X
تبلیغات
رایتل

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی 103 ؛   اول  دی ماه  1396


زلزله ی بیش از هفت ریشتری کرمانشاه فقط برای مردم آن منطقه ویرانی بی شمار ساختمان ها ، ابنیه ، ادارات ، نهادها ، مراکز درمانی ، مسکن مهرو ... و داغ از دست دادن عزیزان و مجروح شدن خانواده را به دنبال نداشت. پس از این زلزله ی ویرانگر که دل همه ی مردم و دولتمردان را به درد آورد. پس لرزه های بی شماری نیز زمین را لرزاند ، گروه های امدادی و مسوولین مدیریت بحران به سرعت وارد عمل شدند و به علت گستردگی ضایعه ، ارتش و سپاه که وظیفه ی ذاتی آنان در زمان صلح ، حمایت از مردم حادثه دیده از حوادث غیر مترقبه اند ، نیز وارد عمل شدند و سنگ تمام گذاشتند. مردم ایران نیز چون همه ی موارد اتفاق افتاده در مام وطن ، کرمانشاه را پاره ی تن خود دانستند و به مصداق " چو عضوی به درد آورد روزگار ، دگر عضوها را نماند قرار "  سر از پا نشناخته به امداد و نجات هم وطنان کرد زبان خویش همت گماردند. این مطلب علیرغم هم دردی با مردم عزیز و صدمه دیده ی کرمانشاه و قدر دانی از هم دلی و هم راهی مسوولین و مردم در تلاش برای کاهش آلام مصیبت دیدگان ؛ در پی واکاوی سست بودن بناها و یا چرائی این اتفاق مصیبت بار نیست.


مصیبت از آن دم آغاز شد که پس لرزه های اجتماعی این واقعه ی تاثر بر انگیز ، دامن ایران اسلامی را گرفت. در پس زلزله ، زلزله ی اجتماعی دیگری روی داد که امتداد آن به قطع و یقین ریشه های محبت و مودت را نشانه خواهد گرفت و اگر مسوولین و صاحبان اندیشه وخرد ، صاحبان سمن ها و دغدغه مندان ، برای آن فکری نکنند ؛ در آتیه مصیبت غمبار تری در جامعه روی خواهد داد.


این مصیبت به زعم بنده " خوره ی بی اعتمادی بین مردم و مسوولین " است. بی اعتمادی مردم به دولتمردان و بی اعتمادی نهادهای دولتی در بین خودشان.


در بی اعتمادی نهادهای دولتی در بین خودشان می توان مستقل و جزیره ای عمل کردن نهادها را بر شمرد. تصور کنید نهادهای خدمات رسان و امدادی بی شمار کشور از جمله هلال احمر ، بهزیستی ، کمیته ی امداد امام ، آتش نشانی ، نیروهای امداد و نجات ارتش ، سپاه و بسیج و سازمان های خیر و مردم نهاد  ؛ هرکدام به طور مستقل و بدون لحاظ و یا پذیرفتن " مدیریتی واحد " خود داعیه ی خدمت و همت را داشته و هر کدام مستقل پرچم امداد خویش را برافراشتند. ضمن تقدیر و تشکر از همه ی آنان ، اتفاق غمبار این جداگانه عمل کردن دودی است که در چشم مصیبت دیدگان خواهد رفت.


 طبیعی است که به علت ناهماهنگی بین این نهادها و سازمان ها در بخشی توجه بیشتر و برخی متنعم از انواع خدمات شده و در بخش دیگر و بعضی از مصیبت دیدگان محروم از هر امدادی شوند. در این بلبشوی مدیریتی برخی نیز علم سواستفاده را بلند کرده و از این سر در گمی سازمان ها و نهادها نهایت بهره را می برند و حتی بدون این که از بلایای طبیعی صدمه دیده باشند از آب گل آلود ماهی سهم خواهی بیشتر را برای خود به دام می اندازند.


از دیگر سو در شهرهای امن این بی برنامگی مدل ناپسند دیگری را به اجرا می گذارد. سازمان های خدمات رسان نامبرده هرکدام خود چادری برپا می کنند تا هدایای مردمی را جذب و از طریق نهاد مربوطه ی خویش به مراجع مرتبط خویش ارسال نمایند. این چادرها مسابقه ی جمع آوری بیشتر هدایا و تکالیف عجیب سهم خدمت رسانی از طرف شهروندان را هم بر خود اضافه می نمایند. این کار عاملی می شود که در خیابان کوتاهی با نگاه خدمت به حادثه دیدگان ، چندین چادر و خیمه ی امداد برپا می شود و هر کدام سعی در جذب بیشتر هدایا دارند و رقابت ناپسندی را رقم می زنند که در آن تخریب نهادهای هم جوار خدمت رسان نیز موج می زند. چادرهای جذب هدایای هلال احمر ، کمیته امداد ، بهزیستی ، بسیج و موسسات خیریه ی محلی در کنار هم و با فاصله ی اندک و رقابتی غیر قابل فهم در ورودی مصلاهای نمازجمعه و میادین اصلی شهر از آن جمله اند.


نتیجه ی این بی برنامگی ، نگرانی و ناراحتی کثیری از صدمه دیدگان هستند که از این خوان گسترده ی خدمات بی بهره مانده اند و به مدد اطلاع رسانی در فضای مجازی ، گلایه و شکایت خود را دردمندانه بیان می کنند.


شق دوم این بی برنامگی در اجتماع رخنه می کند. اولا مردم علیرغم حضور در پایگاه های امدادی و اهدای مایحتاج حادثه دیدگان ، در اطلاع رسانی های مردمی فضای مجازی به این نتیجه ی نادرست می رسند که دولت و نهادها ، علیرغم دریافت امداد از مردم و داشتن امکانات وسیع ، در خدمت رسانی تعلل می کند. ثانیا این سوال برایشان پیش می آید که حکمت مستقل عمل کردن و رقابت نهادهای خدمات رسان در جذب هدایا و کمک ها برای چیست؟ اگر هدف خدمت است چرا رقابت . اگر هدف جذب و هدایت هدایاست ، چرا اینقدر تشتت. و اگر هدف غائی خدمت رسانی است ، این همه گلایه ی مردم صدمه دیده برای چیست؟ و سوال نهائی و آزار دهنده ای شکل می گیرد که که این نهادها ، در جذب کمک فعال هستند اما در هدایت آن قصور و تقصیر دارند و گاهی از این فراتر رفته ، و به نهادهای خدمات رسان اتهامات ناروا می زنند.


