قدر از دیگر سو ؛ همه و همه از بازگشت به عظمت پیشین رامسر خبر می دهد. 


آمادگی بیش از پیش برای برگزاری چنین همایش های بزگ  و اندیشه برای احداث و تکمیل زیر ساخت های مورد لزوم آن ؛ ساخت سالن ها و تالارهای مدرن با پیش بینی تجهیزات مورد نیاز سرمایش ، گرمایش ، صوت ، نور ، تصویربرداری و ادوات دسترسی آسان و پر سرعت اینترنت ؛ پیش بینی و صدور مجوز ساخت و حمایت از مراکز مهمان پذیر و هتل در شان میهمانان حاضر در همایش ها ، نگاه ویژه به مراکز تفریحی و گردشگری از جمله مراکز آب درمانی ، ساحل و مراکز گرشگری ؛ نیاز امروز رامسر می باشد .


اگر قرار است به گفته ی فرماندار رامسر ، شهرستان مرکز همایش های ملی و بین المللی شود ؛ بدون افزایش زیرساخت های لازم ، امکان عملی برای آن حادث نخواهد شد. با امکانات موجود در شهرستان ، برگزاری همایش های ملی و بین المللی نه تنها منفعتی برای رامسر نخواهد داشت بلکه باعث دور شدن سازمان ها و وزارت خانه ها از رامسر خواهد شد.

 

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 40  ؛ پانزدهم مرداد ماه  1393


در تاریخ مدیریت نهادهای دولتی در زمان دولت نهم و دهم بدعتی نهاده شد که در آغاز برای مردم و مسوولین جای تعجب و نگرانی داشت. رفته رفته این اتفاقات عادی شد و اگر برای مدیری اتفاق نمی افتاد ، جای تعجب و شگفتی می شد. حذف ناگهانی و با یا بدون دلیل از سمت مدیریتی و بی احترامی به زحمات ارزشمند دوران مسوولیت آن مدیر ، کاری عادی به شمار آمد. اوج این اتفاق سنگالیزه شدن وزیر امور خارجه ی وقت بود .


امیدی که پس از انتخاب دولت یازدهم در جامعه جاری شده بود ، نوید حذف این گونه ناملایمات بود ، کما این که در کلان کشور آن اتفاقات تکرار نشد.


نکته ی حائز اهمیت این است که کاملا معتقد به باز بودن دست مدیر بالادستی جهت چینش زیردستان و همکاران بوده و این نوشتار اهرم فشاری برای عدم تغییرات دلخواه یک مدیرکل یا مدیر  نیست !! این مختصر قصد یاد آوری اخلاق اسلامی و انسانی را دارد. کمترین توقع از دولتمردان منتصب به دو خصیصه ی " تدبیر " و " امید " برانگیختن انگیزه ی عملی این شعارهاست.


تودیع و معارفه ی ناگهانی معاون فرماندار رامسر ،  دومین اتفاق از این دست است که در یک سال گذشته در شهرستان رامسر رخ نموده است ..


با همه ی انتقاداتی که نسبت به عملکرد معاون سابق فرماندار شهرستان رامسر وجود دارد ، نا دیدن زحمات و تلاش های شبانه روزی ایشان در  بیش از 30 سال خدمت ، به خصوص بخشداری بخش مرکزی و معاونت فرماندار شهرستان ، بی انصافی و دور از شان و شخصیت ایشان بوده است.


این که ایشان از مدتی قبل می دانستند باید برود ، پوشش مناسبی برای برگزاری یک مراسم تودیع ناگهانی و فوری نیست!! با آن که سیستم پیامکی فرمانداری شهرستان رامسر فعال است و برگزاری جلسه ی طبیعت گردی (  که در همان روز تودیع برگزار شد ) را چند روز قبل به اطلاع خیلی ها رسانده بود ، کمترین انتظار ، ارسال پیامک کوتاه این رخداد مدیریتی بوده است تا شاید کورسوی تقدیری ساده در دل مدیران باقی بماند و نیاید روزی که محاسبه کنند همه ی وقت خود را صرف امور شهرستان نمودند و از وقت همسر و خانواده ی خود در بسیاری اوقات کاستند ، اما در انتها ، غریبانه به کنج عزلت رانده شده اند.

 

 

   

 

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 39  ؛ اول مرداد ماه  1393



در ماهی قرار داریم که میهمان خدائیم  و هر لحظه اش سر شار از رحمت و مغفرت است ، اوج این شب ها ، شب های "  قدر "  است که طبق روایات ؛  کارنامه ی عملکرد سال گذشته بسته و مقدرات سال آینده در آن رقم می خورد. این که ما خود چه میزان "  قدر " خود را بدانیم مقوله ی دیگری است که ارتباط تنگاتنگی با شب " قدر " دارد.


 

آن چه معصومین علیهم السلام بر آن تاکید کرده اند این است که " اگر کسی  برای خود ارزش و اعتبار قائل نباشد ؛ نمی توان از شر او در ایمن بود " . این آغاز "  قدر " دانی از خویش است باید هر کسی شان و منزلت خویش رابشناسد و اعتبار و آبروی خویش را محترم شمارد ، تا بل که در جامعه و برای آینده ، مفید و موثر باشد.


 

آن هائی که دنبال نردبانی غیر از خدا ،  برای اوج گرفتن هستند ، همیشه پا به رکاب دیگرانی خواهند بود که جز با خوار کردن و خفیف شدنشان ، رضایتشان جلب نخواهد شد.


 

کم نیستند افرادی که برای چند روز زندگی مرفه تر حاضرند زیر پای خود انسان های بی شماری را لگد کوب کنند تا اندکی بیشتر از لذائذ دنیوی بهره گیرند. آن چه در این مختصر می توان به آن پرداخت این است که بد اندیشی ،  بدکرداری و بد پنداری ؛ آسیب سختی بر عاملش خواهد گذارد ، هرچند که احساس و درک آن ، برای او سخت باشد.


 

بیائید در این روزهای " قدر " تلاشی مضاعف نمائیم و " قدر " خویش بدانیم و گوهر انسانیت خویش را برای هیچ و پوچ هزینه ننمائیم. امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی کوتاه اساس این رویکرد را در جمله ای کوتاه بیان کرده است که باید نصب العین همه باشد : "  هر که خدا را بندگی کند ، خدا همه چیز را بنده ی او می کند. " . خلاف این عبارت نیز معنی واضحی را بیان می کند و آن این است که هرکه بندگی خدا را ننماید ، هیچ چیز در تسلط او نخواهد بود.


 

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد


خواهان کسی باش که خواهان تو باشد


سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 37  ؛ اول تیرماه ماه  1393


شهرستان رامسر بر اساس پیشینه و جاذبه های گردشگری ، تفریحی ، اقامتی و ... همیشه مورد توجه نهادهای رسمی ، شرکت ها و سازمان ها بوده است.


مصداق های مشهور آن از ثبت کنوانسیون تالاب ها به نام رامسر تا مجامع پزشکی بزرگ و گردهم آئی های اثر گذاری که در هتل بزرگ و هتل قدیم رامسرو در اردوگاه های کشوری آن  برگزار می شود را می توان نام برد.


این همایش های ملی و بین المللی فقط در این مقطع خاص در رامسر  برگزار نمی شود ، بلکه جریان دامنه داری است که تا رامسر از زیبائی های طبیعی بهره می گیرد ، از آن متنعم خواهد شد.


آخرین نمود این گونه مراسم را می توان گردهمائی ائمه ی جمعه ، نمایندگان ولی فقیه و نمایندگان مجلس خبرگان در همایش منطقه ای  و همایش ملی طبیعت گردی را نام برد. آن چه در این مختصر بدان اشاره خواهد شد نام بردن از این همایش ها نیست ، بلکه تذکر و یاد آوری این نکته ی اساسی است که از هریک از این نشست ها می توان یک فرصت بزرگ برای رامسر اخذ نمود. اقدامی که با تذکر مکرر خصوصی به مسوولان بارها درخواست شده که مسوولان مطالبات خود را در قالب درخواست اداری و یا هماهنگی با رسانه ها و سازمان های مردم نهاد مطالبه کنند ؛ اما کمتر مورد توجه واقع شده است.


اگر مسوولان ادارات ، نهادها ، سازمان ها و حتی سازمان های مردم نهاد بتوانند از هریک از فرصت های پیش آمده ، امکانی برای رامسر فراهم کنند ، در آینده ی نه چندان دور ، رامسر مستغنی از امکانات خواهد شد. به عنوان مثال در گر هم آئی ائمه ی جمعه که با حضور حدود 500 تن از موثرین عرصه ی فرهنگ برگزار شد ، تلاش برای اخذ یک فرهنگسرای در خور از استاندار ، نماینده ی ولی فقیه در استان و یا رئیس ستاد اقامه ی نماز جمعه ی کشور ارایه می شد ،  بی تاثیر نبود و یا در همایش ملی طبیعت گردی نیز شهرداری های منطقه و سازمان های محیط زیست و جنگلبانی و ... مطالبات خود را منطقی و مستدل درخواست می نمودند.


آن چه مسلم است از این گونه نشست ها در آینده نیز برگزار خواهد شد و در هر همایشی با اشاره به عنوان و حاضران در آن می توان درخواست های مرتبط را مطرح نمود. رامسر شهر فرصت های بزرگ است و از مواهب آن باید بهره جست و از حضور تصمیم سازان و تصمیم گیران عرصه ی ملی و بین المللی باید بهره ی مناسب را اخذ نمود.

 

 

 

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 36  ؛  15 اردی بهشت ماه  1393


چند سالی است که هدفمند شده ایم و به منظور ساماندهی به مصرف انرژی ، شامل آب ، برق ، گاز ، بنزین و گازوئیل ؛ گاهی آرام و گاهی با شیب ملایم ! نسبت به افزایش قیمت حامل های انرژی اقدام شده است.


همیشه مبنای محاسبه ی قیمت ها را کشورهای همسایه و گاهی آنورتر مد نظر قرار می دهند و برای بنزین قیمت پایه ی خلیج فارس « فوب خلیج فارس » ملاک مقایسه است. البته تغافلی صورت می گیرد و بدون لحاظ درآمد ریالی مردم ایران ، قیمت دلاری آن ها را با تبدیل به ریال ، به مردم اعلام کرده و تفاوت آن را زیاد دانسته و این امر را مبنای قاچاق محاسبه کرده و در انتها برای کاهش قاچاق سوخت !! ؛ قیمت حامل های انرژی افزایش می یابد.


اما دو گانه ای را در این بازی ، مردم بازی می خورند ! زمانی قیمت یک  دلار 1000 تومان بود و اینک 3000 تومان ؛ حال تفاوت قیمت بنزین را بر حسب قیمت جدید دلار محاسبه می کنند ، بلافاصله پس از افزایش اول و اینک افزایش دوم قیمت دلار دوباره اوج گرفته است و باز مردم با قیمت پایه ی خلیج فارس اختلاف قیمت شدید دارند.


مسوولان محترم یا نمی دانند یا می دانند و برایشان مهم نیست که رسیدن به قیمت پایه ی انرژی در منطقه ، سازو کار دومی هم دارد که آن رساندن سطح درآمد خانوارها به قیمت پایه ی خلیج فارس است !!! پا فشاری بر شق اول قیمت پایه و فشار آوردن به مردم محجوب ایران ، مهم ترین اشکالش افزایش نارضایتی است.


به قطع و یقین افزایش نارضایتی سودی به حال حکومت و دولت ندارد و شاید بهتر باشد مسوولان عالی رتبه سطح درآمد و زندگی خود را ملاک تعیین شیب ملایم !!  افزایش  قیمت ها ندانند. چرا که این شیب ملایم ، سرازیری خطرناک به سختی افتادن زندگی بسیاری از مردمی است که حضرت امام رحمت الله علیه و مقام معظم رهبری آن ها را ولی نعمت های خود می دانند.


فاز دوم هدفمندی اما اینک شروع شده و وعده ی رفاه و کاهش هزینه های درمانی گل سر سبد آن است. امید است این وعده ی دولت مردان همانند وعده های کارآئی در آمد ناشی از کاهش مصرف حامل های انرژی دولت های نهم و دهم نباشد تا اعتماد مردم به دولت دچار خدشه نشود.

 

 


از جمعیت 76 میلیونی ایران حدود  دو و نیم میلیون نفر از یارانه ها انصراف دادند. این تعداد با محاسبه ی ایرانیان خارج از کشور ، مسوولان ارشد کشوری و استانی که به صورت کتبی و تبلیغی انصراف خود را از دریافت یارانه اعلام کردند ف کاهش چشمگیری دارد و نشان دهنده ی آن است که مردم عادی در حدود صفر درصد از یارانه ها انصراف داده اند .


با بررسی میدانی غیر قابل استناد نیز این میزان را می شد حدس زد. دولت نهم و دهم با تبلیغات فراوان مردم را ترغیب به کاهش مصرف انرژی ها کرد ؛ وعده ی پرداخت یارانه ، افزایش قیمت حامل ها و پرداخت ما به التفاوت آن ها برای کمک به تولید کشور کرد. هر روز و هر ساعت رسانه ی ملی  در شبکه های مختلف ، رسانه های مکتوب و مجازی میزبان افرادی بودند که از مزایای کاهش مصرف حامل های انرژی داد سخن سر می دادند ، از ساخت مدارس ، بیمارستان ها ، مراکز فرهنگی و خدماتی ، ایجاد شغل ، رونق تولید ، توجه به آیندگان و ... از ماحصل کاهش مصرف انرژی خبر ها ، مصاحبه ها ، سخنرانی ها و مقاله ها درج شد.


اما آن چه مردم دیدند و آن چه دولت یازدهم از عملکرد دو دولت قبل گفت تفاوت معناداری داشت با آن چه در اذهان شکل گرفته بود و این آغازی بود بر سست شدن اعتماد مردم به دولت و وعده های دولتمردان.



مردم شاهد بودند که تغییری در روند کشور صورت نگرفت ، پروژه ها دچار کمبود نقدینگی شدند ، ادارات و نهادها از کمبود بودجه دست به عصا حرکت می کردند ، افزایش سرسام آور قیمت ها ملال آور شد ، سبد غذائی مردم کوچک شد و ...


آغاز مرحله ی دوم هدفمندی یارانه ها و افزایش قیمت بنزین آرام آرام زمزمه ی افزایش قیمت کالاها را به دنبال دارد ، حتی اگر تولید کنندگان نخواهند افزایش قیمت داشته باشند ، روند افزایش کرایه ی حمل کالا از مرحله ی تهیه ، تولید و توزیع ؛ ناخواسته افزایش قیمت ها را به دنبال خواهد داشت. مردم عادی نیز اینک در پرداخت افزایش کرایه های رسیدن به مقصد ، درگیر افزایش هزینه ی اولیه زندگی شده اند.


اینک اما دولت وعده ی افزایش سهم خود در پرداخت یارانه ی بهداشت ؛ بیمه ی سلامت ، کاهش هزینه های درمانی سهم بیمار ، تحول در نظام سلامت کشور داده است. اگر این مهم شکل بگیرد شاید در مدت باقی مانده تا زمان انصراف یارانه ها ، مردم به تغییر نگاه خود بپردازند و نهضت انصراف از یارانه ها سمت و سوی زیباتر و شتاب بیشتری بگیرد .


مخلص کلام ؛  کم اعتمادی مردم به دولت است  و بازگشت دوباره ی اعتماد به مردم نیاز به زمان دارد و عملکرد دولت. دولت ، طبق نظر مردم در سیاست خارجی درست عمل کرده و اعتماد جهانی را جلب کرده است و حال نوبت سیاست داخلی است و کسب اعتماد مردم.



سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 35  ؛  اول اردی بهشت ماه  1393


اول مهر 57 را فراموش نمی کنم. با کیفی سیاه رنگ ، کت و شلواری طوسی با نقطه های سیاه ریز و دست در دست دو برادرم احمد و محمد و همگام با بچه های محل در هوائی پائیزی ؛ مسیر لپاسر به ابریشم محله را پیمودم و اولین روز آموختن را در دبستان شهید بحری ( اردیبهشت )  جشن گرفتم. حیات مستطیلی و کلاس های در یک ردیف بالای سکوئی به ارتفاع یک مترقرار داشتند. کلاس دقیقا در بالای پله های وسط حیات قرار داشت. قدم در کلاس خانمی با صورت مهربان گذاشتم ...

 بی شک بسیاری از تحصیلکرده های امروز رامسر ، الفبا را از شادروان صفاتیان فراگرفتند و پله های بعدی آموزشم با شادروان عذرا تقی پور،  سمامی ، سعیدی ، پهلوان یلی و ... بود.


ادای دین به آموزگاران ، دبیران و اساتید سخت و مشکل است .  اما قدم در راهی نهاده ام که واگویه ی نظرات مردم و مسوولین باشد. شاید بخشی از دینم به جامعه از این طرق ادا شود اما هرگز نمی تواند پاسخگوی زحمات ارزشمند آموزگاران باشد ؛ آن گاه که حضرت علی علیه السلام می فرمایند : « هر کس کلمه ای به من بیاموزد ، یک عمر مرا بنده ی خود کرده است » هر لحظه به این نتیجه می رسم که تک تک مردم آموزگارانی بوده اند که هرکدام به طریقی در رشد و ترقی فرزندان جامعه موثر بوده اند ؛ سهم هرکس به اندازه ی توشه ای است که بر می چیند و به یقین در این مختصر نمی توان برای آنان ، ادای دین کامل نمود.


همه ی مردم در جای خود « جایگاه معلمی » دارند اما « مقام معلم » فقط برای آموزگاران باقی می ماند. شاد باش این روز در آغازین روزهای شکوفائی بهار نارنج ها پیشکش کوچکی است از آن همه رنج کشیدن های آموزگاران.


12 اردی بهشت بزرگداشت مقام معلم است و هر کس به اندازه ی دین خود به آموزگاران باید با آن ها مهربانی کند و صمیمانه ترین شادباش ها را تقدیمشان کند.


همه ی مردم شهر و منطقه نهضت سپاس از آموزگاران را در این اردیبهشت بهاری در پیش گیرند ، خصوصا آموزگارانی که بازنشسته شده اند و آرام آرام از ذهن ها دور شده اند. این کمترین هدیه ی بهاری برای خادمان تعلیم و تربیت در جامعه است.

ماندن یا بردن ؛ مسئله این است.


حکایت غریبی است دور بودن شهرستان های غرب مازندران از مرکز استان. فاصله ی حدود 300 کیلومتری شهرستان رامسر از مرکز استان مازندران ؛ ساری ، مشکلاتی برای مردم منطقه دارد که سال ها آن را فریاد می کردند ؛ اما گوش شنوائی نبود. دوری مسافت ، هزینه های مالی و جانی مسیر رفت و برگشت زمانی بیشتر « درد » را افزون می کرد که به اداره ی متبوع می رسیدی و با یک جواب کلیشه ای روبرو می شدی : « امروز مسوول دنی یه ، بورده مرخصی ، فردا انه ؛  شه بور ». حال ارباب رجوع غرب استانی در تشویش ماندن یا رفتن بود. اگر بماند ، کجا بماند؟ و اگر برود. تا به رامسر برسد شب شده است و دوباره باید نیمه شب منتظر اتوبوس گذری اردبیل به گرگان بماند تا شاید جای خالی در ته اتوبوس نصیبش شود و صبح اول وقت در محل مورد نظر باشد. و این مصیبت بود اگر باز مسوول مورد نظر از مرخصی نیامده بود !


این حکایت غریب را مرکز نشینان نشنیدند و یا نخواستند بشنوند و هربار این نکته را یاد آور می شدند که دوری راه قابل تحمل باید باشد!!


اما در عوض هیچ مدیر کلی با میل و رغبت به منطقه نیامد!. با آن که راننده ی اختصاصی ، مرکب رهوار ، زیر مجموعه ی پا به رکاب و صد البته پذیرائی و مهمان پذیر لوکس در حد هتل های رامسر !! در خدمتشان بوده است.


اما حکایت وقتی جدی تر شد که شاهین اقبال بر رامسر فرود آمد! و یا آوردند !! و دانشگاه علوم پزشکی بین الملل رامسر به خاط شهره ی جهانی شهر نمونه ی گردشگری بین المللی رامسر !!!! ( چقدر عنوانش طولانی است آدم از نفس می افتد! ) مجوز گرفت. شاید از اول هم می خواستند مجوزش را بگیرند و منتقلش کنند!


تازه داد اساتید متخصص درآمد که آقا راه طولانی است و خطرناک.  آقا امکانات در حد دانشگاه پزشکی در بیمارستان های منطقه نیست. مسوولینی که می خواستند سرکشی کنند به این مجموعه با نام طویل ، مستاصل شدند.چاره را پاک کردن صورت مسئله دیدند و به این نتیجه ی واضح و مبرهن رسیدند که به علت طولانی بودن مسیر ، صرف هزینه های مادی و جسمی در این مسیر ، وجود دانشگاه در رامسر به صلاح نیست !!


برادر ! آقاجان !! مردم سال ها بود که این را می گفتند و تقاضای حل مشکل خود با فرمانداری کل مستقل و با نرسیدن به مطلوب ؛ درخواست استان مستقل را کردند. چه می شود اگر چند صباح به اندازه ی سال های عذاب کشیدن مردم این خطه ، دوستان مرکز نشین به زحمت بیفتند ؟


اگر نگران طولانی بودن مسیر هستید ، ما فرودگاه بین المللی نیمه کاره هم داریم!


نگران مسیر تردد نباشید ، ترافیک سلمانشهر فقط در روزهای تعطیل ، پنج شنبه ، جمعه و برخی روزهای هفته است و بزودی حل می شود.  ان شاالله پل صفارود هم که با بودجه ی ساخت کمتر از یک میلیارد تومان قرار بود سال ها پیش افتتاح شود ، پس از صرف میلیاردها تومان چند سال دیگر بازگشائی خواهد شد.


نگران امکانات آب شرب نباشید ، سد میجران هست ، البته اگر چند سالی است که قرار است تصفیه خانه اش هر سال برای سال بعد افتتاح شود جای نگرانی ندارد!


در چند سال بازگشائی دانشگاه علوم پزشکی واحد بین الملل اگر آزمایشگاه و تجهیزاتش را به امید این که به همین دلایل کوچانده شود ؛ نداده اند ، به امید خدا در سال های بعد خواهند داد.


 اگر تجهیزات بیمارستان رامسر و ساختمانش فرسوده شده ؛ قرار است پشت همین بیمارستان ، ساختمان نیمه کاره ای که روزی قرار بود بیمارستان نمونه ی خاورمیانه شود ، را یک طبقه اش را آماده می کنند بل که مشکلات علمی و پژوهشی آن حل شود.


اگر برخی از ادارات رامسر پس از حدود 30 سال مستقل شدن!!  ؛ مستاجرند ، جای نگرانی نیست. چرا که یک فرهنگسرائی در حدود 15 سال پیش کلنگش را در باغ 30 هکتاری زده اند ، به امید خدا چند دولت بعد فکری به حال آن خواهند کرد! و دانش آموختگان علوم پزشکی از تالارهای سینما و کنسرت موسیقی اش بهره خواهند برد و اوقات فراقتشان را به خوشی سپری خواهند کرد.


اصلا نگران زباله نباشید چرا که جنگل کلاکولی و مسیر اشکته چال هنوز ظرفیتشان تکمیل نشده و در شهر اثری از زباله و بوی متعفن آن نیست که مشامتان را آزار دهد.


... گفتنی ها بسیار است  و ...


مسوولین استانی که دست ماها به شما نمی رسد؛ بازی کی بود کی بود ، من نبودم برای دانشگاه علوم پزشکی واحد بین الملل رامسر، جواب نمی دهد!! اگر دانشگاه شاهد را چون آش با جاش بردند و کسی حرف نزد ؛ دلیل نمی شود که امروز ادعای انتقال دانشگاه را بکنید وبه قول رامسری ها چون دیدید « گرما سوجون » است از اساس آن را کذب و شایعه بدانید.

مردم نگرانند ! نکند به همراه دانشگاه پزشکی ؛ تجهیزات و امکانات بیمارستان ها هم کاهش یابد.


مردم نگرانند چرا که در ساری  2 دانشکده پزشکی که یکی متعلق به دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و دیگری متعلق به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی مازندران است و دانشگاه علوم پزشکی بابل در فاصله چهل کیلومتری آن می باشد شهرهای آمل و بابلسر و فریدونکنار نیز از علوم پزشکی سهم دارند ؛ اما در غرب مازندران فقط به وجود رشته پزشکی در دانشگاه آزاد تنکابن و وجود دانشکده بین الملل پزشکی در رامسر است که انتقال آن ، یعنی حذف بسیاری از خدمات پزشکی. مردم می دانند که تنها راه ارتقای بهداشت و درمان در غرب مازندران تأسیس دانشگاه علوم پزشکی مستقل است نه انتقال یک واحد وابسته !


مردم می پرسند اگر رامسر دارای زیر ساخت تاسیس دانشگاه نبود چرا بدان مجوز دادند؟ و حال که 5 سال است که مجوز دارد چرا امکانات و تجهیزات نمی دهند؟


مردم می پرسند آیا امکان یک همکاری بین بخشی در علوم پزشکی گیلان و مازندران امکان پذیر نیست تا اساتید گیلانی برای تدریس به رامسر بیایند و فکر حذف دانشگاه به خاطر دوری راه ، هزینه های وقت و مالی و جانی در ذهنشان پرورش نیابد؟


هرچند که ربیع فلاح استاندار مازندران گفت: انتقال دانشگاه واحد بین الملل رامسر شایعه است و صورت نخواهد گرفت.چنین کاری صورت نخواهد گرفت و بهتر است این شایعات دامن زده نشود. اگر وزارتخانه هم بخواهد این اقدام را انجام دهد من در کنار مردم رامسر هستم و هرگز خودم را جدای از هیچ کجای مازندران نمی دانم ضمن آن که خیریان پور معاونت توسعه و برنامه ریزی استانداری پیگیر تمامی مسایل غرب مازندران بطور ویژه هستند.


و محمدصادق رضایی معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران گفته است : واحد دانشگاهی رامسر مستقل نیست و تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مازندران است ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران هیچ برنامه‌ای برای انتقال واحد بین‌المللی رامسر نداشته و ندارد.


اما سید جلیل مرتضوی امام جمعه ی شهرستان رامسر احتمال انتقال دانشگاه را زیاد می داند و می گوید : 70 درصد کار انتقال انجام شده است هر چند کمی دیر شده است اما تا آخر برای ماندن دانشگاه تلاش می کنیم و رسانه ها و مردم باید حضور فعال تری برای حفظ آن داشته باشند.


از درون دانشگاه رامسر زمزمه ی دستور معاون وزیر برای انتقال دانشگاه به گوش می رسد و در پی تشدید مخالفت ها به استاتید ،کارمندان و کارکنان توصیه ی اکید می شود که به شایعه ها دامن نزنید!!


هشدار به مسوولان ذی ربط که آگاهانه از تخصیص تجهیزات مورد نظر دانشگاه خود داری می کنند تا مرگ تدریجی و حمل جسد و تابوت خالی این واحد دانشگاهی به ساری را مردم شاهد باشند ، مردم نگرانند و نگران تر از همه آنان و خانواده ی آنانی که چند صباحی است به عناوین مختلف در پست ترین شغل های این دانشگاه و با قراردادهای نگران کننده و با حقوقی پائین مشغول کار هستند .


 هشدار که بازی کردن با احساسات مردم ، داعیه ی استان مستقل را شعله ورتر خواهد کرد و از دست دادن رامسرو منطقه ی گردشگری غرب مازندران ، به یقین  برای استان سنگین و غیر قابل تحمل خواهد بود.

 

با همه ی این اتفاقات ... اما هنوزمردم نگرانند...

 

 

 

 


ساختمان مسکن مهر 20 رامسر در خیابان شهدا ، یکی از پروژه های موفق مسکن مهر منطقه است که با همت سهامداران ، تلاش هیات مدیره و همگامی مسوولین شهرستان رامسربیش از دو سال است که در 90 درصد پیشرفت فیزیکی مانده است. پروژه ای که می توانست گل سرسبد منطقه باشد اکنون در باتلاقی گیر کرده است که اگر با همین روند ادامه یابد ده ها سال دیگر به اتمام نخواهد رسید.


از خیابان شهدا که وارد فرعی مسکن مهر می شوید ، مهمترین مشکل آن ، مسیر کوتاه دسترسی آن است ؛ با آن که سال هاست همه می دانند 90 واحد در آن سکونت می یابند ، مسیر کوتاهش دارای جاده ی خاکی مستاصل کننده است. برخی می گویند سال ها پیش 70 میلیون تومان به شهرداری برای آسفالت آن به حساب  شهرداری واریز شده است و شهرداری در آسفالت آن تعلل کرده است.


اما به ناگاه نمای تقریبا کار شده ی مسکن مهر در چشم ها هویدا می شود. در نگاه اول چشم نواز است ولی با کمی دقت شیلنگ های آویزان از  طبقات مختلف ساختمان آن نشان از یک مشکل لاینحل دارد.


ساکنین از عدم تخصیص کنتور آب به واحدها گلایه دارند و خواستار حل مشکل آن هستند. در تماس با سروری فرماندار و پی گیری ایشان از اداره ی آب و فاضلاب رامسر ؛ محمد پور از تکمیل وضعیت آب رسانی به مجتمع و آمادگی کامل برای واگذاری کنتورهای خبر دادند.


هیات مدیره ی مسکن مهر اما حکایت دیگری دارد. او از غیرقانونی بودن ساکن شدن در واحدها و نا مهربانی ساکنین گلایه دارد. آن ها از این که عده ای با مجوز فرمانداری و بدون تائید فنی و تکمیل ساختمان ساکن شده اند ناراضی اند و علت اصلی بی آبی واحدها را تعیین تکلیف میزان بدهی ها و پرداخت های معوق ساکنین و مالکین  می دانند. آن ها از این که هیات مدیره توانست با ساخت آپارتمان مترمربعی کمتر از 330 هزارتومان به پایان رساند مسرور و از برخورد ناصواب برخی مالکین گلایه مند بودند.


اداره ی مسکن و شهر سازی اما از جلسه ی برگزار شده در استان با حضور نماینده ی اداره ی متبوع ، نماینده ی فرماندار ، نماینده ی هیات مدیره  و تعیین تکلیف قیمت نهائی و تمام شده ی متر مربع ساخت آپارتمان را علت تاخیر در تحویل ساختمان ها می داند. او از نشست در اولین روزهای بهار برای حل مشکل خبر داد و اعلام کرد که مدارک ارایه شده توسط هیات مدیره در نشست ساری کامل نبوده و فرصت داده شده تا این مدارک کامل گردد.


علی فروغ خلعتبری معاون فرماندار ضمن تائید برگزاری جلسه در ساری ، از نواقص موجود در مدارک و تلاش هیات مدیره برای حل مشکل گفت و افزود: منتظر برگزاری جلسه ی مجدد در ساری و آمادگی کامل هیات مدیره برای ارایه ی مستندات و تعیین قیمت تمام شده و قطعی شدن تکلیف مالکین هستیم.


اما وقتی وارد فضای آپارتمان می شودید فقدان آسانسور ، فقدان روشنائی راه پله ها ، عدم تکمیل محوطه سازی ، سقف کاذب پارکینگ ها و... از مشکلاتی دانست که برای ترمیم آن باید زمان طولانی صرف شود.


نشریه ی ساحل دریا معتقد است که کلیه ی مالکین مسکن مهر با شرایط سخت و مشقت توانسته اند مقدمات مالکیت را فراهم کنند و طولانی شدن مدت تحویل ساختمان آن ها را در فشار اقساط ساختمان از یک سو و هزینه های اجاره نشینی و مخارج زندگی از سوی دیگر قرار داده است. پیشنهاد می شود با مدیریت مجموعه ی فرمانداری ، مسکن و شهرسازی ، هیات مدیره و نماینده ی فعال مالکین موضوع با سرعت بیشتر هرچه زودتر حل شود.


ظهر  11 فروردین خبرنگاران رامسر با حضور در دفتر فرماندار با حسین سروری دیداری نوروزی داشتند. در این دیدار که حدود 3 ساعت به طول انجامید خبرنگاران پس از تبریک انتصاب فرماندار به معرفی خود و نشریه ای که در آن مشغول هستند پرداختند و با درخواست فرماندار پنج تن از خبرنگاران دیدگاه های خود  را بیان کردند.