نتیجه ی آن بی برنامگی و این قضاوت می شود مردمی که تصمیم می گیرند بی اعتماد و فارغ از نهادهای خدمات رسان ، خود هدایا و امداد خویش ، همسایگان و همکاران را به مناطق آسیب دیده برسانند.


اتفاقی که در زلزله ی کرمانشاه در اوج خود بود ، مردم ، شرکت ها و اصناف بی اعتماد به دولت و نهادهای خدمت رسان ، هر کدام به طور مستقل و با وسایل شخصی ، وانت ها و کامیون های اجاره ای به سمت مناطق زلزله زده رهسپار شدند تا خود و با دست خویش هدایا را به مردم بسپارند.


ترافیک شدید ، درگیری با نیروی انتظامی به جهت مسدود شدن راه ها و حضور شخصی در روستاها و مناطق آسیب دیده از یک سو و دیدن عمق فاجعه و فقدان کمک مناسب و قابل تامل به روستاها از دیگر سو ، آن ها را پیک خبر رسان بی برنامگی محض در خدمات رسانی کرد و نتیجه ی این اطلاع رسانی ، بی اعتمادی بیشتر مردم و حضور شخصی گسترده تر در مناطق بود.


این عامل خود باعث تعلل در خدمات رسانی نهادهای ذیربط شده و مصیبت را دو چندان کرده است. که در آن ضعف عملکرد مدیریت بحران در شهرستان ها و کلان کشور به خوبی مشهود است.


براستی وظیفه ی مدیریت بحران در هر شهرستان چیست؟ آیا نمی تواند با درایت و برنامه ریزی در مواقعی این چنینی همه ی نهادهای کمک رسان و خدمات ده را در مدیریتی واحد جمع کرده و تحت فرمان یک شخص یا یک نهاد درآورد؟ آیا چادرهای متنوع جذب خدمات و قبوض متعدد با آرم ها ی مختلف و شماره حساب های متعدد کمک به زلزله زدگان و حادثه دیدگان نمی تواند در یک قالب و زیر نظر مدیریت بحران طراحی و توزیع شود . تا زین آب گل آلود جذب هدایا ، عده ای سواستفاد نکنند و از سوی دیگر اعتماد مردم خدشه دار نشود؟


خوره ی بی اعتمادی ، فقدان مدیریت واحد و جزیره ای عمل کردن سازمان ها ، نهاد ها و برخی هیات ها  ؛ مصیبتی است که اگر به آن پرداخته نشود و برای آن برنامه ریزی نشود ، خود حادثه ی غیر مترقبه ی بی اعتمادی به ارکان نظام را رقم خواهد زد و به یقین بازسازی آن غیرممکن و سخت خواهد بود.

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی 102 ؛   اول   ماه  1396


سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی 101 ؛   اول آبان  ماه  1396


همه ساله دربرخی از فصول سال به ویژه در فصل هزار رنگ پائیز شاهد بارش نعمت الهی در سراسر کشور هستیم. این بارش ها علیرغم این که نعمت عظیمی هستند باعث دغدغه مندی کشاورزان و باغداران می شوند. گاهی مردم به گلایه از بارش زیاد می گویند ؛ هوا خرابه !


یکی از همکاران غیر شمالی اداره ، وقتی نم نم باران را مشاهده می کرد و با حسرت به آن می نگریست به همکار دیگر هجرت کرده اش اشاره کرد و گفت . زمان بارش عکس و فیلم بارش رو برای او ارسال می کنم و او با حسرت و تلخی می گوید : کوفتتان شود!!


ایشان با تلخند و گلایه آمیز می گوید مانده ام که چرا مردم شمال وقتی هوا بارانی است می گویند " هوا خراب است !! " باران نعمت الهی است و باید قدرش را بدانند. وقتی هوا بارانی است با عشق و بدون چتر زیر آن قدم می زنم!


در توجیه و پاسخ به این سوال او؛ یادآور شدیم ؛ هوا خرابه ! برای این روز ها نیست. برای روزهای نشای برنج است که یکریز و مدام می بارد و کشاورز از زمان کاشت عقب می افتد. هوا خرابه ! برای زمان درو است که باران های تند و کولاک مانند اواخر شهریور شالی ها را کمر شکن می کند و دروی آن سخت می شود و یا بارش مدام باران باعث رو به فساد رفتن خوشه ها می شود. هوا خرابه ! هوا خرابه برای روزهای بارش مدام در فصل چیدن مرکبات است و برای بارش مدام و بی وقفه ی روزهای طولانی در پائیز و زمستان است که گاهی عدد روزهای بارش به ماه نزدیک می شود!


اما امروزه باید با حذف حندُق ها ( کانال های آب گذر قدیمی باغ ها ) جمله ی دیگری را به جملات فوق اضافه کنیم.


 مردم برای استفاده ی حداکثری از زمین و باغ خود با پر کردن حندُق ها چهار هدف را دنبال می کنند. اول افزایش سطح زمین دوم حذف حریم اداره ی آبیاری سوم حذف مزاحمت های تردد کشاورزان و چهارم جلوگیری از هدایت پساب های خانه های دیگران. البته نکته ی اول و چهارم مهم ترین نکاتی است که مالکین بر آن پای می فشرند.


در این بین باید اداره ی آبیاری و شهرداری را مقصرین رده ی دوم و سوم پر کردن حندُق ها دانست . چرا که با علم و وقوف به وجود حندُق های قدیمی ، از پرشدن آن به راحتی می گذرند و می شود آن چه که نباید بشود.


الان با هر بارشی باید گفت هوا خرابه !!! چرا که معابر پر از آب و آبگرفتگی می شوند. و تردد افراد پیاده عملا دچار اشکال می شود. اگر عابر پیاده با احتیاط از خیش شدن پاچه ی شلوارش بکاهد نمی تواند از افتادن چرخ خودروی عبوری در کوچه جلوگیری نماید که با افتادن در چاله ای ، باعث پخش شدن آب های سطحی بر روی لباسش نشود.


عابر باید خدا را سپاسگزار باشد و از او بخواهد که برخی مردم فهیم !!! به بهانه ی باران پساب و فاضلاب خود را در سطح جوی ها و معابر رها نکنند. آن گاه است که مصیبت دو چندان می شود.