مهدی حلاجیان مدیر مسوول نشریه ی ساحل دریا در این نشست ضمن گرامیداشت ایام فاطمیه انتصاب ایشان  و نوروز را تبریک گفت و افزود : از زحمات محسن یوسفی مدیر سابق روابط عمومی تشکر و انتصاب عباس احمدی ماچیانی را به سمت مشاور ، مدیر روابط عمومی و امور بین الملل فرمانداری رامسر را تبریک و از تلاش های خستگی ناپذیر فعالان عرصه ی رسانه ای در رامسر تشکر  و سال نو را به آن ها تبریک گفت.


وی با تشکر از خبرنگاران غایب نشریه ؛ موسی عطوفت شمسی ، ابوذر باقرسلیمی ، رضا بخشعلی پور و محمد رضا جنت قربانی و از بی مهری روابط عمومی فرمانداری رامسر و دیگر ادارات و نهادها نسبت به خبرنگاران ساحل دریا گلایه کرد و گفت : جای بسی خوشحالی است که جمعی در این نشست حضور دارند که تقریبا همه ی آن ها در ساحل دریا قلم و قدم زده اند  البته انتظار این است که مشاور رسانه ای فرمانداری که از جنس خبرنگاران است ، متکی به لیست های قدیمی نباشد و همه ی خبرنگاران را در مراسم برگزار شده دعوت نماید.


حلاجیان خطاب به فرماندار رامسر گفت : رسانه ها چشم و گوش مردم و مسوولین هستند. از یک سو مردم انتظار بیان مطالبات و مشکلات خود در نشریات هستند و خبرنگاران را مطالبه گر می دانند و از سوی دیگر مسوولین انتظار دارند که خبرنگاران در حمایت آن ها بکوشند ؛ این یکی از اساسی ترین تناقض های شیرین کار خبرنگاری است. هر چند وابستگی برخی نشریات و خبرنگاران به منابع مالی ادارات و نهادها و مشکلات معیشتی آنان ،  گاهی بر خلاف رسالت رسانه عمل می شود و انتظار این است که در شورای اداری به مسوولین بابت داشتن سعه ی صدر بیشتر در بیان دغدغه های مردم ، تذکر داده شود.


وی با اشاره به تعاریف راهبردی مدیر ، مسوول ، رئیس ، و سرپرست در ادارات و نهادها وضعیت عمومی مسوولان ادارات و نهادها در رامسر را در حکم سرپرستی خواند که بیش از آن که به ارتقا و مدیریت مجموعه بیاندیشند به حفظ وضع موجود و تسلط خود بر اداره و حفظ میز تلاش می نمایند ؛ خطاب به فرماندار گفت : انتظار این است که شما مدیران سرپرست شده را ترغیب به مدیریت و یا مسوولیت نمایید و در صورت تغییر ناپذیری آنان ، مقدمات تغییر آنان را فراهم نمایید.


حلاجیان با اشاره به حضور مدیران ارشد کشور ، وزرا و مسوولین در شهرستان رامسر از سروری خواست تا با ارایه ی مشکلات و موانع پروژه ها و شهرستان رامسر به خبرنگاران ، آن ها را امین خود دانسته تا مطالبات مورد لزوم را خبرنگاران از میهمانان شهرستان مطالبه نمایند و مدیریت شهری با چانه زنی های اداری در حل مشکلات تلاش نماید.


در این نشست اسماعیل غلامی ، علیرضا عبدی ، امیر هوشنگ امیدی نژاد و عادل لاریجانیان نیز به بیان مشکلات خبرنگاران پرداختند.


حسین شعبان سروری فرماندار رامسر نیز در این نشست طی سخنانی گفت : با تحریم های موجود شرایط خاص در کشور داریم و با نگاه به ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی باید همدلی بین مسوولین و مردم افزایش یابد ، فاصله ی بین نیروهای اجرایی و مردم کم شده و نگاه مردم و مسوولین تحمل و تلاش برای توسعه باشد.


وی افزود : فرمانداری باید مامن همه باشد و از ظرفیت آن استفاده شود. اکنون به علت عدم انجام کار در ادارات و نهادها ، مراجعات شخصی زیاد شده است و تلاش ما حذف مراجعات اینچنینی است.اکنون انگیزه ی لازم در مسوولین ادارات و نهادها نیست و فشارهای شرکت های خصوصی و ذی نفع در ناکارآمد جلوه دادن نهادها  نیز بی تاثیر نیست.

سروری افزود : رامسر هنوز به جایگاه اصلی خود نرسیده است ، هرچند کارهای مهمی در آن شکل گرفته است و از زحمات خبرنگاران در این عرصه تشکر نمود.


در پایان نشست ؛ لوح تبریک نوروز و هدیه ای که با مشارکت دهیاری جواهرده ، شورای بخش و فرمانداری تهیه شده بود به نمایندگی از سوی فرماندار به خبرنگاران اهدا شد.

 

 

در ایام نوروز برای مردم سوالاتی مطرح شد که دهان به دهان می گشت و نگرانی این بود که با طرح سوال هائی این چنینی دل رئوف مدیران شهرستانی رنجیده خاطر شود . اما حالا که هوا اردیبهشتی شده و بوی شکوفه های بهار نارنج و هوای مطبوع منطقه ؛ شامه نواز شده مناسب است سوالات ذیل پرسیده شود تا شاید مسوولین ذی ربط پاسخی برای آن داشته باشند:


1 – هدف از برپائی بنر بزرگ نیروی انتظامی در جلوی بانک ملی چه بود ؟ چه خدماتی به شهروندان و گردشگران در آن مکان تعبیه شده ارایه شد؟ چقدر به اهداف پیش بینی شده رسیدند؟ آیا با شورای فرهنگ عمومی شهر هماهنگ شده بود ؟ آیا دایره ی میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان رامسر با آن موافق بود؟ اساسا دور از دید نمودن بنای زیبای بانک ملی مرکزی رامسر چه سودی داشت؟


2 -  هدف از برگزاری جشنواره در بنای نیمه کاره ی بازار بین المللی آرامش چه بود ؟ آیا به لحاظ ایمنی و سلامت مورد تائید بود؟ چه کسی سلامت بازدید کنندگان در بنای نیمه کاره را بیمه کرده بود و به چه تعداد؟ آیا در ایجاد بازار با اصناف ، بازرگانی گردشگری  رامسرهماهنگ شده بود؟ هدف از قرار دادن کله قندی های پلاستیکی ( موانع مخروطی ) در طول ساختمان آرامش چه بود؟ آیا نیروی انتظامی با این کار موافق بود؟ آیا تجاوز به حریم عمومی خیابان به طول ساختمان دارای مجوزهای قانونی بوده است؟ چه کسی مجوز ها را صادر نموده بود؟ آیا به صرف این که سرمایه گذاری قصد سرمایه گذاری دارد می تواند و حق دارد حقوق دیگر شهروندان و گردشگران در منطقه را با ایجاد ترافیک ناموزون نادیده بگیرد؟ فرماندار سابق و فعلی با چه انگیزه ای از این نمایشگاه سراسر ایراد حقوقی بازدیدکردند؟ آیا این ساختمان علیرغم ممنوعیت های قانونی افزایش بنا بیش از دو طبقه در منطقه ؛ مجوز خاصی گرفته است؟ آیا پارکینگ لازم برای این بنا پیش بینی شده است؟ اگر این بنای نیمه کاره با اجرای نمایشگاه باعث این همه ترافیک می شود؛ شورای ترافیک و شهرداری برای وضعیت بعد از افتتاح آن فکری کرده اند؟


3 – شهرداری و شورای شهر رامسر با آن که می دانست ترافیک نوروزی در حوالی میدان امام باعث گرفتاری مردم و گردشگران می شود ؛ با چه انگیزه ای هموار کردن مسیر پل صفارود را تا 28 اسفند به تاخیر انداخت؟ با راه افتادن نصف و نیمه ی پل تکلیف دو قسمت شدن بازار و عبور و مرور مردم چیست؟ آیا اولویت با مردم است یا وسایل نقلیه ؟ برای جلوگیری از تصادفات ناشی از این تلاقی چه فکری شده است؟


4 – سال هاست رستوران ها  ، شهر را پارکینگ اختصاصی خود کرده اند و با راهنمائی کارگر رستوران حتی ماشین ها را عمود بر خیابان پارک می کنند.این امر برای رستوران های برادران در رمک و نگین و گلسرخ در ابریشم محله و با حجم کمتر رستوران جنب میدان بسیج مشاهد می شود. و در سال های اخیر فست فودهای رمک و ابریشم محله نیز بدان ها افزوده شده اند.آیا این رستوران ها و فست فودها مجوز اشغال خیابان را از مراجع ذی صلاح اخذ کرده اند؟ وظیفه ی نیروی انتظامی ، شورای ترافیک ، شهرداری و شورا در این امر چیست؟ آیا ایجاد درآمد برای صاحبان آن املاک باید به قیمت ایجاد مزاحمت برای مردم تمام شود؟ سهم درآمد شهروندان ( اخذ عوارض ، پارکبان و ... ) برای این مکان ها توسط شهرداری و شورای شهر اخذ می شود؟ آیا این رستوران ها بخشی از درآمد خود را بابت این مزاحمت ها به عنوان عوارض به متولی مردم ؛ شهرداری رامسر پرداخت می کند؟ اگر مردم سهم ندارند مراجع قانونی با کدام مجوز و توسط چه کسی جلوی این بی قانونی و تخلف می ایستند؟


5 – تله کابین رامسر سال هاست که مورد بهره برداری قرار گرفته است. مدیر تله کابین خود را شهروند رامسری می داند و به آن افتخار می کند ؛ دولت و مسوولان شهرستانی تسهیلاتی را برای سرعت بخشیدن به اجرای آن پرداخته اند. این مرکز تفریحی در طول سال به خصوص در ایام تعطیل و نوروز برنامه های متنوعی دارد و از آن کسب در آمد می کند. آیا بخشی از این درآمد به حساب شهرداری برای توسعه ی شهری و به عنوان عوارض واریز می شود؟ اگر می شود چند درصد از درآمد و سالیانه چقدر است؟ تکلیف مردمی که در کنار تله کابین از پیش زندگی می کردند و اینک عصرها و تا پاسی از شب مجبورند سرو صدای شادی و موسیقی پخش شده از آن را بشنوند چیست؟ شهرداری و تله کابین چه بخش از درآمد خود را صرف این منطقه نموده اند یا می نمایند؟ آیا راهی برای کاهش تولید صداهای آزار دهنده ی های تله کابین به خصوص در نیمه شب وجود ندارد؟


سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 33  ؛  بیست و نه اسفند ماه  1392




در تقویم قدیم ایرانی 365 روز سال به 12 ماه 30 روز تقسیم می شد و پنج روز باقی مانده خارج از تقویم بوده و به اصطلاح از عمر محسوب نمی شد. این پنج روز را پنته ، پنتک و در گویش قدمای منطقه پنجیک نام گذاری کرده اند.


پنجیک روزهای زنده نگهداشتن یاد اموات و سر زدن به گورهای آنان و اهدای هدایا و نذورات برای شادی آن ها ؛ سپری می شد.


پس از آن نیز چهار روز اول سال نو را به دیدار زندگان ، بزرگان ، خانواده ، دوستان و آشنایان رفته و در مدلی دیگر به شادمانی و جشن می پرداختند.


مجموع پنجیک و چهار روز نخست سال ، 9 روز یا نو روز را تشکیل می داد. هرچند برخی معتقدند نو روز همان روز نو است و اولین روز سال جدید را می گفتند. 



همینک نیز مردم ایران نه به اندازه ی پنج روز ؛ اما آخرین پنج شنبه ی سال را به دیدار مقابر اموات می روند و برای شادی روحشان از خدا طلب مغفرت می کنند و اما چهار روز نخست ؛ در تقویم رسمی ، تعطیل و همان سنت پیشنیان را برای دیدار بزرگان ، اقوام و آشنایان را پاس داشته اند.


اما انتهای سال 1392 و آغاز سال 1393 هم زمان با سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه سلام الله علیها می باشد و مردم منطقه مانند سالیانی پیش که ماه شهادت حضرت امام حسین علیه السلام با آغاز سال نو یکی شده بود ، ضمن پاسداشت سنت نیاکان و دید و بازدیدهائی که تحت عنوان صله رحم از تاکیدات موکد اسلامی نیز هست ، حرمت ماه محرم را حفظ نمودند ؛ امسال نیز با دوگانه ای از شادی و غم چنان با مدیریت کارآمد عبور می کنند که بر هیچکدامشان خللی وارد نشود.


بزرگداشت اموات و صله ارحام و « دوست داشتن چیزی که پیامبر اسلام دوست دارد » ؛ نکات ظریفی است که مردم ایران با آغاز سال نو آن را به جهانیان عرضه خواهند داشت. 


شاید این تقارن نزدیک ترین تکرار سنت پیشینیان در یادکرد اموات و زندگان باشد. با درخواست سالی پر برکت از کرامت اهل بیت علیهم اسلام ، امید است آینده ی روشن ایران اسلامی به بهترین وجه رقم بخورد.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 31  ؛  سی م بهمن ماه  1392



بارش برف 140 سانتی متری که در 50 سال اخیر در غرب مازندران بی سابقه بود و نحوه ی مدیریت و رسیدگی به مردم و منطقه  ، باعث شد بار دیگر انگشت اشاره ی اتهام به فقدان توجه مرکز نشینان استان نشانه رود.


کمبود زیر ساخت های اولیه ی رفع بحران برف از جمله تجهیزات بازگشائی معابر و ماشین های برف روبی ، و انباشته شدن مسیر های تردد از برف یکسو و قطع آب و برق و کمبود نان و مایحتاج عمومی از دیگر سو و حتی فقدان پوشش خبری مناسب در روزهای نخست ، آزمونی برای کارکرد در مدیریت بحران بود.


هرچند تلاش شبانه روزی مدیران  شهرستانی که در این چند روز فرصت دیدار و حتی مکالمه ی تلفنی با خانواده هایشان ، از آن ها سلب شد ؛ بسیار سخت و آزار دهنده بود ، اما مردم راضی نشدند. نارضایتی مردم به سبب کمبود تلاش مدیران نبود بلکه به لحاظ نرسیدن به خواسته های منطقی و بسیار ساده ی قابل حصول بود. فقدان ارتباط مناسب به علت قطع برق و از آن مهمتر نبود شماره ای برای پاسخگوئی در مواقع بحرانی ، دسترسی به مسوولان را دشوار کرده بود ؛ تا جائی که به زعم مردم « هیچ کس پاسخگو نبود! ».


رسانه ی بومی استان مازندران در سه روز اول بحران نتوانست خوب عمل کند و حجم مشکلات و مصائب را به درستی پخش تا عمق بحران به مسوولان استانی و کشوری منعکس شود . هرچند ارتباط برخی شهروندان با مسولان رده بالای کشوری و رسانه ای توانست پوشش خبری مناسب و حضور با تاخیر مسوولان استانی و کشوری را سبب شود و این امر مرحمی بر دل مردم منطقه بود اما در عمل گرهی از کارهای مورد نیاز مردم در چهار روز نخست  را باز نکرد.


اینک اما بحران فروکش کرده است، اما دامنه ی نارضایتی ها نه تنها کاهش نیافته بلکه مطالبات دیگری بر آن افزون شده است. وقت آن رسیده تا در آرامش پس از بحران برضعف های مدیریتی و کمبودهای تجهیزاتی از همینک برای آینده تدبیر شود و مصرانه از استان و کشور مطالبات به حق مردم پوشش داده شود ؛ خسارات برآورد صحیح و پرداخت شود ، وعده های مسوولین استانی و کشوری عملیاتی شود و با گفتن این هم تمام شد چند باره مشکلات 86 و 92 را در سال های بعد تجربه نکنیم.

 



مهدی حلاجیان مدیر مسوول نشریه ی ساحل دریا -  بحران برف که از غروب روز جمعه  11 بهمن آغاز شده بود و تا روز سه شنبه ادامه داشت ، با قطع برق در روز شنبه و به دنبال آن قطع آب و اتمام شارژ موبایل ها وارد مرحله ی بحرانی شده بود ، سرانجام با مشارکت مدیران شهرستانی و حضور مدیران استانی و کشوری خاتمه یافت. در مروری از چهار جنبه ،  گردش کار بحران در یک نگاه کوتاه در ذیل ارایه می شود. بدیهی است این نگاه کوتاه برگرفته از نظرات مردم در معابر  محافل ، گفتگو های تلفنی ، فضای مجازی و ... اخذ شده است و هدف آن تقویت راه کارهای آتی می باشد.

 

ضعف ها

-  تلفن خاص برای جوابگویی به مردم در ستاد بحران نبود مردم به هرکجا زنگ می زدند کسی پاسخگو نبود.

- عمده نگرانی مربوط به مدیریت بحران شهرستان ، منطقه و کشور بود که گویی هیچ برنامه از پیش تعیین شده ای برای مواجهه با بحران نداشت.

- در بحران سپید برای مشکلاتی نظیر تامین نان و آذوقه مردم (باز بودن کافی نانوایی و بقالی و میوه فروشی و ... با قیمت عادله ) ، حمل و نقل عمومی (تاکسی، اتوبوس بین شهری و راه های ارتباطی اصلی) ، جریان اطلاع رسانی( وجود بی خبری مطلق از وضع موجود و پیش بینی اتفاقات بعدی و ...) و پوشش حمایتی مناطق و افراد آسیب دیده از برف یا برنامه ای وجود نداشت یا به قدر کافی نبود.

- تخلیه ی با تاخیر آب معدنی در سطح شهر، اگر در جای جای شهر آب معدنی فروخته می شد خیلی بهتر بود چون از نظر اب نوشیدنی مردم در مضیقه بودند.


- حضور کمرنگ صدا و سیما در پوشش اخبار حوادث و هشدارها در سه روز اول


- ضمن تقدیر از شرکت های خصوصی در حل معضلات بحران ؛ حضور شرکت برادران نجفی ، پیمانکار فرودگاه ( شرکت گیل گستر )، پیمانکار کنار گذر ساحلی ( قرارگاه خاتم الاوصیا ) ،  شرکت آب معدنی جواهرده در همیاری به مردم به شدت کمرنگ بود هرچند هربخش خصوصی برای بقای شرکتش تلاش می کند اما انتظار از کسانی که به شهر مدیون هستند بیش از این بود.

-  برخی مدیران که فقط برای رفع بحران در منزل استخدام شده بودند گلایه مندند.

-  برخی نیز فقط دنبال جمع اوری اموال خود  و رفع مشکلات شخصی بودند .

قوت ها

- شوراهای شهر و شهرداری ها به دنبال پاسخگویی به پرسش ها و انتقاد مردم بودند.
- مردم در مجموع و به طور نسبی از آمادگی مدیریت بحران ناراضی و از عملکرد حوزه های تحت مسئولیت مدیران  برای رفع بحران ، راضی  هستند .

- شرایط را با شهرهای همسایه  اگر قیاس کنید متوجه می شوید که بحران خوب مدیریت شد و هیچ کس انتظار چنین برفی را نداشت .

- روز اول با تقسیم رامسر به چهار ناحیه و دعوت از پیمانکاران خصوصی کار مدیریت بحران آغاز شد.


- هماهنگی با مساجد جهت در اختیار قرار دادن موتورهای برق به نانوائی ها  صورت گرفت و تهیه ی نان با سختی اما قابل حصول بود.


- در 24 ساعت اول خیابان های اصلی شهر ، ورودی کتالم و سادات شهر، مسیر تردد جواهرده و جنت رودبار بازگشائی شد و اکثر ادارات فعال بودند.


- کمک به بیماران صعب العلاج ، بیماری های خاص و بازگشائی مسیر منازل بیماران دیالیزی ، فعال نمودن ناوگان حمل و نقل شهری  یکی از نقاط قوت این بحران بود.


-  اداره گاز دچار مشکل خاصی نشد.

 

 

برنامه های برای آینده

- با تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف توجه به موارد زیر کارگشاست.

- راضی کردن همه و برآوردن تمامی توقعات کار دشواری است و حصول رضایت همه ی مردم کار ساده ای به نظر نمی آید ، اما این امر تلاش بیشتری را می طلبد.

- ابزار و نیروی انسانی دو رکن اساسی مدیریت بحران است که متاسفانه ابزار به اندازه ی کافی نبود تا گام دوم یعنی مدیریت نیروی انسانی برداشته شود، تلاش برای تکمیل تجهیزات از همین امروز آغاز گردد.


-اجرای مانورهای متنوع و شناسائی  توانایی ها و  و فراخوان نیروهای توانمند می تواند به بهتر شدن اوضاع در آتیه کمک کند.

-پیش بینی مجوز پایگاه امداد نجات هوایی و دریایی و زمینی که در غرب مازندران در شهرستان رامسر ( یکی از آخرین مصوبات شورای شهر سوم در سال 1388 و مصوب دولت با بودجه معلوم ) پیگیری شود و زودتر به انجام رسد.


 

 

تشکر و قدر دانی

- تشکر از همه کسانی که در این مدت  یک هفته بطور شبانه روزی و به دور از خانه و خانواده بدون هیچ چشم داشتی و تنها در جهت امدادرسانی و خدمات رسانی به مردم و مناطق بحرانی رامسر پای کار بودند و در حد توان خود برای رفع مشکل شهر کمک کردند .

- ائمه ی جمعه ، فرمانداران ، بخشداران ،اداره ی برق ، اداره ی راه و شهرسازی ، شرکت گاز ،  فرماندهان سپاه ، شورای تامین ،  اعضای شوراهای شهر و روستا ، دهیاران و شهرداران ، ادارات هلال احمر  منطقه ، رئیس بیمارستان امام سجاد ( ع ) رامسر ، درمانگاه شهید مهدیقلی عزیزی ، مراکز بهداشتی و درمانی منطقه ، علی امینی شاد شهردار شهر شهمیرزاد و ارسال ماشین آلات در رفع مشکلات ، نانوائی ها ، مردم  پرتلاش و زحمتکش که خودجوش به رفع مشکلات پرداختند ، رئیس جمهور ، وزیر راه ، وزیر نیرو ، استان دار ، سخنگوی دولت  و همه ی آن هائی که از استان و کشور همراه و همگام بودند.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 30 ؛  پانزدهم بهمن ماه  1392


مدیریت در بحران

از غروب شب جمعه که به گزارش اداره ی هواشناسی برف و سرما شمال کشور را فرا خواهد گرفت ، ساعاتی نگذشته بود که آرام آرام زمین های شمال کشور سفید پوش شد.این رخت زیبا اما اندک اندک در برخی از شهرستان ها از سفید پوشی گذشته و ارتفاع آن در شهرستان های تنکابن و رامسر تا 140 سانتی متر و در برخی از شهرستان های غرب گیلان تا 250 سانتی متر اوج گرفت.


مشکل منطقه ی غرب مازندران پس از برف ؛ از زمانی شدت گرفت که در اثر بارش برف ، یکی از دکل های 63کیلوولتی تغذیه ی برق غرب مازندران در « سرو لات » از مدار خارج شد.با ازدیاد زمان قطع برق به مرور آب لوله های شهر نیز در اثر فقدان پمپاژ از مدار خارج شد. حال ؛ منطقه ی غرب مازندران بی آب و برق ، در سرمای برف منتظر مدیریت ، مدیران شهرستانی بود. کمی بعد نیز مشکل تامین نان در نانوائی ها ، بدون آب و برق بروز کرد و مدتی بعد تر نیز شارژ موبایل ها و تلفن های منازلی که شارژر برقی داشتند ، بر کاهش اطلاع رسانی ها افزود.


مدیران شهرستان ها که آمادگی مدیریت بحران برف را پیش روی خود برنامه ریزی کرده بودند به ناگاه با مشکلات مهم تری چون تامین آب ، نان ، برق و کم کم سایر مایحتاج زندگی مواجه شدند و عملا دایره ی هماهنگی و شیرازه ی مدیریتی اشان به هم ریخت

.

... و ناگهان بحران ؛  پدید آمد و همه را درگیر کرد.هرچند مدیران شهرستان ها تمام تلاش خود را برای مدیریت بحران به کار گرفتند ؛ اما با وسعت دامنه های بحران و چند جانبه بودن مشکلات بر نارضایتی مردم منطقه افزود شد. آنان که اینک بدون آب ، برق ، کمبود نان ، مسدود بودن راه های ارتباطی و دست آخر زیان های ناشی از فرو ریختن سقف خانه ها ، مغازه ها ، انبارها و مهم تر از آن ازبین رفتن مرکبات موجود بر درختان و بعضا انبارهای خود یا بستگان مواجه شدند ؛ مهم ترین و اولین نکته اشان بحران برف نبود بلکه انگشت اتهام به بحران در مدیریت شهری بود.


شاید با افزایش « تدبیر » و « امید » می شد از نگرانی های جامعه کاست اما...

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 29 ؛  سی م دی ماه  1392



چند ماهی که از دولت یازدهم می گذرد بسیاری بر این باورند و انتظار دارند که مدیران قبلی از دور خدمت معاف یا جابجا شوند. سوالاتی مطرح است :


آیا همه ی دولت مردان مدیر در شهرستان ها باید تعویض شوند؟ آیا اجبار در گزینش نیرهای بومی منجر به رشد و توسعه در شهرستان ها خواهد شد؟ آیا همه ی کسانی که سنگ تعویض نیروها را به سینه می زنند دنبال رشد و توسعه ی شهرستان های خود هستند؟


پاسخ به همه ی این سوالات در این مختصر نمی گنجد ، اما آیا با تعویض یک مدیر چه اتفاق نیفتاده ای باید صورت پذیرد؟ آیا بومی بودن ملاک قرارگیرد یا کارآمدی؟ تکلیف مدیران کارآمد و غیر بومی در این تعویض دولت ها چیست؟ چرا برخی از کارها و پروژه ها در شهر معطل مانده است؟


آن چه که در کارهای اداری تمام ادارات و نهاد ها در سال های اخیر مشخص است ، مشکل اصلی تمام ارگان های دولتی ، فقدان تخصیص اعتبار لازم ؛ عامل و بانی بسیاری از تاخیرات تکمیل پروژه ها بوده است و اگر بر فرض یک مدیر کارآمد و توانمندی هم در راس کار بود فرقی با مدیر کم تجربه نمی کرد.اما در آینده ی نزدیک با حذف تحریم ها ، بازگشت دارائی های بلوکه شده ، فروش بیشتر نفت ، تلاش برای گسترش بخش کشاورزی و صادرات محصولات آن و... که آینده ی روشنی را پیش روی قرار خواهد داد ؛ امید است این بخش منفی از جامعه رخت بربندد.


حال با فرض بر وفق مراد بودن اوضاع مالی باید افکار عمومی روشن شوند که مدیر بومی مناسب تر است یا مدیر کارآمد؟ و اساسا آیا می شود میان این دو گزینه ، یکی را برگزید؟ برخی معتقدند که در هر شهرستانی افراد توانمند محقی وجود دارند که قابلیت های اجرائی آنان می تواند بسیاری از مدیران کوتاه قد فعلی ادارات را پوشش دهند و برخی اعتقاد دارند در میان گزینه ی بومی ضعیف و غیر بومی کار بلد ؛ انتخاب میان بد و بدتر است!!! و گزینه ی بومی ضعیف را بیشتر می پسندند.


به نظر می رسد این امر چالشی است که مدیران مافوق استانی را با تاخیر در تصمیم گیری مواجه کرده است و میان آن چه خود می پسندند و انتظاری که شهرستان ها دارند ؛ اشکالی بزرگ مواجه کرده است. البته انتظارات افراد صاحب نفوذ و گروه های مطالبه گر را نیز باید به این پارامترها افزود.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 28 ؛  پانزدهم دی ماه  1392


وسط اولین ماه زمستان است و شاید همه بگویند که فصل برف و سفیدی است اما برای اکثر مردم منطقه ، این زمان رنگ و بوی خاصی می دهد. پس از شکوفائی بهارنارنج ها در اردیبهشت و طی مراحل کاشت و داشت اعم از آبدهی ، کود دهی ، سم پاشی و ... فصل رسیدن و برداشت مرکبات و نارنجی شدن درختان همیشه سبز آن است.

 

این نارنجی شدن شاید لب های دلالان را چون پسته ای خندان نماید اما دل بسیاری از باغداران را کدر می نماید.

 

فقدان توجه به شاخصه های مهم کشاورزی در دولت مردان و مجلسیان امری است تکراری که قدیمی شده !!! این دولت و نماینده ی منطقه که هنوز بهاری به خود ندیده اند ! اما دولت ها و مجلسیان پیشین بهاران بسیاری را پشت سر گذاشته اند. آن ها علی رغم دغدغه و دردمندی کشاورزان و باغدارارن، قرمزی گونه های یخ زده ی این قشر زحمت کش را کمتر دیده اند و یا دیده اند و به روی خود نیاورده اند.

 

واردات بی موقع محصولات کشاورزی اعم از برنج ، سیب زمینی ، پیاز ، گندم ، سیب ، کیوی و حتی پرتقال ؛ مربوط به امروز و این نسل نیست و عجب آن که همه ی آن مجلسیان و دولت مردان پیشین در خود دغدغه ی قشر محروم را بروز داده اند اما این که چرا گام مهمی در این راه برنداشته اند ؛ هنوز پی برده نشده است.

 

حمایت از باغداران و حجره دارانی که منصفانه رابط بین کشاورزی مردم و دولت شده اند در همه ی زمان ها به ویژه امروزه نیاز و لازم است. تکیه زنندگان بر کرسی قدرت نباید اجازه دهند که سرمای طاقت فرسای بدهی به تن زحمت کش این قشر محروم رخنه کند .

 

به نظر می رسد وظیفه ی اصلی نمایندگان مردم در مجلس تصویب قوانینی در حمایت از کشاورزی منطقه باید باشد تا مستمسکی در مقابل زیاده خواهی رانت خواران وجود داشته و مسوولان ذی ربط بتوانند قاطعانه از حقوق آنان دفاع نمایند.

 

چندی دیگر شب عید است و خیلی ها سنگ میوه ی عید مردم را به سینه خواهند کوفت. امید است این دغدغه موجب واردات ناخواسته ی محصولات خارجی به ایران نشود. بهتر است تا دیر نشده و آن سنگ واژگونه بر سر آنان فرود نیامده هم اکنون انبارها را از محصولات ایرانی انباشته نمایند.



سه سالی است که ساحل دریا در دستان مردم است و آن ها خشنود از خواندن مطالب و ما نیز خرسند از اطلاع رسانی هستیم.

 

اما نشریات وجه دیگری دارند که با وزارت مطبوع خود طرفند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون مطبوعاتی آن.

 

 

از ده سال مشقت باری که به دنبال مجوز انتشار نشریه بودم  به سادگی نمی توانم بگذرم و خاطرات فراموش نشدنی از پی گیری های بی فرجام آن همیشه در ذهنم باقی مانده است. در سه سال انتشار نشریه نیز همیشه می شنیدم ، یارانه ی مطبوعات می دهند ؛ اما هیچ گاه آن قدر برایم ملموس نبود که چگونه ؟

 

کار ارزشمندی که معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد دولت یازدهم کرد، کاری بود کارستان. این که نشریه ی پایتخت و استان محروم ، نشریه ی شمال و جنوب ، نشریه شرق و غرب نداریم. این که همه می دانند که نشریات استان محروم سیستان و بلوچستان و پایتخت یکی شده است و با تعیین پارامترها و الگوهای تعریف شده ی معاونت مطبوعاتی سهمشان از یارانه مشخص شده است.

 

کار ارزشمندی که شبهه زدائی کرده است و اینک کسی نگران نیست که فلان نشریه ی مدافع دولت و بهمان نشریه ی مخالف دولت سهمشان با توجه به الگوهای تعریف شده  ؛ مشخص است و تغییری نخواهد کرد. شمارگان انتشار ، تولید محتوای مطلوب و حذف کپی پیست ها از دنیای مجازی شاخص اعتبار شده است و این یعنی گامی به جلو.

 

اینک نه تنها همه ی نشریات بل که همه ی آحاد مردم می دانند که کدام نشریه به چه میزان یارانه دریافت نموده است. شفافیت در اطلاع رسانی و آگاه بودن مردم  و رسانه ها از میزان یارانه کمک بسزائی در بهبود کیفی و انتشار منظم تر نشریات خواهد کرد.

 

بی شک هر قانون و مصوبه ی جدیدی بلا اشکال نخواهد بود و با گذشت زمان و اجرائی شدن آن نواقص و کاستی های آن سر باز خواهند کرد و این وظیفه ی دستگاه های متولی است که نسبت به اصلاح قوانین و مقررات برای بهبود وضعیت اقدام نمایند.