در امتداد هوا خرابه هم اینک باید کلمه ی گیلکی ( تاتی ) دیگری را اضافه نمود هوا پس ِ !! این اصلاح یعنی کار خرابه !


هم اینک با تشکیل کمیته های بحران به مدیریت عالی ترین مقام دولتی در همه ی شهرستان ها ، قرار است بحران ها مدیریت و کنترل شوند. اما مدیران بحران انگار یادشان رفته قرار است مدیریت کنند بحرانی نباشد نه این که مطلع کننده ی بحران باشند و باعث تشویش اذهان عمومی شوند! درست در زمانی که هواشناسی اعلام بارش شدید می کند ، کمیته ی بحران تشکیل جلسه داده و اطلاع رسانی می کند که مردم به هوش باشید که طوفانی در راه است. آب و نان و اخیرا برق ، برای شارژ موبایل ذخیره کنید که ضمن خرابی هوا ، هوا پس است!


مدیر بحران به جای اندیشیدن به حل مشکل آب گرفتگی معبری که چند سالی است خیابان را پر از آب می کند ، پارکینگ را شناور می کند و دیوارها را فرو می ریزاند ، با پوشیدن چکمه و بارانی و لباس امداد ، در وسط سیل برای حل بحران تلاش می کند و دوستان خبرنگار ِ خبر رسان عکس های تلاشش را رسانه ای می کنند.


مدیران پس از پایان بارش ، بحرانی نمی بینند و به سایر کارهای مهم اداری می پردازند و دوباره پس از دریافت خبر بارش شدید ، تجهیزات حضور در بحران را آماده می کنند.


فضای مجازی نیز بر بحران هوا خرابه !!! نمک می پاشد و تاکید می کند هوا پس ِ !


اینک از بارش شدید چند صباحی گذشته و از خسارت پنج میلیاردی بارش سیصد میلی متر اواسط مهر هم مدتی سپری شده است.


 آبگرفتگی با سیل تفاوت های ماهوی دارد که بیان آن برای مدیران بحران رامسر و مردم عزیز ، به مصداق آب در هاون کوبیدن است. طنز توضیح آبگرفتگی پل توسط روستائی " آب پندامه  کرد " را همه شنیده اند و نیاز به باز تعریف نیست.


حل معضل آب گرفتگی پل دادگستری شهرستان رامسر در بلوار معلم با مشاوره گرفتن از مهندسین رامسر قابل حل است و آبگرفتگی معابر دیگر نیز با مدیریت هدایت آب های سطحی قابل پیشگیری است.


اگر هدف از عدم حل مشکل آبگرفتگی پل ( پندامه ) دادگستری رامسر ، اطلاع رسانی سیل در شبکه های تلویزیونی مازندران ، خبر بیست و سی و پخش در اخبار سراسری به منظور جذب منابع مالی برای سازندگی در رامسر است. که بسیار هوشمندانه و قابل تقدیر است. این عمل به مثال " استخوان لای زخم " همیشه منبع در آمدی مفیدی خواهد بود.حتی ممکن است بعضی ها با رسانه ای کردن عکس مسوولین به منافع دو طرفه ای برسند که برخی از آن نیز مطلعند!


مسوولین عزیز ! درست است که هوا خرابه ! اما نگذارید هوا پس شود!

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی 100 ؛   اول مهر ماه  1396



امروز اول مهر یکصدمین شماره ی هفته نامه ی ساحل دریا منتشر می شود. نشریه ای که سعی دارد همیشه در فراز باشد و مورد اقبال مردم عزیز. از چاپ اولین شماره اش در اول مهر 1390 که با روند ماهنامه منتشر شد تا دی ماه 1392 که مجوز دو هفته نامه گرفت  و یک سالی است که بصورت هفته نامه منتشر می شود.


 یکصد شماره ی نشریه که اختصاص به شهرستان رامسر داشت ؛ البته ده شماره ی اختصاصی برای شهرستان تنکابن و عباس آباد و سه شماره ی اختصاصی در استان گیلان نیز برای انزلی ، هشتپر و تالش منتشر شد. در هر شماره متنی به عنوان سرمقاله یا سخن مدیر مسوول به رشته ی تحریر در آمد . در این ستون اختصاصی تمام همت صرف این شد که مشکلات و معضلات منطقه با روندی منطقی ، استدلالی و تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد . دغدغه های مردم پوشش داده شود و نگاه نگران توسعه محور در قالبی نقادانه ، بدون خارج شدن از دامنه ی ادب و اخلاق مد نظر قرار گیرد.