 

وقتی می اندیشم و جوانب امر را می بینم ، می فهمم که همین درست است. این که سال ها عده ای بر معاونت مطبوعاتی استیلا داشته اند که هدفشان تحدید مطبوعات بود و امروز  بر تارک معاونت مطبوعاتی عزیزی تکیه زده است که از جنس خودمان است. از کار زیبای حسین انتظامی معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد باید صمیمانه قدر دان بود. همه می دانند که او از جنس رسانه است. رسانه را می شناسد و در وادی آن قدم و قلم زده است. کاستی ها ، نقاط ضعف و قدرتش را می شناسد و در تقویت و بهبود آن تلاش می کند. او دارای دکترای مدیریت استراتژیک است و نویسنده ی کتاب های روایت رویت ، روزنامه‌نگاری و روزنامه داری، مدیریت مطبوعاتی، دغدغه‌های امروز مطبوعات، نقطه، ناوبری وب ؛  وی نماینده مدیران مسئول در هیئت نظارت بر مطبوعات ، مدیرعامل همشهری ، مدیرمسئول جامجم ، سخنگوی شورای عالی امنیت ملی، عضو هیئت منصفه مطبوعات ، عضو هیئت مدیره انتشارات سروش، بنیاد اندیشه اسلامی ، خانه روزنامهنگاران جوان را در کارنامه ی سوابق خود دارد و می داند که نشریات کارآمد و موثر در جامعه چه نقش موثری دارند.

 

به طور طبیعی نیز عده ای از فقدان شفافیت ها سود می بردند و این کار معاونت مطبوعاتی را به صرف و صلاح خود نمی دانند و در یک اقدام طبیعی دست به مخالفت با این گونه شیوه ها می زنند.

 

انتظار این است که معاونت مطبوعاتی بدور از هرگونه اقدام تدافعی در تنظیم و تبیین اقدام خود بکوشد و با اصلاح نواقص و کاستی ها این اقدام حسنه را تداوم بخشد.

 

نشریه ی ساحل دریا به سبب اهمال برخی دوستان و نرسیدن برگه ی اعلام وصول نشریه به معاونت مطبوعاتی  اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نتوانست در مرحله ی اول دریافت کننده ی این یارانه باشد اما سازو کارهای تعریف شده در معاونت مطبوعاتی دلگرم کننده می باشد.

 



پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران سه مدیر و مسوول شهرستانی در تصمیم گیری شهرستانی موثر بودند.امام جمعه ، نماینده ی مجلس و فرماندار شهرستان. در انتخاب فرماندار نظر امام جمعه و نماینده ی مجلس صائب بوده و در انتخاب مسوولین شهرستان نیز نظر فرماندار از اهمیت بسزائی برخوردار شد. به فراخور  میزان » قدرت مدیریت « و  »مدیریت قدرت « تصمیمات آن ها بر آینده ی شهرستان اثرات معلومی می گذارد. هرچند در مقاطعی شاهدفقدان تفاهم نماینده ی مجلس با فرماندار وقت بوده ایم و ناگفته پیداست که اثرات مخرب این عدم تفاهم بر رشد و توسعه ی شهرستان اثر منفی بزرگی گذاشته است.

 

قضاوت در خصوص این که فرماندار بعدی رامسر راسا از استان معرفی می شود و یا تفاهم دو عنصر اثر گذار مدیریت شهرستان را به دنبال دارد یا نه ، شاید کمی زود باشد. اما تعامل سازنده ی دولت یازدهم با مجلس و علما نشان داده است که اتفاق  بدی نخواهد افتاد.

 

در این مقاله  صرفا به انتخاب یک ضلع از سه ضلع قدرت مدیریت شهرستان ، و فرماندار بعدی پرداخته خواهد شد و از عناصر تاثیر گذار بر انتخاب فرماندار و نقش آن ها در این انتخاب ، عبور می شود


.

 

 


مدت

زمان پایان

زمان شروع

نام و نام خانوادگی

عنوان

ردیف

 


848

61/6/15

59/1/29

علا الدین وحید غروی

فرماندار

1

 


681

63/4/13

61/6/16

محمد حسن الله داد

فرماندار

2

 


792

68/12/1

63/4/13

اکبر درزی اعلام

فرماندار

3

 


126

69/4/17

68/12/9

محمد محسنیان

سرپرست

4

 


795

71/6/20

69/4/17

مهدی محمدی

فرماندار

5



2045

76/11/27

71/4/21

حسن خیریان پور

فرماندار

6

 


1550

81/2/27

76/11/27

قنبر سیمیاری

فرماندار

7

 


1402

84/12/20

81/2/20

سید احمد میری

فرماندار

8

 


1001

87/9/16

84/12/20

علی باباخانی

فرماندار

9

 


71

87/11/27

87/9/16

ابوالحسن آقاجان کردی

سرپرست

10

 


720

89/11/17

87/11/27

عبدالصمد صفرنژاد

فرماندار

11

 


372

90/11/24

89/11/17

محمد صالح رضاخانی

فرماندار

12

 


183

91/5/21

90/11/24

غلامرضا فروغ خلعتبری

سرپرست

13

 


198

ادامه دارد

91/5/21

رستم زرودی

فرماندار

14

 

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و مستقل شدن شهرستان رامسر ، این شهرستان نیز مانند دیگر قطعات پازل استان ، دارای فرماندار شد. از آن زمان فرمانداران متعددی آمدند و رفتند و هر کدام از آنان از خود آثار ، یادگارهای خوب و بدی را به جای گذاشته و رفتند. از آن زمان تا آغاز دولت یازدهم تعداد یازده فرماندار و سه سرپرست فرماندار ، بر کرسی فرمانداری رامسر جلوس کردند. از سال 59 تا  92 تعداد 14 نفر که سهم دولت های اول تا هشتم و در مدت 25 سال  7  فرماندار و یک سرپرست  و سهم دولت نهم و دهم و در مدت 8 سال ، 4 فرماندار و 2 سرپرست  بوده است.

 

رکوردار بیشترین مدت فرمانداری متعلق به حسن خیریانپور است با 2045 روز فرمانداری و کمترین زمان جلوس نیز به محمد صالح رضاخانی با 372 روز فرمانداری تعلق دارد . در میان سرپرستان فرمانداری نیز کمترین مدت را ابوالحسن آقاجان کردی با 71 روز و بیشترین زمان را غلام رضا فروغ خلعتبری با 183 روز سرپرستی فرمانداری دارد. البته رکورد دار بیشترین مدت بخشداری در کل کشور نیز ایشان با بیش از 19 سال بخشداری می باشند.

 

خیلی انتظار داشتند و دارند که تعویض فرماندار رامسر با سرعت بیشتری شکل می گرفت اما آمار نشان می دهد که روند تغییر فرماندار در رامسر کاملا عادی است. این امر با نگاهی به آمار ملموس تر است. دولت اکبر هاشمی رفسنجانی فرماندار منصوب شده ی دولت میر حسین موسوی را پس از 249 روز تعویض کرد. این اتفاق در دولت سید محمد خاتمی با 275 روز انجام گرفت و دولت دهم نیز فرماندار منصوب سید محمد خاتمی را 260 روز پس از برگزاری انتخابات تعویض نمود.

 

تا پایان آذر 198 روز از انتخابات  24 خرداد 92  و صدارت دولت یازدهم گذشته است . ربیع فلاح جلودار استاندار مازندران در 23 آذر اعلام کرد که تا دو ماه دیگر مسوولین مد نظرش تغییر خواهند کرد.

 

 

در این مدت فرماندار رامسر تعویض می شود یا دولت یازدهم رکورد دار زمان تعویض فرماندار خواهد شد و  یا گزینه  ای دیگر و آن این که فرماندار فعلی ، شاید بر خلاف اسلاف خویش بر مسند فرمانداری محکم تر تکیه خواهد زد؟

 

به هر روی استاندار مازندران صحبت از همه ی تغییرات تا دو ماه آینده کرده است. اما علاقه مندان به منصب فرمانداری رامسر و اضلاع قدرت رامسر نیز در این برنامه ریزی نقش دارند. اما ضلع دیگری نیز در این دوره فعال است و خواهان تعویض فرماندار رامسر . آن ها گروهی هستند که دولت را بر آمده از تلاش خود می دانند !!

 

از میان گزینه های فرمانداری رامسر نام فرماندار فعلی رامسر ، چند فرماندار سابق رامسر ، یکی از فرمانداران تنکابن و یک نفر غیر از این سکان داران قبلی به چشم می خورد. شمارش معکوس برای زمان تغییر ابلاغ ، استاندار مازندران به حرکت در آمده است و باید منتظر ماند و دید که کلید دولت تدبیر و امید کدام زبان ها و زبانه ها را خواهد گشود.



در آستانه ی سومین سال انتشار نشریه ی ساحل دریا ، تقاضای تغییر وضعیت انتشار نشریه از ماهنامه به دو هفته نامه و از استان مازندران به دو استانی شدن گیلان و مازندران به مراجع ذی ربط ارسال شد.

 

در کمال ناباوری و بر اساس تجربه ی تلخ ده سال صبر برای صدور مجوز انتشار نشریه ، و در حالی که تصمیم به صبر ایوب داشتم ، در کمتر از یک ماه پاسخ معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از طریق پست به دفتر نشریه رسید و با هردو موضوع خواسته شده موافقت شد.

 

این  سرعت عمل مرا غافلگیر کرد ، از برنامه ریزی دقیق معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تیم همراهشان صمیمانه سپاسگزارم و به مردم خوب منطقه بشارت می دهم که از این پس با توانی بیشتر رسالت رسانه ای خویش را به انجام خواهم رساند و در این راه دشوار همراهی و هم دلی مردم به خصوص همشهریان عزیز شهرستان رامسر را طلب می کنم.

 

از این که می بینم و می گویند که ساحل دریا در رشد و توسعه ی منطقه اثر گذار بوده به خود می بالم و این همه را مدیون همکاران تحریریه ی نشریه ی ساحل دریا به خصوص از قلم روان موسی عطوفت شمسی ، نگاه تیز بین ابوذر باقرسلیمی ،تلاش بی وقفه ی محمد حسین شعشعانی ، همکاری خانوادگی خانواده ی اهل قلم و فعال حسن فلاح نژاد و دوستان فعال نشریه مصطفی شریف نیا ، رضا بخشعلی پور ، احمد برفی ، کار ارزشمند صفحه آرای باسلیقه سعیده موسوی و .... هستم. در این مختصر از همراهی محمد رضا بهرامی نیز در چندین شماره  ابتدائی کار بهره بردم که از ایشان نیز سپاسگزارم .

 

از این که از این پس دوهفته نامه ی ساحل دریا در گیلان و مازندران توزیع می شود ، آن را از افتخارات شهرستان رامسر خواهم دانست و توقعم حمایت بیشتر مردم به ویژه اساتید و بزرگواران اهل قلم است.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 27 ؛  آذر ماه  1392


 


نا گفته پیداست که گرانی در جامعه فزونی یافته است. از ارزاق عمومی و مایحتاج زندگی گرفته تا هزینه های درمان و بهداشت. یک مثل قدیمی گیلکی رامسر این روزها شاید بیشتر مصداق داشته باشد : « فقیر بنه بمیره » ، فقیر باید بمیرد. متاسفانه فشار اقتصادی از یک سو و فقدان کار مناسب از سوی دیگر دو لبه ی تیز فشار بر جامعه شده است

.

یکی از کارشناسان سازمان مرتبط با گرانفروشی می گفت : الان تو جامعه گرانی داریم ، اما گرانفروشی نداریم بنابر این سازمان ما کاری نمی تواند انجام دهد.!! این که سازمانی که کارش مبارزه با گرانفروشی است کاری نمی تواند از پیش ببرد ، موضوعی است که اذیت و آزار خلق الله را باعث شده است.اجناس هر روز گران و گرانتر می شوند ؛ اما فروشنده با انصاف است و گران نمی فروشد.!!


بازی با کلماتی که در نگاه اول ساده و خنده دار می نماید اما در باطن و متن مشکلات عدیده ای را برای قشر متوسط و ضعیف جامعه به بار آورده است. شاید لازم باشد ساختار جدیدی به وجود آید و جلوی گرانی ها را بگیرد و این ساختار نیازمند رئیس ، کارشناس ، کارمند و... و البته کارآفرینی و اشتغال برای عده ای باشد، تا شاید در آتیه بتوانند جلوی گرانی را بگیرند

.

آن وقت است که چون قیمت ها ثابت می مانند ، عده ای گرانفروشی می کنند و کارکنان سازمان مربوط اسباب اشتغالشان فراهم می شود

.

از بازی با این کلمات که بگذریم ، همانطور که پیشترها نوشته ام ، گرانی یقه ی مردم را چسبیده است و این یقه گیری عاقبت خوشی نخواهد داشت. ممکن است اولویت مردم هنوز گرانی نشده باشد  !! اما خدا نکند که به آن روز برسیم

.

 مسوولین ارشد کشوری دست به کار شوند و الفاظ رکود ، تورم ، رکود تورمی ، بیکاری ، شاخص فلاکت و.... را به کناری بگذارند و دستگیر مرم شوند. تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی جامعه امروز بر همه ی مسوولان ارشد کشور باید تکلیفی جدی باشد. مردم هر روز می شنوند که پول های کلانی در اثر فقدان نظارت صحیح به راحتی حیف و میل می شود و شاید تحمل اتفاقات افتاده و مقایسه با وضع فعلی آن ها ؛ عصابنیت غیر قابل کنترلی را رقم زند.




 به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری،قاسم جان‌بابایی رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران در دیدار با نماینده ولی فقیه در استان مازندران اظهار داشت: دانشگاه مازندران در حال تبدیل شدن به دانشگاه برتر کشور است.


خبرگزاری فارس: بدهی 200 میلیارد تومانی دانشگاه علوم پزشکی مازندران.

 

وی تصریح کرد: در حال حاضر دانشگاه علوم پزشکی مازندران دارای 12 دانشگاه و 6 هزار دانشجو است و یک‌هزار و 400 استاد دانشگاه در عضویت هیئت علمی این دانشگاه هستند

.

جان‌بابایی میزان بدهی دانشگاه علوم پزشکی مازندران را در حال حاضر 200 میلیارد تومان اعلام کرد.

 

جان‌بابایی با اشاره به فعالیت دانشگاه بین‌المللی رامسر بیان داشت: واحد بین‌المللی باید به بدنه دانشگاه علوم پزشکی مازندران برگردد.


منبع : http://khabarfarsi.com/ext/7355983



***********

چند صباحی است که عده ای تمام تلاششان این است که دانشگاه بین‌المللی رامسر را از رامسر جدا کرده و به شرق مازندران هدایت کنند. این که رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران چنین حرفی زده خطرش بیش از گفته های دیگران است.


مسوولین شهرستان رامسر اعم از نماینده  ی مجلس ،  امام جمعه ، فرماندار و .... دست به دست هم دهند و نگذارند این حرکت خزنده ریشه دوانده و رامسر از داشتن دانشگاه پزشکی محروم گردد.


چند سال قبل دانشگاه کشاورزی شاهد به همین بهانه ها از رامسر جدا شد و خدا می داند علاوه بر خسران های مادی و معنوی وارده بر رتبه بندی علمی شهرستان ؛ چقدر از کارکنان و کارمندان و در یک جمله شهروندان از کار بیکار شدند.


مسوولین شهرستان رامسر؛ نگذارید تراژدی حذف دانشگاه از رامسر دوباره تکرار شود.




نشریه ی شماره 26 ساحل دریا



هر چند اجل مهلت نداد تا با او نیز بسان برخی دیگر از نزدیک به گفت و گو بنشینیم اما بر خود لازم دانستیم که پس از رحلت این سید جلیل القدر به قدر « یادبود » ذکری از او در نشریه قلم زنیم. مطلب زیر برگرفته از مصاحبه ی تلفنی با سید یعقوب سجادی است. وی در ضمن مصاحبه برخی از خصوصیات برجسته ی آن شادروان را گفت اما تقاضا نمود که رسانه ای نشود.


سید محمد تقی سجادی فرزند سید یعقوب در آبان 1314 دیده به جهان گشود. تحصیلات حوزوی خود را در رودسر ، قزوین و قم پی گرفت و هم زمان نیز به تحصیل در مدارس دولتی پرداخت. ایشان در مدارس رامسر و قم  ادامه ی تحصیل داده و در کارشناسی رشته ی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران فارغ التحیل شدند. دوره ی معادل کارشناسی ارشد را نیز در رشته ی ادبیات فارسی دانشسرای عالی به اتمام رساند.


روح تحقیق گر و علم گرای ایشان همیشه در کاوش بود و در عرصه ی نویسندگی آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشت . کتاب های زندگی حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها ، بلای صیهونیزم ، پیدایش و تداوم صیهونیزم ، تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر ، تاریخ حکومت های محلی در کرانه های جنوبی دریای خزر  و ترجمه ی آمنه مادر پیامبر از کتاب های منتشر شده ی او بود و نوشته هائی از قلم ایشان که هنوز به زیور طبع آراسته نشده است مانند صرف و نحو عربی ، اخلاق در اشعار سعدی و ...در کارنامه ی تالیفات او می درخشد.


سجادی در 1339 ازدواج و از این ازدواج صاحب 5 فرزند 3 دختر و دو پسر شد. وی به منظور خصوصیت اخلاقی ذاتی اش ، خوشروئی و محبت به مردم در سال 1354 مجوز دفتر ازدواج در رامسر را اخذ کرد.


از سال 1354 تا پایان زندگی دنیائی اش او و زوج های جوان های بی شماری ،  شاهد قرائت زیبای خطبه ی عقد توسط او بودند و لحظات شیرین زندگانی بسیاری از شهروندان رامسر با ندای « ازدواج سنت پیغمبر است و هر که از آن سرپیچی کند ازمن نیست او » پا به خانه ی بخت گذاشته اند.


سجادی با قرائت 13384 خطبه ی عقد زوج های جوان شهرستان رامسر ، حاضر در پیوند زناشوئی حدود نیمی از شهروندان شهرستان رامسر بود. او اولین خطبه ی عقد را در تاریخ دهم اردی بهشت 1354 و آخرین خطبه ی عقد را در تاریخ 19 آبان 1392 برای زوج های جوان قرائت کرد. مرگ او در ماهی رخ داد که به لحاظ اخلاقی نیز مدیون وعده ی خواندن خطبه ی عقد زوج های جوان نباشد.


سجادی در آموزش و پرورش رامسر نیز از خود برای فرزندان آتیه ی شهر در ارایه ی دروس عربی و دینی خاطره های ماندگاری به یادگار گذاشته است.


در همه ی موارد فوق آن چه از او کمتر گفته شده است اخلاق حسنه ، حسن سلوک ، ایمان پاک و زلال ، صبر و شکیبائی و احترام خالصانه به دیگران است. مخالفت با اشتهار و معروفیت از بارزترین خصوصیاتش بود و بدین لحاظ خانواده اش دوست نداشتند در اعلامیه های ترحیم و مراسمش از  خصوصیاتش ذکر شود.


کار ارزشمند تالیف کتاب « تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر » او از کتاب های مرجع و ماندگاری است که مبنای تحقیق و پژوهش بسیاری از علاقه مندان شده است.


سید محمد تقی سجادی در آبان 1392  در 78 سالگی رخ در نقاب خاک در کشید و انبوه دوست دارانش را در ماتم فرو برد.


به مناسبت درگذشت این دانشمند فرزانه با چهار تن از روحانیون شهر مصاحبه ی کوتاه انجام شده است که در پی می آید.


سید جلیل مرتضوی امام جمعه ی شهرستان رامسر گفت : در مدت کوتاه حضورم در رامسر نتوانستم آن چنان که شایسته بود با ایشان هم نشین شوم و در ملاقاتی در منزل ایشان و چند نماز جمعه با ایشان دیدار کوتاه داشته ام. آن چه از ایشان در یک جمله بتوانم بگویم این است که او « سید مردمی » بود.


محمد اسحق جوری گفت : در یک جمله ی کوتاه که بتوانم همه ی خصایصش را بگویم این است که او محقق ملائی بود ، متواضع و دانشمند بود ، تلاشگر و خستگی ناپذیر بود. اخلاق حسنه و تحقیقاتش مشهور بود و رامسر را به همه ی رامسری ها و ایرانیان شناساند. تلاش او برای معرفی و شناخت امام زاده ها ، آثار باستانی و نشانه های رامسر هرگز از تاریخ این شهرستان حذف نخواهد شد.


غلام حسن تسخیری گفت : لب خندان و بشاش او همیشه در خاطره ی آن هائی که با او آشنایند خواهد ماند.به دیگران خیلی احترام می گذاشت ، همیشه در خوشی ها و لحظات شاد و شیرین ، شریک مردم بود. بدین خاطر هیچ گاه تن به دایر کردن دفتر طلاق نداد. احترام او به همه ی شهروندان خصوصا روحانیون مثال زدنی است.


صفر قاسمی گفت : مرد بزرگ ، آن قدر این مرد بزرگ بود که نمی توانم وصفش کنم. خوش صحبت ، خندان ، دارای طبع بلند ، زحمتکش برای زنده نگه داشتن فرهنگ منطقه ف متعصب در حفظ میراث فرهنگی ، صبور و متین.


وی افزود: در زمان تصدی اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی رامسر تصمیم به برگزاری نکوداشت از ایشان شد. به ایشان گفتم : نگاهی عمیق به من کرد و گفت: شما شوخی می کنید یا جدی می گید؟ من زنده ام و هنوز نمرده ام .


خلاصه پس از کلی توضیح بنده و انکار و نپذیرفتن ایشان ، با اشاره به جدی بودن اراده ، قرار شد این مراسم برگزار شود. به احترام تعدادی دعوت نامه به ایشان داده شد تا اعضای درجه ی یک خانواده و برخی را که می خواهد دعوت نماید. در روز مراسم تالار همایش هتل رامسر مالامال از جمعیت شد اما از خانواده ی ایشان بجز چند آشنائی که اداره مستقل برایشان دعوت فرستاده بود ، کسی نیامد.


پس از پایان مراسم به ایشان گفتم : حاج آقا دعوت نامه ها را نداده بودی ؟ با تغییر در چهره اش و با همان تواضع و مهربانی همیشگی اش گفت : من در مقابل انسان های بزرگی مثل آشیخ علی اکبر الهیان و دیگر بزرگان احساس حقارت و کوچکی می کردم. بدین خاطر هیچ دعوت نامه ای را توزیع نکردم.


سجادی گنجینه ای بود که رامسر از دست داده است و تاسف می خورم که مرگ او تلنگری به متولیان فرهنگی شهرستان رامسر نزد و به نظرم مجالس برگزار شده در شان ایشان نبود.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 26 ؛  آبان ماه  1392


محرم را همه به نام حسین علیه السلام و عاشورا می شناسند و یاد خاطره ی ایثار ، رشادت و شهادت آن امام معصوم و مصایبی که بر ایشان ، خانواده  و یارانش وارد شده را یک جا و به منظور برافراشته شدن دایمی پرچم عدالت خواهی و ظلم ستیزی در منابر و هیات ها ی دسته روی ، برپای می دارند.


ایام محرم امسال تقارن دارد با هفته ی بسیج ، « شجره ی طیبه ی درخت پهناوری » که با یاد ائمه ی معصومین علیهم السلام ، به ویژه حضرت سید الشهدا علیه السلام، برای دفاع از ارزش های دینی و ملی کشور قدم در عرصه ی مبارزه  با دشمن بعثی و حامیانش برداشت  و به مانند مقتدایشان ، حسین علیه السلام از جان ، مال ، فرزند ، و خانواده گذشتند تا دامن نظام جمهوری اسلامی را از لوث وجود دشمنان ستم کار پاک کنند.


به جز عده ای معدود که نام بسیج برای آنان دکان و نان آور شده است ، بقیه ی خیل کثیر آنان هنوز « نام و نشان در گمنامی » دارند و این یعنی این که مرام بسیج و بسیجی هنوز زنده است.


*****


در محرم امسال خاطره ی تلخ دیگری رخ داد که نپرداختن به آن ظلم مضاعف به ایشان ، خیل محققان ، پژوهشگران و اهل قلم است. ارتحال روحانی متخلق به اخلاق الله ، خوش رو ، مودب ، متواضع ، اندیشمند و صاحب قلم  « حاج سید محمد تقی سجادی » رحمت الله علیه است.


اوئی که علاوه بر خصایص یاد شده با تحقیق و پژوهش آثار ماندگاری را برای جامعه ارزانی داشت و ارزشمندترین کتاب جامع و مرجع را برای شهروندان شهرستان رامسر ، به یادگار گذاشت. کتاب « تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر » مرجع ماندگاری است که طالبان تحقیق و پژوهش ، صاحبان اندیشه و قلم ، دانشگاهیان و مدیران برنامه ریز شهرستان رامسر  ، تا رامسر باقی است از آن می توانند بهره ها ببرند.


در گذشت این عالم مهذب و اندیشمند متهجد برای آن هائی که با عمق کار ایشان و مهم تر از آن حسن سلوکشان آشنائی اندک داشتند ، جبران ناپذیر است و به واسطه ی حدیث معتبر « در گذشت عالم ، صدمه ای بر جامعه وارد می کند که هیچ چیز نمی تواند آن را جبران کند » ، ما نیز انگشت حیرت بر لب نظاره گر از دست دادن محققی بودیم که تا سالیان سال ؛ حسرت فقدان چنین اندیشمندی با ما خواهد بود.

 


سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 25 ؛  مهرماه  1392


از روزاخذ مجوز نشریه تا انتشار، شش ماه طول کشید. در این شش ماه تمام همتم تولید نشریه در بهترین حالت و محتوی بود. پیش از انتشار نشریه با برخی اصحاب قلم و بعضی از اعضای سازمان های مردم نهاد شهرستان رامسر که دغدغه ی توسعه دارند و تقریبا تمامی خبرنگاران رامسر نشست برقرار و گفتگو کردم. تا شاید دستم را بگیرند و بتوانم در عرصه ی خطیر رسانه ی مکتوب قدمی محکم بردارم. بجز چند تن از خبرنگاران که تا امروز نیز انتشار نشریه را مدیون زحمات آنان هستم ، هیچ اهل دل و اهل دغدغه ای دستم را نگرفت !!!


برخی پیش از انتشار ، امیدی به انتشارش نداشتند و برخی دیگر عمر کوتاه مدتی برای آن تصور می کردند !! و بر این باور باطل تا امروز نیز قدم و قلمی نزدند.


می خواستم برای نشریه جشن رونمائی بگیرم ، دوست داشتم برای آن جشن یک سالگی بگیریم و در آن دو سال هر سال نشست با خبرنگاران منطقه را بر پا نمودم ؛ اما وقتی با آنانی که خود را اهل قلم می خواندند و بدان می بالیدند  در میان گذاشتم ، هیچ اقدام مثبتی نکردند.


در عوض مدیرانی بودند که تا مطلبی به گوشه ی قبایشان می سائید ، پیش تر از آن که نشریه توزیع کامل شود ، مدیر اداره ی فرهنگ  و ارشاد اسلامی را تحت فشار قرار دادند که شما کاری بکن !!!  دست به تلفن و تهدید شدند که نشریه ات را می بندیم !!! و چه و  چه می کنیم. دوربین را از دست عکاس نشریه گرفتند و بر خلاف قانون او را تهدید کردند ، عکس ها و فیلم هایش را پاک کردند و مدام او را تحت فشار قرار دادند.


 مطالب فوق را نه از باب گلایه بل برای ثبت در مستندات نشریه درج کردم.


این شماره اما تولد سه سالگی « ساحل دریا » است.  با اشتیاقی بیش از پیش و با امید بیشتر تمام مطالب صفحات را خواندم وآماده اش کردم تا دست مردمی برسد که مشتاقانه منتظرند نه در کنار ساحل دریا ؛  بل که « ساحل دریا » در کنارشان آرام گیرد.


تنها گاهی صدای تشویق شهروندی ساده مرا مست و سیراب می کند و می دانم که این رسانه ی مکتوب برای سال های دور بعد  ، می تواند مستندی محکم از وقایع منطقه باشد.

این روزها نامه ی رئیس هیات کشتی منصوب از طرف رئیس کشتی رامسر باعث شد مشکلات کشتی رامسر دگر باره بر زبان ها جاری شود.


رامسر دارای پیش کسوتان کشتی ارزشمندی است که هر کدامشان « یلی » در دنیای پهلوانی اند. از این طیف سخت کوش چند گوش شکسته نیز در ردای داوری صاحب نام. دوستانی چون مهدیزاده و مقبل دوست از کسانی هستند که نه تنها گوش شکسته ی تشک کشتی اند بل که استخوان خرد کرده ی موفقیت های کشتی رامسر نیز می باشند.


اما همین شهرستان هفتاد و چند هزار نفری امروز در دنیای کشتی دچار معضلی شده است که چون کلاف سر در گم همه را دور خود می تاباند.


رامسر دارای دو رئیس هیات کشتی می باشد. یکی منصوب از طرف هیات کشتی استان و دیگری منتخب رئیس اداره ی تربیت بدنی رامسر.


اما آیا این مشکل راه حل ندارد؟ تا چه وقت باید کشتی گیران شهر محروم از آرامش باشند؟


رسم بر این است که رئیس کشتی هر شهرستان با انتخاب رئیس اداره ی تربیت بدنی آن شهرستان و تائید و ابلاغ حکم از طرف هیات کشتی استان ، معرفی گردد. اما در رامسر این رسم جاری نشد. رئیس اداره ی تربیت بدنی شهرستان شخصی را منصوب کرده است و هیات کشتی استان نیز شخص دیگری را.


حال سوال این است رئیس تربیت بدنی رامسر خلاف قانون عمل کرده است یا رئیس هیات کشتی استان ؟  و چاره ی کار چیست؟


این مطلب به دنبال یافتن مقصر نیست بل که دنبال یافتن راه حلی برای پایان دادن به این معضل است.


ابتدا توصیه به هر دو عزیز رئیس هیات این است که با تعامل و هم دلی کار را در همین جا خاتمه دهند و با وحدت و یک پارچگی در انبوه مشکلاتی که دامن ورزش کشور را گرفته است ، گره گشای این مشکل ساختگی برآیند.


در غیر این صورت وظیفه ی رئیس اداره ی تربیت بدنی و مسوولین شهرستان است که با استمداد از معون ورزشی مدیر کل ورزش و جوانان استان یا همین عنوان در وزارت خانه نسبت به رفع اشکال اقدام نمایند.


بی تردید « کشتی » در هیات « کشتی » رامسر یک بازنده بیشتر ندارد و آن کشتی گیران زحمت کش شهرستان هستند و به تبع آن از دست دادن قهرمانی هائی که می شد به آن ها افتخار کرد.




        


بخشدار رامسر در روند انتخاب دهیاران دست به ابتکار جدیدی زده است که نه با موازین قانونی تطبیق دارد و نه به صورت سنت از قدیم در روند انتخابات دهیاران مد نظر بوده است.



ایشان به اجتهاد خود از شوراهای روستائی خواسته است برای هر روستا دو نفر را به عنوان دهیار انتخاب نمایند . حتی برای برخی روستاها که از معرفی دو نفر دهیار خودداری کرده بودند نامه ی مکتوب زده و ازآن ها درخواست معرفی دونفر را نموده است


!!!

و از سوی دیگربا ابتکاری جدیدتر به سبک کنکور و یا امتحانات نهائی مدارس به سیاق شغل پیشین خود ( به قول یکی از مسوولین ) می خواهداز میان دو کاندیدای مطرح شده ی روستاها ؛ با برگزاری آزمون قوانین دهیاری یکی را برگزیند.



این آزمون قرار است روز شنبه  20 مهرماه ساعت 15:30 در دبیرستان شادروان افتخاری واقع در بلوار امام رامسر روبروی مسجد امام رضا برگزار شود.



علاوه بر آن شنیده ها از تاکید بخشدار رامسر برای معرفی اشخاص مد نظر خود برای دهیاری برخی روستاها  حکایت می کند.البته احتمال قبولی کاندیدای مد نظر بخشدار می تواند بیشتر هم باشد !!

 این روند غیر قانونی در سکوت رسانه ای و بدور از هیاهو آرام آرام شکل اجرائی به خود خواهد گرفت.