از مهمترین سرتیتر هایش می توان : شفافیت در عملکرد شوراها ( ضعف عملکردی و برنامه ای شوراها )  ، شورای شهر و آزمونی نو ( بازی انتخاب شهردار در شورا ) ، چه کسی پاسخگو است ؟ ( تعرض به بلوار معلم ) ، فتح سینما فتح ( نقدی بر تغییر کاربری سینما فتح ) ، ماندنی یا رفتنی ( شورا و انتخاب شهردار ) ، قیمت ( نامزدهای بی برنامه ی شوراها ) ، در شورا تک رای نباشید ( تلنگری به مردم برای انتخاب تعداد کامل نامزد برای شوراها ) ، سال نو طرحی نو لباسی نو ( تغییر اندازه ی هفته نامه و دغدغه ها  ، افتتاح دفتر هفته نامه در رامسر و نوید افتتاح پژوهشگاه رامسر ) ، نگاه نو ( تلنگری به مردم برای استفاده از فرصت نوروز برای انتخاب بهتر اعضای شوراها  ، مطالبه گری ( وظیفه ی رسانه ها و عدم توجه مسوولین به انتقادها ) ، خشکی تالاب ها ( گریزی از کنوانسیون رامسر به اتخاذ تعریفی نو برای کاربری رامسر ) ، شغل پر زحمت ( یادکردی از زحمات پرستاران ) ، چند ماه بعد ( آماده باش به نامزدهای شوراها ) ، یاد یار دیرین ( یادکردی از شادروان آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی ) ، ورشکستگی رسانه ای ( تعریضی بر مصاحبه ی اردشیر صارمی و اعلام ورشکستگی بیمارستان امام سجاد علیه السلام رامسر و تذکر به رسانه ها ) ، میزبانی هنر ( جشنواره یاس و لزوم بهره مندی از پتانسیل های رامسر ) ، کدام مردم ؟ ( تعریضی به شعار استان مسقل در غرب مازندران ) ، پرستش و نیکی ( لزوم محبت به پدر ، مادر و خانواده ) ، شورِ شعور ( تذکر به دوری از انحراف در ماه محرم ) ، سیل بی تدبیری ( تعریضی بر ریزش قبرستان اشکنه کوه ) ، هفته ی دولت ( توجه به افزودن اداراتی که در رامسر نیستند و تغییر مدیران بی انگیزه ) ، عشق و ترس ( قدرت و ثروت و عشق و ترس های ناشی از رسیدن و یا از دست دادن آن ) ، و باز خرداد ( یادکردی از امام و اهدافش ) ، مدافعان حرم ( یادبود شهدای خان طومان ) ، پدر ( زادروز امام علی علیه اسلام و مشکلات پیش روی پدران امروز ) ، نود و پنج ( یادکردی از برنامه های توسعه ای سال نود و چهار و یادبود درگذشتگان آن سال ) ، ثمره ی مشارکت ( نگاه تحلیلی بر انتخابات مجلس ) ، انتخاب با شماست ( تلنگری برای انتخاب نماینده ی مجلس مقتدر و طراح ) ، اولین قدم برای روز هفتم ( تاکید بر جمهوریت و اسلامیت در انتخابات مجلس ) ، غربت ِ رامسر ( بی توجهی در اعزام وزیر مقتدر در سفر استانی روسای جمهور به غرب مازندران ) ، مسافران حج ناتمام ( فاجعه ی منا در حج نود و چهار ) ، ماندگاری ایثار ( یادبود دفاع مقدس و ایثارگران ) ، زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ( یادبود شادروان جعفر قلی راهب ) ، بومی یا غیر بومی ( توجه به کار آمدی و توانمندی در انتخاب مسوولین ) ، برجام فرجام استقامت ، شهری با افق روشن ( رامسر شهر جشنواره ها ) ، انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم ( یادبود حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ) ، توجه به افکار عمومی ( نقدی بر بی برنامگی و فروش لیدو ) ، درخت دوستی ( هفته ی درخت کاری و توجه مردم به تعمیق دوستی ها ) ، بی تدبیری در مدیریت ها ( تعریضی بر تعدد ادارات با سرپرست در رامسر ) ، افتخار به نام آوران ( همایش پنجم نویسندگان رامسری ) ، پیگیری مطالبات مردم ( زمین های بنیاد علوی ، چای ، راه ) ، مقصرین بسیارند ( سیل رامسر و فوت شادروان لیلا حلاجیان ) ، دین داری و آزادگی ( درس امام حسین عله السلام برای تاریخ ) ، آرامش خود را حفظ کنید ( تعریضی بر خلاف های ساختمان آرامش ) ، گردشگری نیاز امروز ، چند درس از امام مهربانی ها ( یادکردی از امام رضا علیه السلام ) ، عظمت باز یافته ( نیاز رامسر به توسعه ی زیر ساخت ها ) ، امید در عمل به تدبیر ( تعریضی به تعویض ناگهانی علی فروغ خلعتبری و رئیس آموزش و پرورش ) ، قدر دانی ( شب قدر و ارزش گذاری به انسانیت ) ، رامسر و فرصت های ملی ( بهره گیری از حضور مدیران ارشد در رامسر ) ، شیب ملایم ( هدفمندی یارانه ها و گرانی ها ) ، مقام معلم ( یادکردی از آموزگاران ابتدائی مدیر مسوول ) ، دو گانه ی غم و شادی در آغاز سال نو ( تلفیق فاطمیه و نوروز ) ، آرامش پس از بحران ( برف سنگین در رامسر ) ، فصل نارنجی ( تعریضی بر واردات برنج ) ، گرانی و گرانفروشی ( تعریضی بر بازی با کلمات گرانی هست اما گران فروشی نیست ) ، خداحافظ مرد روزهای شاد ما ( یادکرد شادروان سید محمد تقی سجادی عاقد شهرستان رامسر ) ، عاشورا و بسیج ، راز ماندگاری ( یادبود شهید رجائی و باهنر ) ، انتخاب سخت ( تعریضی بر انتخاب شهردار در شورای چهارم ) ، خرداد تاریخی ، معیار رفتار بشری ( زادروز امام علی علیه السلام ) ، طلای کثیف ( زباله در رامسر ) ، مدیریت شهری و چالش های پیش رو ( تعرض ساختمانی در میدان امام به حریم عمومی ) ، استانی شدن  ، شهروند مسوول و مدیر پاسخگو ( تعریضی به اشکالات مسیر جواهرده و پاسخ غیر مسوولانه ی بخشدار وقت ) ، انتخاب کنید ( توصیه های انتخابات مجلس نهم )


از مهم ترین اشکالات مطروحه می توان از ساختمان دور میدان امام ، ساختمان شیشه ای انتهای بلوار معلم ، ساختمان روبروی باند فرودگاه ، تعریض غیر اصولی مسیر جواهرده ، جریان پارکومتر ، اقدام به فروش مفت محوطه ی لیدو ، پروژه ی هتل سماموس ، راه گذر دریائی ، تصفیه خانه ی آب  ، انباشت زباله در جنگل ، نابسامانی های در ورودی شهر ، ساختمان چشم انداز ، باغ سی هکتاری ، نا آرامی های آرامش ، پارک نامناسب خودروها در ایام تعطیلات کنار رستوران ها ، نتیجه ی هزینه کرد 300 میلیونی پروژه ی ریز پهنه بندی ، نتیجه ی هزینه کرد 300 میلیونی شهر نمونه ی گردشگری الکترونیک ، نتیجه ی هزینه کرد میلیاردی باغ ایرانی ، ترمیم بلوار معلم ، زیباتر شدن قلعه ی مارکوه ، فقدان تعریف مناسب از منطقه ی گردشگری دالخانی ، فقدان نمادهای ورودی به شهر ، فقدان تعریف ورودی مناسب برای جاده ی هریس ، سادات شهر و کتالم  ، استفاده از پتانسیل حضور وزرا ، مسوولین کشوری ، لشگری و استانی در جهت رشد و توسعه ی رامسر مشکل آب ( وزیر نیرو ) ، مشکل دوری و هزینه های مالی و جانی از مرکز استان و استقلال آن ( وزیر کشور ) ، مشکل کنار گذر ساحلی ( وزیر راه و شهرسازی ) ، مشکل دانشکده بین الملل و ساختمان نیمه کاره ی بیمارستان ( وزیر بهداشت و درمان ) ، مشکل فقدان مراکز جذب گردشگر ( رئیس سازمان گردشگری ) ، مشکل بی کاری بیش از اندازه ی تحصیلکردگان منطقه ( وزیر کار ،  وزیر اقتصاد ) مشکل فقدان مرکز فرهنگی و اداره ی ارشاد!!! ( وزیر فرهنگ و ارشاد ) ، مشکل محصولات کشاورزی ( وزیر کشاورزی ) و....