پرسش اصلی این است که بخشدار رامسر بر اساس چه ضوابط و اصولی دست به اقدام مبتکرانه ای این چنینی زده است؟



اگر لازم بود شوراها برای انتخاب دهیار خود دو گزینه معرفی نمایند چرا در شهرها و روستاهای سایر نقاط کشور چنین اقدام ارزنده ای !!! شکل نگرفته است؟ و اساسا چرا مردم به پای صندوق های رای رفته اند و اعضای شورا را با صرف وقت و هزینه انتخاب کردند .آیا بهتر نبود از ابتدا این کار را به بخشدار رامسر محول می کردند تا این همه هزینه برای برگزاری انتخابات صرف نشود؟



هدف از فشار بخشدار برای معرفی افراد خاص به عنوان دهیاری برخی روستاها چیست؟  و آیا اصولا قانون گذار به بخشدار اجازه ی چنین کاری می دهد؟



در این میان وظیفه ی فرماندار شهرستان  و مسوولین ذیربط چیست ؟آیا آن ها در جریان این ابتکارات خلاقانه قرار دارند؟



اگر بخشدار رامسر از چگونگی تعیین دهیاران اطلاعات کاملی نداشته است  نمی توانسته از معاون فعلی فرماندار رامسر ؛ علی فروغ خلعتبری که 19 سال سابقه ی بخشداری دارد جویا می شد؟ و آیا بخشدار سابق در این زمینه به بخشدار منتقل شده از آموزش و پرورش اعلام نکرد این کار خلاف قانون است؟




آیا استانداری مازندران در خصوص ابتکار یاد شده مطلع شده است؟ نظر استاندار و مسوولین ذی ربط استانداری در این زمینه چیست؟



به هرحال پاسخ به پرسش های فوق می تواند کمی راهگشا باشد.



هر چند در کلیت ماجرا  ، آشنائی دهیاران با قوانین دهیاری را بتوان نقطه ی قوت این آزمون دانست ؛ اما قانون گذار به هیچ کس چنین حق و حقوقی را محول نکرده است.

 

هر از گاهی عطر خوش ایثارگری ها در کوچه های شهر می پیچد و بازگشت استخوان ، پلاک ، تکه لباسی که هنوز بوی مهر ، عشق و شهادت می دهد فضای شهرها را عطر آگین می کند و باز دوباره در اربعین دفن دو شهید گمنام در شهرستان رامسر ، مردم شهید پرور منطقه میزبان شهدای گمنام دیگری خواهند بود.


شنیده ها حاکی از برنامه ریزی برای دفن شهدای گمنام در آستانه ی شهادت امام جعفر صادق علیه السلام در شهرستان رامسر و در باغ سی هکتاری ( روبروی هتل قدیم و بزرگ رامسر ) خبر می دهد.

هرچند پیشنهاد می شود ضمن احترام به پیشنهاد دهندگان مکان یاد شده ،  این شهدا به جای باغ سی هکتاری که در مواقع خاص گردشگر پذیری با ازدحام جمعیت مواجه می شود و ممکن است در آن ایام شهدا کمتر مورد توجه واقع شوند و ناخواسته مسبب بی احترامی به ایثارگری های قهرمانانه مدافعان حریم امنیت کشور شوند در ورودی مصلی جوادالائمه علیه السلام شهرستان رامسر دفن گردند .

 

با دفن شهدا در این مکان می توان با احداث یک بنای یادبود ویژه و با معماری اسلامی ایرانی به ایجاد یک فضای گردشگری معنوی دست زد و حتی برای میهمانان رسمی کشور و میهمانان خارجی ، مکانی برای احترام به ایثارگری ها فراهم کرد.

 

علاوه بر آن مصلی شهرستان علاوه بر حضور مومنین در روز جمعه ، میعادگاه مراسم مذهبی - ملی و رسمی کشور است و سمبل مقاومت و ایثار در گردهم آئی های روز قدس ، 13 آبان ، 22 بهمن و .... سایر برنامه های رسمی می تواند باشد.

 

شاید ایده ی عطر آگین کردن فضای معنوی جامعه با دفن شهدای گمنام در  فضای غیر مانوس باغ سی هکتاری به آمال و اهداف برگزار کنندگان این امر زیبا صدمه ی جبران ناپذیری وارد کند که میزان نفع آن خیلی کمتر از ضررهای معنوی آن باشد.مقام معظم رهبری در بیانی شیوا و کوتاه حق مطلب را ادا کرده اند « تکریم شهدا کمتر از شهادت نیست.» پس بر ماست که با نگاهی عمیق ، با نیت خیر باعث تکریم بیشتر شهدا گردیم.

 سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 24 ؛ شهریور ماه 1392


در ماه شهریور رخداد های متنوعی شکل گرفته است اما باید از دو موضوع نوشت ! و به راحتی از آن نگذشت.


 هفته ی دولت ؛ در آغازین روزهای شهریور یادمان شهادت شهیدان رجائی و باهنر است. آن هائی که مدت خدمتشان به جامعه بسیار کوتاه بود اما اثرات ماندگار آن ، از آنان اسطوره هائی ساخت که مانائی ابدی یافته اند.خدمت به محرومان و در نظر گرفتن خواسته های مشروع آنان و ایجاد تمهیدات لازم برایشان ، یکی از مهم ترین اولویت های این دو شهید بزرگوار بود.


هفته ی دفاع مقدس ؛ انتهای این ماه نیز حادثه ای در خور توجه و به یاد ماندنی دارد که تا تاریخ زنده است از آن به نیکی یاد خواهد شد.هرچند کلیت این ماجرا و تلخ و از دست دادن ذخایر ملی ، معنوی و انسانی ایران عزیز در این حادثه غمبار و تاسف انگیز است ، نتیجه ی تلاش مجاهدانه ی ارتش ، سپاه ، بسیج ، جهاد سازندگی و در یک کلام اقشار مختلف مردم آن قدر شیرین است که آن تلخی ها از یاد برود. پس از هشت سال دفاع جانانه بدون از دست دادن وجبی از خاک کشور که طی قرن های اخیر بی سابقه بود ، بعث متجاوز و همه ی هم پیمانانش را به شکستی تاریخ محکوم کردو از آن مهم تر « متجاوز » به طور رسمی معرفی و مورد مواخذه قرار گرفت.


آن چه در این دو رخداد مشترک است کار خالصانه ی ایرانیان بوده است. رجائی ، باهنر ، بهشتی ، مفتح ،مطهری و ... از یک سو و رزمندگان ، ایثارگران ، جانبازان ، آزادگان و شهدا از سوی دیگر در یک نقطه اشتراک داشتندو آن خدمت خالصانه و بی منت بود. آنان فقط برای رضای خدا گام برداشتند و از جان خویش نیز دریغ ننمودند.


راز ماندگاری ، خدمت بی منت است و این درسی است برای همه. برای ماندگار شدن باید خالص و صادق بود و بی منت به خلق خدمت کرد.


(245414 )



13 شهریور ماه پایان دوره ی شهرداران و دهیاران منتخب دوره ی سوم شورای شهر می باشد. و پس از آخرین دقایق این روز به لحاظ قانونی شهردادان و دهیاران منتخب شورای قبلی حق امضای نامه های اداری مربوطه را ندارند

.

بدین لحاظ و برای پر کردن خلا قانونی روند اداری ، شورای شهر چهارم موظف است فردی را به عنوان سرپرست شهرداری ها و یا دهیاری ها انتخاب نمایند . پیش از این طبق قانون شورا باید فردی را از درون شهرداری به سرپرستی بگمارد و سرپرست حداکثر سه ماه مسوولیت گردش کار شهرداری و یا دهیاری را به عهده می گرفت. اما در قانونی که تازگی ها ابلاغ شده ، شورا می تواند شهردار و یا دهیار سابق را تا رسیدن به نتیجه ی نهائی برای انتخاب گزینه ی مورد نظر ؛ با حکم سرپرستی و حداکثر به مدت سه ماه انتخاب نماید.


آن چه از شواهد بر می آید شوراهای چهارم منطقه هنوز گزینه ی قطعی شهرداری و دهیاری خود را انتخاب نکرده اند و در صورتی که شوراها مخالف وضعیت قبلی نباشند ،  این امر فرصتی به شهرداران و دهیاران  می دهد تا چند صباحی دیگر با حکم سرپرستی از طرف شورای چهارم  ، روند اداری مجموعه ی ذی ربط خود را سامان دهی نمایند

.

روی سخن با شورائیان است که وقت را مغتنم بشمارند و با امروز و فردا کردن فرصت را از دست ندهند و هر چه زودتر گزینه ی مد نظر خود را چه ازمیان شهرداران و دهیاران کنونی و چه از میان گزینه های جدید ، قطعی نمایند

.

همه می دانند که « مرغ همسایه غاز نیست !! » اما در عمل ممکن است به فرآیند روی آورند که ترجمه اش همان بشود !! شورائیان در بدو امر شاید بهتر باشد از میان شهروندان خود فردی لایق را برگزینند و این نه دور از ذهن است و نه دور از دسترس . اما اگر در همه ی برآیندهای تصمیم گیری خود به گزینه ای غیر بومی رسیدند ، به لحاظ نگرانی از افکار عمومی  ، نتیجه ی زحمات و تلاش هایشان را لگد کوب ننمایند و با جرات و جسارت منتخب خود را معرفی نمایند

.

هدف از این نوشتار یاد آوری به شورائیان منتخب چهارم بود که فرصت اندک آنان بعد از برگزاری انتخابات رو به اتمام است و تذکر این نکته لازم است که هر روزی که می گذرد شمار روزهای مدیریتشان از چهار سال را کم می کند. به یقین چهار سال مدت طولانی برای مدیریت نیست و به چشم بر هم زدنی خاتمه خواهد یافت. و به فرمایش مولای متقیان حضرت علی علیه السلام : « فرصت ها را غنیمت شمرید که چون سرعت ابر در گذرند . »


روز 13 شهریور روز پایان دوره ی سوم شوراها می باشد ؛ اما عبارت زیباتری می توان بر ان نهد و آن تولد و آغاز دوره ی چهارم شوراها. به همه ی شورائیان دور سوم خداقوت گفته و اگر فرصتی دست داد به نقد و بررسی فعالیت آن ها خواهیم پرداخت و به شورای چهارم بابت آغاز فعالیتشان تبریک می گوئیم و البته نقد منصفانه ی عملکردشان را وظیفه ی رسانه ای و شهروندی خویش می دانیم.

 


سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 23 ؛ مرداد ماه ماه 1392



این روزها در هر کوی و برزنی ، در هر شهر کوچک و بزرگی ، آن هائی که سرشان درد می کند !! پرسششان این است؟ انتخاب شورائیان منتخب ما کیست؟ بومی است یا غیر بومی ؟ متعهد و متخصص است یا نه؟ مجرب و توانمند است یا نه؟ مردم در یک کلام می خواهند مشکلاتشان حل شود و برخی نیز فقط در این فکرند که مشکل خودشان حل شود !!


آن سو تر شورائیان دغدغه های دیگری دارند. آن ها در زمان انتخابات از روی تامل و گاهی نیز از سر اجبار و برای جلب آرا حرف هائی زده اند که بنا بر ماندن و عمل کردن آن حداقل انتظارشان از خودشان است. آن ها در این جمع چند نفره دارای تناقضاتی نیز هستند. این که با اشاره به عدم تفاهم پیش از انتخابات و فقدان تشکییل یک گروه ائتلافی ؛  اینک چند نفر با فکر ، ایده ، سلیقه ، برنامه و مهم تر با وعده های مختلف دنبال یک نفرند تا بتواند همه ی آرزوهای نانوشته ی ان ها را نیز برآورده کند

.

می گویند « جمع نقیضین محال است » اما نقیض این فرضیه در شوراهای شهر و روستا موج می زند و قابل اثبات است. ! حال به استناد به صغرا و کبرای این فرضیه اگر نتیجه ای مطلوب و موثر اخذ شود ،  خود می تواند فرضی محال باشد.

اما وظیفه ی رسانه ای حکم می کند که برای کمک به شورائیان چند نکته ی اساسی برای انتخاب درست ؛ در معرض عموم قرار گیرد. شاید سنجه و معیاری برای محک شروط زیر نباشد و یا سخت قابل حصول باشد ؛ اما می تواند دست مایه ای برای انتخاب درست باشد.


مدیریت کارآمد ، تجربه ی مرتبط ، تعهد ، تخصص ، مسوولیت پذیری ، شناخت محیط و زیر مجموعه ی آتی تحت مدیریت ، داشتن و ارایه ی برنامه های کوتاه ، میان و بلند مدت و تقویم کاری برای رسیدن به این برنامه ها ، شیوه های اجرائی و عملگرائی ، میزان تعهد به قانون و شورا پذیری اصول و قوائد ، نحوه ی ارتباط با ارباب رجوع ، سرمایه گذاران و شهروندان و ...

گزینه های پیش روی شورائیان به یقین نمی تواند همه ی این اوصاف در او جمع باشد ، اما داشتن حد اقلی از این داده ها به مدیریت بهتر و کار آمد تر کمک شایان توجهی خواهد کرد.


آن چه مسلم است نظارت بر عملکرد منتخبشان در راس همه ی امور است و با انتخاب و رها کردن منتخب به حال خود ، مسوولیت از آن ها سلب نخواهد شد.


و سر انجام این که به مانند ضرب المثلی که می گوید « شخصی نام پسر خود را رستم گذاشت و می ترسید او را صدا بزند » نباشند  و گزینه ای را انتخاب کنند که توان بازخواست از او را داشته باشند.

 

ساعت دقایقی از نیمه شب گذشته بود که صدای گوشی همراهم به معنای دریافت پیامک بلند شد. تازه آماده ی خواب شده بودم و بلافاصله گوشی را برداشتم. متن مسرت بخشی که شیرینی اش تا مدت ها در خاطرم خواهد ماند:


طی حکمی از سوی وزیر نیرو ماشاالله تابع جماعت به سمت مشاور وزیر نیرو و مدیرکل حوزه ی وزارتی وزارت نیرو منصوب شد. تابع جماعت از مدیران شرکت آب نیرو و دبیر شورای مشاورین وزیر بوده است.


آن هائی که مثل بنده ایشان را می شناسند به سلامت نفس ، پاکدستی ، تیز هوشی و درایت بیش از اندازه ی او ایمان دارند . او اهل مطالعه ، در سخنوری چیره دست است.  بی منت خدمت می کند و در حوزه ی برنامه ریزی و تئوری پردازی از رتبه های بالائی برخوردار است.


سال های حضور در دانشکده ی صنعت آب و برق شهید عباسپور  و سال های همکاری ام با او در حوزه ی ریاست سازمان صدا و سیما و حوزه های ستادی آن و همکاری در کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی ،  از او انسانی صبور ، بشاش و ملایم را در ذهنم تصویر کرده است.


برای او در این سمت آرزوی موفقیت و پیشرفت روز افزون از خداوند مسئلت می نمایم و به وزیر نیرو برای چنین انتخابی تبریک می گویم.


به رسم معمول مردم ایران در این روزها ، پیگیر رای اعتماد مجلس به وزرا و سخنان موافق و مخالفین در محل کار و منزل می شدیم.


محمد امین کلاس چهارم را تمام کرده است و امسال به کلاس پنجم می رود ، او هم در منزل به ناچار و گاهی از روی رغبت وارد بحث های جانبی بنده و همسرم می شد و البته گاهی هم اظهار نظر می کرد.!


در خصوص وزرا به علت این که دانش آموز است توجه خاصی به مبحث وزیر آموزش و پرورش داشت و صحبت های موافقین و مخالفین و بحث های خانگی را به دقت گوش می داد. ما از منظر وضعیت پیش آمده و یا به قول وزیر سابق حاجی بابائی از 5 ، 3 ، 4 به 6 ، 3 ، 3 تغییر یافته بود و از وزن مدیریتی بالا و رغبت معلمان و آموزش و پرورشی ها به محمد علی نجفی و احتمال تغییر در نظام آموزشی و ... صحبت می کردیم.


عصر پنج شنبه پس از صحبت های وزیر نفت و نیرو و ورزش نوبت رای گیری شد ، کمی طول کشید تا آرا خوانده شود. و ما به کار منزل پرداختیم. ، محمد امین دوان دوان آمد و گفت بابا دارن آرا را اعلام می کنند!


کنار هم منتظر اعلام آرا شدیم ، اولین قرعه به نام محمد علی نجفی وزیر آموزش و پرورش افتاد با شمارش آرا و اعلام عدم رای اعتماد به ایشان ، ما که متعجب مانده بودیم ، دیدیم محمد امین ناراحت شده و بغض کرد. با صدای گرفته گفت چرا بهش رای ندادن. مانده بودیم که چه به او بگوئیم . دیدیم اشک در چشمانش حلقه زده است!!


با لبخند طوری که از دلش ناراحتی را بزدائیم گفتیم : حالا چرا شما ناراحتی؟


با صدای حزین گفت: آخه 6 ، 3 ، 3 حذف می شد؟


گفتیم : خب چه به تو می رسید؟


گفت : این جوری یه رده بالاتر می رفتیم و می تونستیم قیافه بگیریم که ما راهنمائی شدیم ! اما حالا چی هنوز ابتدائی هستیم!!


من و همسرم نتوانستیم جلوی خنده خود را بگیریم. او به شدت ناراحت و ما از نگاه کودکانه اش به ماجرا ، متعجب شده بودیم...


از این که رئیس جمهور یک مهره ی ارزشمند خود را از دست داده بود و جامعه از مدیری توانمند محروم شد، نگران شدیم. نمی دانم نمایندگان ملت که نمی توانند در خصوص امر بسیار مهم انتخاب وزیر رای مثبت یا منفی بدهند و مردد ، رای ممتنع می دهند، برای چه صندلی مجلس را اشغال کرده اند؟


این که وزیری رای اعتماد بگیرد یا نه به درایت آن ها بستگی دارد ولی رای ممتنع بی معنا ترین کار در ارائه ی یک حق نظر در تائید یا رد است.


.............


غروب شنبه مشغول کار در انباری بودم که محمد امین آمد و با خوشحالی گفت: بابا آقای نجفی معاون گرشگری رئیس جمهور شد.برق شادی در چشمانش برای من هم شادی آورد  و از این که دغدغه و نگاه خانواده در تفکر فرزندان تیز هوش امروز آن قدر موثر است متعجب شدم.


هر چند به قطع و یقین برایم اثبات شده است که فرزندان امروز ، از دیروز ما خیلی جلوترند و امیدوارم آینده ی درخشان ایران اسلامی از این هوش های سرشار بهره ی فراوان ببرد.





ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و تبریک عید سعید فطر.


یکی از سنت های خوب در غرب مازندران ، سنت دست گردان میزان فطریه است. در این سنت سرپرست خانوار مبلغ فطریه را محاسبه و کنار گذاشته و در صبح اول عید با بیدار کردن همه ی اعضای خانواده سفره ی افطاری زود هنگامی را پهن می کنند و افراد دور سفره به ترتیب از سمت چپ سرپرست خانوار ، میزان فطریه را با دست راست خود گرفته ، نیت ، دعا و آرزو کرده و با دست چپ خود به نفر بغل دستی می دهند.


در نهایت مبلغ فطریه به دست سرپرست خانوار می رسد و او مجددا دعا و آرزوهایش را انجام داده و فطریه را زیر فرش کنار گذاشته و با صلوات و ذکر فاتحه برای اموات و ذوی الحقوق خود ، در اول صبح افطار کرده و برای ادای نماز عید فطر به مسجد محل می روند.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 22 ؛ تیرماه ماه 1392



24 خرداد92 به آخرین دقایق خود نزدیک شدو مردم نگران و مضطرب لحظه به لحظه منتظر اعلام رسمی منتخبان ملت هستند. گمانه ها در حول و حوش اطرافیان کاندیداها به اوج خود رسیده است. جامعه مضطرب از نتایج انتخابات ریاست جمهوری است. براستی چه کسی کابینه ی یازدهم را خواهد آراست؟ در این منطقه سوال دیگری مطرح است ؛ چه کسی بر صندلی سبز مجلس تکیه خواهد داد؟ و در گوشه های پراکنده ای دیگر کاندیداهای شورای شهر و روستا  که نفوذ کمتری در فرمانداری ها دارند ؛ تشویش آن ها بیشتر است.


صبح 25 خرداد نوید لحظات خوش برای عده ای خواهد بود و برخی نیز نگران از نتایج آرا.


بااعلام نتایج دوره ای شمارش آرا مشخص می شود که در ریاست جمهوری حسن روحانی از بقیه ی رقبا پیشی گرفته است و ساعت 20:45 دقیقه اعلام نتایج نهائی شمارش آرای ریاست جمهوری خیل کثیری را برای شادمانی به خیابان می کشاند.آرامش خاصی بر جامعه حکم فرما شده است. انگار از همین امروز منتخبشان رئیس جمهور شده است. طلا ارزان می شود قیمت سکه افت می کند و دلار سراشیبی سقوط را تجربه می کند. مردم شادمانند و آرامشی عجیب به همراهی امیدی درخشان برایشان شکل گرفته است.


نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی منطقه نیز با اختلافی فاحش از پیروزی شمس الله شریعت نژاد خبر می دهد. و آرام آرام آن ها نیز کاروان شادی به راه می اندازند.


ظهر روز 26 خرداد نتایج نزدیک به  قطعی انتخابات شوراهای شهر و روستا نیز اعلام می شود.


منتخبان مشخص شده اند ، راه هموار شده است و با نگرانی و ناراحتی عده ای و خوشحالی عده ای دیگر کار به انجام رسیده است.


سوال اینجاست . آیا منتخبان مردم به وعده های خود عمل خواهند کرد ؟ آیا آرامش حاکم بر جامعه تداوم خواهد یافت ؟ آیا منتخبان از عملکرد تبلیغی خود سربلند بیرون آمده اند؟ آیا با رعایت قانون و اخلاق به این نتیجه رسیده اند یا خلاف های نهان و آشکار داشته اند؟ آیا وجدانشان از عملشان راضی است؟ آیا برای جبران هزینه های تبلیغی خود به راه حرام نخواهند رفت؟ براستی تصاحب یک صندلی برای خدمت به چند می ارزد؟


حال در تیر ماه قرار داریم . مردم مانند گذشته به زندگی عادی برگشته اند ، کاندیداها و منتخبان چطور؟

 

 


اینک بر اساس شنیده ها و نظرسنجی و بازخوردهای جامعه احتمال آرای کاندیداها به ترتیب زیر خواهد بود : حسن روحانی ، محمد باقر قالیباف ، علی اکبر ولایتی ، محسن رضائی ، سعید جلیلی ، سید محمد غرضی.


استقبال از انتخابات به گواه همه ی نهادهای رسمی و غیر رسمی ؛ مردم کوچه و بازار ، همکاران و ... به مانند گذشته نبوده است.برخی بر این باورند شور و شوق کم موجود نیز از تلاقی انتخابات شورای شهر با ریاست جمهوری شکل گرفته و اساسا اگر غیر از این بود شاید در این حد فعلی نیز نبود. تحلیلی که شاید بسیاری از خوانندگان آن را حس و یا از نزدیک لمس کرده اند. این امر در منطقه ی غرب مازندران با برگزاری انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی عجین شده و به طور نسبی تعداد علاقه مندان به شرکت در انتخابات را افزوده است. اما این استقبال محدود مانعی برای برگزاری انتخابات نیست و به طور قطع و یقین انتخابات سر موقع و با شرکت رای دهندگان ، برگزار خواهد شد.


رای دهندگان منتخبین خود را انتخاب خواهند کرد و با کسب درصد آرای تعریف شده در قانون ،  به کرسی های مد نظر دست خواهند یافت. نکته ای که بدان باور دارم این است که همه باید حضور داشته باشند ، رای دهند و انتخاب کنند ؛ چرا که غیر از این ، عده ای خواهند آمد ، انتخاب خواهند کرد و منتخب آنان مدیریت آینده همه را به عهده خواهند گرفت  وصد البته گله و شکایت کسی که در انتخابات حضور نداشته و از مدیر آتی گله مند است ، پذیرفته نخواهد شد.


و اما انتخابات ریاست جمهوری


همان طور که در مقالات پیشین ذکر شد روند انتخابات را مناظره ها و برنامه های کاندیداها تحت تاثیر خود قرار داد.


انصراف غلامعلی حداد عادل  به نفع اصول گرایان ؛ که در نظر سنجی ها آرای آن چنانی نداشت در عمل نه از آرای اصول گرایان کاست و نه به آن ها افزود. وی بدون نام بردن از کسی از صحنه ی رقابت ها بیرون رفت ، با آن که پیش از آن در ائتلاف 1+2 توافق نموده بودند که به نفع یکی از کاندیداه کنار بکشند ؛ اما این عمل وی آرای اندک او را در بین 5 کاندیدای باقی مانده ی اصولگراین پخش نمود. هرچند به لحاظ نزدیکی گفتمان ، احتمالا اکثر علاقه مندان وی به سمت سعید جلیلی خواهند رفت.


اما انصراف محمد رضا عارف از نوع دیگری بود. وی که با قدرت و به نمایندگی از اصلاح طلبان پا به عرصه ی اتخاباتی گذاشته بود با قبول حکمیت سید محمد خاتمی ( نمایندگی از جریان اصلاحات ) از دور رقابت کناره گرفت. وی در این انتخابات گرایش مردم را جلب کرده بود و در رده های چهارم و یا پنجم بود.اعلام حمایت جریان اصلاح طلبی از کاندیدای معتدل حسن روحانی که با شعار « دولت تدبیر و امید » وارد عرصه شده بود ، طیف اصول گرا را دچار چالش کرد. این اعلام دیری نپائیده بود که با دو خبر دیگر کار را تمام کرد. اعلام حمایت سید محمد خاتمی رئیس جمهوری دوران اصلاحات و اعلام رای دادن به حسن روحانی توسط اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری دوران سازندگی ؛ شور خاصی را در جامعه پدید آورد. هرچند فرصت اندک بود ؛ اما تغییر رفتار مردم و شور پدید آمده از این اخبار به ناگاه درصد آرای حسن روحانی را بالا برد.


از طرف دیگر محمد باقر قالیباف که پیش از این همیشه در صدر نظر سنجی ها بود با اتفاق پیش آمده در سومین منظره و عقب نشینی و سکوت در مقابل استدلال حسن روحانی ؛ آرایش ثابت ماند و به طور طبیعی درصدش افت کرد.


در این میان آرای محسن رضائی و علی اکبر ولایتی رشد در خور توجهی داشت . محسن رضائی با ستدلال های اقتصادی و یارانه ی سبز و تسلط بر رفتار خود ، طبق آمار ، توانست در صدر آرای روستائیان کشور قرار گیرد و آرای سعید جلیلی با روند کندی افزایش یافت. سید محمد غرضی نیز همان روال قبلی را برای خود حفظ نمود و با خروج حداد عادل ، یک رتبه نزول کرده و نفر آخر شد.


اینک بر اساس شنیده ها و نظرسنجی و بازخوردهای جامعه احتمال آرای کاندیداها به ترتیب زیر خواهد بود : حسن روحانی ، محمد باقر قالیباف ، علی اکبر ولایتی ، محسن رضائی ، سعید جلیلی ، سید محمد غرضی.


احتمال جابجائی در رتبه ی 2 ، 3 و 4 هست و این موضوع با شایعات کناره گیری احتمالی علی اکبر ولایتی و محمد باقر قالیباف به نفع سعید جلیلی ممکن است دستخوش تغییرات اساسی شود. هرچند انصراف این دو با اعلام ستادهایشان منتفی است اما به طور قطع و یقین دیگران انصراف نخواهند داد و روند انتخابات بر همین منوال خواهد بود.


احتمال دیگری که نزدیک به یقین است به سرانجام نرسیدن انتخابات ریاست جمهوری در مرحله ی اول است . با اشاره به درصد مشارکت و پراکندگی آرای کاندیداها در نظر سنجی ها این احتمال قوی بوده و روز شنبه باید منتظر اخبار رسمی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود.

سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 21 ؛ خرداد ماه 92 ( ویژه نامه ی انتخاباتی در تنکابن )


تاریخ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ، از خرداد ماه خاطره ها در ذهن دارد. از پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی رحمت الله علیه ؛  اولین حادثه ی مهم این حادثه ی قرن در 15 خرداد 42 رقم خورد.


 رهبر کبیر انقلاب با صدائی رسا « 15 خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام کرد. »


این تنها حادثه ی خردادی انقلاب نبود. آزاد سازی خرمشهر که اقتدار ایران در جنگ را به جهانیان نمایاند در سوم خرداد رخ نمود.


این روح آسمانی در دفتر اشعارش نیز به نیمه ی خرداد ، نگاهی ویژه داشت ؛ آن جا که سرود « انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم » . کسی نمی دانست فرج این مرد بزرگ تاریخ ، همزمانی 15 خرداد با رحلت ایشان خواهد بود !آن جا که برای اولین بار در تاریخ ؛ فردی با صدای بلند و رسا و در صفحات تاریخ می نگارد که « با دلی آرام و قلبی مطمئن از خدمت برادران و خواهران مرخص و به جایگاه ابدی می روم » .


پس از رحلت حضرت امام ، رئیس جمهور مکتبی وقت به خرد جمعی مجلس خبرگان به رهبری برگزیده شد . اقدام مبارکی که دشمنان را انگشتان به دهان نمود . از آن پس انتخابات ریاست جمهوری و تعیین رئیس قوه ی مقننه به ضرورت ؛ در این ماه واقع شد ؛ و هر بار به فرمایش رهبر معظم انقلاب ، حماسه ای رقم خورد.


چند صباحی دیگر و در 24 خرداد 92 دنیا شاهد حماسه ای دیگر در ایران خواهد بود. حماسه ی عظیمی که پرچمدار انقلاب در آستانه ی نوروزش ؛ از آن به عنوان « حماسه ی سیاسی » نام برد تا راه گشای « حماسه ی اقتصادی » برای آینده باشد.


این مهم در منطقه ی غرب مازندران نگاه دیگری بر آن مترتب است و آن همزمانی انتخابات ریاست جمهوری ، شورای شهر و روستا با انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی است.


پیش بینی می شود این هم زمانی ، تعداد افراد بیشتری را پای صندوق های رای بکشاند و حماسه ی سیاسی مد نظر رهبری نظام در این وادی تابناک تر بدرخشد.


اما ای مردم ؛ انتخاب کنید . چرا که اگر انتخاب نکنید دیگران با ارای خود ، برایتان انتخاب خواهند کرد و در آن زمان انگشت ندامت گزیدن سودی نخواهد داشت.


سخن مدیر مسوول نشریه ی « ساحل دریا » شماره ی 21 ؛ خرداد ماه 92 ( ویژه نامه ی انتخاباتی در رامسر )


نمی شود در خرداد و از خرداد نوشت اما از بنیان گذار انقلاب اسلامی و موسس جمهوری اسلامی یاد نکرد. بی شک مهمترین حادثه ی تاریخی جهان معاصر در قرن اخیر ، انقلاب اسلامی و مهم تر از آن ؛  پیروزی شیرین آن نیست.


اما همه به یاد دارند که در سال 68 چشم ها به بیمارستان قلب جماران دوخته بود و دست ها سر بر آسمان می سائید و طلب شفا برای پیر فرزانه را از درگاه احدیت می نمود.


اما مشیت الهی برای خدا حافظی زود هنگام مردی بود که تمام زندگی اش مبارزه برای اهداف عالیه ی الهی بود. چیزی جز ادای تکلیف برای او مهم نبود و نتیجه ی کار را  در تئوری الهی « احدی احسنین » خلاصه می نمود.


او با دلی آرام و قلبی مطمئن از پیش میلیون ها دعاگوبه جایگاه ابدی رفت و دل مالامال از عشق بندگان خدا به درد آمد.


رهبر معظم انقلاب در مراسم ساگرد آن عزیز سفرکرده سه باورامام را حکیمانه برشمرد ؛  خداباوری ، مردم باوری و خود باوری و کیست که نداند بر این سه باور یاد شده ؛ امام خمینی رحمت الله علیه  لحظه ای غفلت ننمود و هیچ کدام را فدای دیگری نکرد.


او به خدا باور داشت چرا که همیشه می فرمود مامور به ادای تکلیفم. به مردم باور داشت ؛ چرا که در 15 خرداد 42 فرمود ؛ سربازان من در گهواره هایند و همو در آخرین نوشتار مکتوب به جای مانده اش « وصیت نامه ی سیاسی الهی » متواضعانه می گوید که « مردم ایران از مردم حجاز در دوره ی رسول خدا صلی الله علیه و اله و علی علیه السلام برتر و بالاترند » و به خود باور داشت که یک تنه در مقابل همه ی ظلم و ستم ایستاد و نشان داد که جز از خدا نباید از هیچ قدرتی بیم و واهمه به دل داشت.


این روز ها ؛ روز های انتخاب رهبر معظم انقلاب در مجلس خبرگان نیز هست. مطلبی که در پشت عظمت روح بلند حضرت امام رضوان الله تعالی علیه کمتر به چشم می آید. یادمان نرود که پس از امام راحل ؛ کشتی بان مسیر پر تلاطم انقلاب و سکان دار بی بدیل نهضت همیشه با چشمانی تیز بین مراقب انقلاب و مرزهای ایران اسلامی است.


سلامت و سعادت ایشان و همه ی ایرانیان  ؛ منتهای آرزو و دعای ماست.