صد مقاله از طرفم نوشته شد و صدها مقاله از فرهیختگان رامسر ، نقادی های آرام و تند تیز از یک سو و گزارش های پی در پی نشست های مسوولین ادارات و نهادها به خصوص شهرداری های کتالم و سادات شهر از سوی دیگر.


تناقض این مقالات و آن آگهی های تبلیغی با عکس های اندازه ی بزرگ مدیران شهرستان ، جمع نقیضین را حاصل شده است که گاهی مورد انتقاد خوانندگان فهیم قرار گرفته ایم. پرسش آن ها این است چطور ممکن است هم انتقاد کنید هم آگهی بگیرید؟ پرسش آن ها از باب انتقاد به عملکرد طرفدارانه ی نشریه در قبال مسوولین است وگرنه همه می دانند که اگر حمایت مادی ادارات و نهادها نباشد، انتشار نشریه با چالش روبرو خواهد شد. مردم انتظار دارند هفته نامه فقط نگاه منتقدانه داشته باشد و تنها از کاستی ها بگوید تا دلشان از کم کاری مدیران بی مسوولیت ! خنک شود !!! نکته ای که " مردم " کمتر به آن توجه می کنند وگرنه حمایت مادی و معنوی از انتشار نشریه ای برای ثبت تاریخ شفاهی منطقه ی خود را ، وظیفه ی ذاتی خود می دانستند.


نشریه اما روال اعتدال را پیشه ی خود کرده است و به مصداق " رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود " هم خدمات مسوولین که بخش عمده ی آن ها از وظایف ذاتی اداراتشان است را پوشش می دهد هم برخی از اشکالات قابل رفع را گوشزد می نماید.


امید اصلاح امور کمی بعید است ، اما نا امیدی از تغییر نیز پسندیده نیست. براستی اگر مدیران ، نشریات را چشم بینای و گوش شنوای خود می دانستند و مسائل مطرح شده را به قصد اصلاح می نگریستند ، شاهد جامعه ی سالم تر و پر نشاط تری نبودیم ؟


بسیاری از مردم ، حتی فرهیختگان دست به قلم ، وقتی مرا می بینند ؛ می گویند از این و آن هم بنویس.!!  اما حاضر نیستند بخشی از وقت خود را برای رشد و توسعه ی شهر خویش مصروف نمایند، دست به قلم شوند و بنویسند.


برخی نیز بر اساس شنیده ها و بدون استناد سخن می گویند و انتظار دارند هرچه به ذهنشان می رسد را ما باید مکتوب کنیم. وقتی مدارک و مستندات از آن ها مطالبه می شود ، غر غر کنان ما را نیز به چوب دیگر می رانند .


صدمین شماره نشریه عاملی شد تا سرتیتر مقالات و مضمون کلی آن ها را مختصر بازنشر نمایم و بگویم اگر مستند و مستدل مطلب نوشته شود ، کسی را یارای مقابله با آن نخواهد بود. صحت ، دقت و سرعت از اصول اساسی خبر محسوب می شود و گاهی نیز باید صراحت و صداقت را نیز چاشنی کار کرد. در جنبه ی دوم خبر نویسی ، چالش پیش روی نویسندگان کم نیست چرا که برخی مدیران صداقت و به خصوص صراحت را بر نمی تابند.


امید است که مردم و مسولان ، همه خود را صاحبان اصلی "  ساحل دریا  " بدانند و در ترویج فرهنگ خود باوری ، رشد و توسعه ی همه جانبه ،  دست در دستان هیات تحریریه ی نشریه قرار دهند.



 

 

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  99  ؛   15 شهریور ماه  1396



طبق اصل هفتم قانون اساسی شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان " ارکان تصمیم گیری کشور " محسوب می شوند و ماموریت پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی ، اقتصادی ، عمرانی ، بهداشتی ، فرهنگی ، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری با مردم و با توجه به مقتضیات محلی در اصل 100 ، 101 و 102 برای آن تعریف شده است. شورا طبق این اصول و طبق ماده ی 71  وظایف شوراها  علاوه بر انتخاب شهردار ، بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و نارسائی های شهر ، تهیه ی طرح و پیشنهاد اصلاحی و راه حل آن ها ، نظارت بر حسن اجرای مصوبات ، نظارت بر حسن اداره و حفظ سرمایه و دارائی های نقدی و جنسی شهرداری ، تصویب آئین نامه های شهرداری و مهم تر از همه تائید صورت جامع در آمد و هزینه های شهرداری هر 6 ماه یک بار و انتشار آن برای  اطلاع عموم و بسیاری دیگر از وظایف و اختتیارات دیگر برای آن تعریف شده است.


شوراهای شهر و روستا پنجمین دوره ی خود را پشت سر می گذارند. بعید است شهر ها و روستاها از اصول قانون اساسی ، تعاریف ، وظایف و اختیارات شوراها و مهم ترین موضوع مصرح در ماده ی 71  وظایف شوراها  " تائید صورت جامع در آمد و هزینه های شهرداری هر 6 ماه یک بار و انتشار آن برای  اطلاع عموم " مطلع شده باشند. این امر " شفافیت در عملکرد شوراها  " و یا عملکرد در " اتاق شیشه ای " را تاکید می نماید ، اما تاکنون این مهم بر زمین مانده است.


از دیگر وظایف شوراها بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و نارسائی های شهر ، تهیه ی طرح و پیشنهاد اصلاحی و راه حل آن ها و نظارت بر حسن اجرای مصوبات است. تا به امروز شورائی به این وظایف خود  بجز نظارت بر مصوبات ، جامه ی عمل نپوشانده است.


 گاهی نیز شوراها چاره ای جز تصویب طرح و برنامه ی اجرا شده ی شهرداری پس از اجرا ندارند. چرا که خود برنامه ندارند و از وظایف و اختیارات خویش نیز غافلند و طبیعی است که نه می دانند و نه می توانند جلوی طرح ها و برنامه های اجرا شده و در حال اجرای  شهرداری را بگیرند.


شوراها از کاندیداهای شهرداری تقاضای برنامه می نمایند. آن ها دانسته یا نادانسته به خبطی عظیم دچار شده اند. شورائی که از نامزد شهرداری برنامه می خواهد به یقین  ، خود برنامه ی قابل اجرائی ندارد!!! حال بر فرض نامزدهای شهرداری برنامه ارائه دهند آن گاه وظیفه ی شورا چیست ؟ وقتی شهردار خود برنامه نوشته است و فراز و فرودهایش را می داند. آیا محلی از اعراب برای نظارت اعضای شورا باقی می ماند؟


شورا متاسفانه به یک دستگاه اداری تبدیل شده است و بجای انجام وظایف محوله به روزمرگی افتاده و به رتق فتق امور می پردازد. در ادارات کار ِ درست مهم نیست!! بلکه درست کار کردن مهم است. تفاوت این دو در این است که درست کار کردن بدین معنی است که مدیر مطلبی را بگوید و کارمند بدون لحاظ این که کار محوله درست است یا غلط ، فقط برای رسیدن به مطلوب ِ مدیر ، کار را انجام می دهد. در این حالت کارمند مفتخر است که اوامر مدیر را اطاعت کرده است و مدیر سرمست از اطاعت بی چون و چرای کارمند است. اگر خبطی هم صورت پذیرد مدیر آن را به گردن کارمند کارشناسش می اندازد و کارمند اطاعت محض از مدیر را بهانه ی لاپوشانی خطایایش می کند.  اما کار ِ درست آن است که کارمند با مدیر در خصوص درستی کار و منافع و مضار آن بحث می نماید و در صورت ارائه ی استدلال منطقی می توانند کار را انجام ندهند.


اکنون شورا  دو حالت دارد یا برای کار انجام شده ی شهردارمصوبه ای می دهد و یا مصوبه ای ابلاغ می کند و از شهرداری اجرایش را می خواهد و مطلوب شورا ، انجام کار به هر نحوی است. تنها به این دلیل که ممکن است در زمان انتخابات طرح ها و برنامه هائی ارائه داده است و یا کمپین های حمایتی توقعاتی از عضو شورا دارند که وی ، خود را موظف به اجرای آن می داند.

شورائی که وظیفه اش ارائه ی طرح و برنامه و نظارت بر حسن اجرای آن است ، از نامزد شهرداری ، برنامه می خواهد. این بدان معناست که اولا شورا بی برنامه است و ثانیا دست خود را برای نظارت بر شهردار می بندد .شورا بجای آن که فردی توانمند را برای انجام مصوباتش برگزیند ، فرد فرمانبرداری می خواهد که روزمرگی شهرداری را با کمترین اشکالی بگذراند. این امر عاملی شده است که شهرها و روستا ها دارای کمترین رشد ، توسعه و پیشرفتی باشند و عمل به وظایف ذاتی و بدیهی شهرداری از جمله جمع آوری زباله ، پرداخت حقوق کارمندان ، زیباسازی شهر و ... در قالب برنامه های نامزدهای شهرداری به شورا ارائه گردد و شورا با افتخار به جای فرد توانمند ، دست نوشته های پر زرق و برق را با عنوان برنامه می پذیرد . شهرهای کشور دارای زیر ساخت های ارزشمند نیستند و اگر درآمد مشخص عوارض ، نوسازی و تعریف شده ی شهرداری کمی با تاخیر مواجه شود ، حقوق کارکنان پرداخت نمی شود و یا  با تاخیر پرداخت می شود. 


شهردار که با برنامه وارد عرصه شده است می خواهد برنامه های خود را عملیاتی کند این موضوع چالش جدیدی بین اعضای شورا و شهردار پدید می آورد . تناقض بین برنامه های شهردار و وعده های اعضای شورا در انتخابات و کمپین ها ، شورا را مجاب می کند که دست به استیضاح شهردار بزنند.  در حالت دیگر اگر شهردار فقط با نوشتن برخی کلمات و جملات پرطمطراق و پر زرق و برق خواسته باشد ، پست شهرداری را اشغال کند ، چالش دیگری پیش روی اعضای شورا قرار می گیرد. قفل شدن کارها ، عدم انجام تعهدات و نپرداختن حقوق پرسنل ، اولین پیامد آن است.


اینک وقت آن است که شوراهای شهر و روستا به وظایف اصلی خویش برگردند و ضمن ارائه ی طرح و برنامه های اجتماعی ، اقتصادی ، عمرانی ، بهداشتی ، فرهنگی ، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری با مردم و توجه به مقتضیات محلی ، پیشبرد برنامه های توسعه محور را در دستور کار خویش قرار دهند و به عنوان نمایندگان مردم ، ناظر امین حسن اجرای مصوبات باشند.

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  98  ؛   5 شهریور ماه  1396



پس از برگزاری انتخابات شورای شهر رامسر و مشخص شدن ترکیب اعضای آن  ، انتظار مردم بر ابقای شهردار وقت بر مسند شهرداری بود. اما شورائیان توقع تغییر در مدیریت شهری را دامن زدند ، ، دعوت از علاقه مندان به مدیریت شهر از جمله ی اقدامات آنان بود. دعوت حدود 15 تن از کسانی که طرح و برنامه برای رامسر آماده کرده بودند از جمله ی اقدامات آنان بود.


تکذیب بقای شهردار به ویژه از سوی اعضای شوراهای چهارم و پنجم ، که اتفاقا نظر مردم بر پافشاری آنان بر بقای شهردار ، نقل هر مجلسی بود ، از یک سو و دعوت برای مصاحبه ی حضوری و ارائه ی برنامه و پرسش های چالشی از  سوی دیگر ؛ دو گانگی بین نظر مردم و شورائیان را رقم زده بود.


شورائیان درمذاکرات خصوصی تاکید می کردند بنا به دلیل کسالت و احتمال عدم تائید جناب نصرت الله کوزه گر ، اقدام به برگزاری مصاحبه نموده اند.  موضوعی که نصرت الله کوزه گر در مذاکره ای حضوری از پایه منکر آن شد، هرچند دعوت از صاحبان ایده و طرح و باز بودن دست اعضای شورا را مناسب می دانست تا در زمان احتمال عدم تائید ، گزینه هائی در نظر داشته باشند ، اما حضور خود را به عنوان شهردار بعدی قطعی می دانست.


بنا به گفته ی مصاحبه شوندگان اعضای شورا پیش از مصاحبه نیز خبر بقای کوزه گر را شایعه و کذب می دانستند و اعلام می کردند ، مصاحبه در دو مرحله انجام شده و چهار برگزیده ی هر نفر از اعضای شورا  مطرح و از میان آنان ، برگزیدگانی که بیشترین آرای منتخبان مردم را کسب کرده باشند ، به عنوان چهار منتخب به مراجع ذی صلاح معرفی و پس از تائید افراد معرفی شده ، با رای گیری ، منتخب برگزیده به مردم معرفی خواهد شد.


سفر از پیش تعیین شده ی شهرداری رامسر برای تقدیر از زحمات اعضای شورای چهارم ، در بحبوحه ی انتخاب شهردار برگزار گردید. در این بین سه نفر از پنج نفر عضو شورای شهر به همراه شهردار و خانواده به مشهد الرضا علیه السلام عزیمت کردند. مردم و برخی تحلیلگران این اتفاق را نامیمون و زمان آن را به خصوص برای سه عضو شورای پنجم نا مناسب می دانستند.


پس از بازگشت اعضای به سفر رفته ، مصاحبه با کاندیداهای شهرداری ادامه یافت و این بار علاوه بر دو نامزد دیگر ، شهردار مستقر نیز به ارائه ی برنامه پرداخت.


هنوز دقایقی از اتمام مصاحبه نگذشته بود که در فضای مجازی ابقای شهردار با 4 رای از 5 رای منتشر شد. در پرسشی پیامکی چهار عضو شورا این مطلب را تکذیب کرده و اعلام نمودند هنوز تصمیمی در این باره اتخاذ نشده است.


مراسم تحلیف شورای شهر به انجام رسید. هرچند با دلخوری یکی از اعضا ، رئیس ، نائب رئیس و منشی شورا مشخص شدند. شورای شهر تصمیم به انتخاب سرپرست شهرداری از میان دو تن از کارکنان شهرداری رامسر ، قدرت الله شاهمنصوری و مظاهر باقرسلیمی را مطرح کردند. اما دیری نپائید که به استناد دستورالعمل وزارت کشور ، به نقل از اعضای شورا خبر احتمال انتصاب نصرت الله کوزه گر به عنوان سرپرست شهرداری منتشر شد. شنیده ها از عدم موافقت نصرت الله کوزه گر با عنوان سرپرست شهرداری خبر می داد و از زبان او نقل می کردند حکم باید ابقای قطعی باشد. اما در ظاهر اعضای شورا مصمم به انتصاب سرپرست بودند.


در جلسه ی عصر روز چهارم شهریور ، زمانی که قرار بود سرپرست شهرداری رامسر مشخص شود، در خبری که پیش از آن برای مردم مسجل بود و از نظر اعضای شورا ، شایعه ، انتصاب نصرت الله کوزه گر به عنوان شهردار و ابقای او از دل شورا و از زبان رئیس شورا منتشر شد.


این نوشتار در صدد تحلیل عملکرد شهردار نیست . اما سخن با اعضای شورا شهر رامسر است. چطور وقتی همه ی مردم یقین دارند که حداقل سه عضو شورای سابق مایل به ماندگاری شهردار مستقر هستند و این را مثل روز روشن می دانند ،  اعضای شورا دست به بازی با افکار عمومی می زنند و پشت سر هم و از روی استیصال حرف های مکرر مردم را تکذیب می نمایند ، شایعه می دانند وحتی بعضی از اعضای تازه وارد به شورا مردم را از گمانه زنی در خصوص شهردار رامسر ، بدون هماهنگی با اعضای شورا بر حذر می دارند!!! 


 دعوت از حدود 15 نفر ، تشکیل جلسه های دو ساعته برای هر نفر ، تقاضای برنامه ی مکتوب از کاندیداها ،علاوه بر به هدر دادن وقت و هزینه ی افراد مصاحبه شونده  و شورا ، با علم بر تثبیت شهردار فعلی رامسر و شروع بازی از پیش برنده اعلام شده  همه و همه به معنای بازی و اقناع افکار عمومی محسوب می شود . هرچند این موضوع با عث صدمات جبران ناپذیر کاهش اعتماد نخبگان به شورا شده است.


نخبگان بر این باورند که شورا برای تبرئه ی خود و احیانا داشتن پاسخ مناسب برای روز مبادا که چه تدبیری برای انتخاب شهردار اندیشیده اند ، این  بازی  را به راه انداخته اند و از آنان به عنوان دستاویزی برای توجیه آینده ی پرچالش خویش بهره گرفته اند.


ایجاد فضای پرتنش حمایت و مخالفت با شهردار ، بازی ناپسند اعضای شورا ، با شهردار و شهروندان بود و این اتفاق نامیمون از ذهن مردم دور نخواهد شد. صداقت و درست کاری اولین مطالبه ی مردم از اعضای شورا است. این بازی مبهم از اعتماد مردم به شورا کاسته است و لازم است برای جبران این نقیصه اعضای شورا تدبیر بایسته ای بیاندیشند. مردم را ولی نعمت خود بدانند و بازی با افکار عمومی را به مثابه ی تفریح تلقی ننمایند.

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  97  ؛   15  مرداد ماه  1396


یکی از زیباترین بلوارهای کشور را می توان بلوار معلم یا کازینوی رامسر دانست. این بلوار که در آغازین دهه ی قرن اخیر  پایه گذاری شد ، دارای ویژگی های منحصر بفردی است که مانندش در کشور کمتر مشاهده می شود.


تعبیه ی دو کانال عریض و عمیق در دو طرف بلوار ، خیابان های شیک با فضای سبز و درختانی زیبا. و بلواری که می توان عریض ترن فضای سبز بین دو جاده ای را در خود جای داده است.


کمترین شهروند رامسری و کمترین گردشگری است که در این بلوار قدم نزده باشد و یا از آن عکسی به یادگار نداشته باشد.

این بلوار به منظور حفظ زیبائی اش دستورالعملی کاربردی دارد که به جز در مقطع اوایل انقلاب ، تا کنون دچار دست درازی نشده بود.


اگر مصلای جوادالائمه ، حوزه علمیه ی المهدی ، کمیته امداد امام خمینی رحمت الله علیه ، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ، فرمانداری شهرستان رامسر ، دادگستری شهرستان رامسر و اداره ی مسکن و شهرسازی شهرستان رامسر  که پس از انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، بر خلاف مقررات مصرح شهرسازی رامسر ، از کانال  کنار خیابان برای خود راه دسترسی به بلوار باز گذاشتند. هیچ شخص حقیقی و حقوقی دیگری به خود اجازه ی دست اندازی به ساختار بلوار را نمی داد..


در دوره سوم شورای شهر در اتفاقی نادر و درست در ضلع روبروی باند فرودگاه شهرستان رامسر ، به ناگاه با خاکبرداری عمقی و پس از مدت ها با احداث سازه ای ، ساختمانی سر از خاک برآورد. احداث ساختمان در آن سوی کانال به لحاظ ساختاری بلا اشکال بود. اما مشکل در کسب اجازه ی ارتفاعی و از آن بدتر ، دست یابی به راه ورود به جاده ی اصلی بلوار پیش بینی شده بود. بعد ها اشکالی دیگر سر برآورد که این مجوز علاوه بر دو تخلف فوق در منطقه ای مسکونی ، به ساختاری تجاری مجوز ساخت داده شده بود.


با کش و قوس های فراوان این ساختمان در دوره ی چهارم شورای شهر آماده ی بهره برداری شده است و در چند صباحی است که معضل آن سر برآورده است. اگر تجاری است در منطقه ی مسکونی چه می کند؟ چه کسی و با چه وعده ای مجوز ساخت واحد تجاری داده است؟ چرا با وجود تعریض فرودگاه و اعمال محدودیت های ارتفاعی جدید ، این ساختمان با محدویت ارتفاعی قبلی مجوز گرفت؟ این ساختمان با چه مجوزی می خواهد مسیر خود را به خیابان اصلی باز کند؟ و اگر نتواند مسیر خود را به خیابان اصلی باز کند ، تکلیف منازل مسکونی اطراف چیست؟ آیا ساخت این مجتمع مجوزی برای بازگشائی مسیر های دیگر برای کسان دیگر بود؟ راه حل ادامه ی کار مجتمع مروارید سبز چگونه باید باشد؟ کدام تخلف را باید انجام دهد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد؟ اخذ راه از معبر عمومی که خلاف مقررات است و یا اخذ راه از کوچه ی یاسمن 22 و 24 که به یقین مزاحمت برای شهروندانی است که در آن جا سکونت دارند.؟


علاوه بر آن ساختمان ، در دوره ی شورای چهارم شهر رامسر ، اکنون ساختمان دیگری با نام آفرینش در ابتدای ورودی رامسر از استان گیلان سر بر آورده است؟ با اندک هوش محسباتی می توان دریافت که به لحاظ سطح اشغال ، تراکم و احتمالا در آتیه از نظر پارکینگ دچار اشکال خواهد شد. همانگونه که مجتمع آرامش چنین است.


البته سوال از این مجتمع به معنای چشم پوشی از ساختمان شیشه ای روبروی ساختمان کازینو ، ساختمان های مرتفع در بلوار آیت الله طالقانی به خصوص واحدهای تجاری و اقامتی  مشرف به دریا در انتهای همین بلوار بدون رعایت عقب ساز مجاز فضای سبز ، ساختمان آرامش که با آرامش در حال تکمیل بناهای روی سقف است ، تخلفات ریز و درشت دیگردر حوزه ی شهرسازی ، اتفاقات پیش آمده در سایر ادارات و نهادها که به دلایلی منتشر نمی شود ؛ تخلفات در حوزه های کم فروشی و گرانفروشی ، تخلفات ریز و درشت در ارتباطات بین اداری وشاید تخلف به ظاهر ساده ای که عده ای از افراد سودجو تحت عنوان پارکبان ، هزینه ی پارک در کنار خیابان و باغات رامسر، از گردشگران می گیرند ؛ فقدان قیمت گذاری در مراکز پذیرائی سواحل .


آیا کسی نباید پاسخگوی میلیاردها تومان هزینه ی بیهوده برای پروژه های کارشناسی نشده و بر زمین مانده در شهرستان کوچکی مثل رامسر را بنماید؟ براستی برای کنارگذر ساحلی با آن برنامه های متنوع اش کسی نباید پاسخ بگویدکه چه شد؟ چرا آغاز شد ، چقدر هزینه شد ؟ چرا ادامه نمی یابد؟


خسارات های بی شمار همین کنارگذر نیمه کاره بر محیط زیست رامسر را چه کسی باید پاسخ دهد ؟ خاکبرداری بی رویه و غیر کارشناسی از مسیر زیبا و گردشگری جواهرده که هر سال با ریزش و رانش بخشی از آن ، هزینه های سریالی بر آن مترتب می شود را از چه کسی و یا چه نهادی باید گرفت؟


پاسخگوی کارِ بر زمین مانده ی هتل هفت ستاره ی سماموس و خاکبرداری از دامنه ی زیبای کوه که اینک چون زگیلی در ورودی شهر نمایان شده است ، با کیست؟ آیا زمینی که برای احداث این هتل خیالی به سرمایه گذار داده شده را کسی می تواند باز پس بگیرد؟


فرودگاه زیبای رامسر همینک و به ظاهر گسترش یافته ، با هزینه ای میلیاردی!!! اما آیا می دانید به لحاظ ساختاری ، متراژ باند بهره برداری شده ی فعلی از باند فرود سابق 300 متر کمتر است؟ آیا در شهر زیبا و کوچک رامسر ( به لحاظ وسعت و نزدیکی کوه و دریا ) ، پیشنهاد فرود هواپیماهای پهن پیکر کارشناسی شده بود؟ پاسخگوی هزینه های میلیاری توسعه ی فرودگاه و تخریب یکی از زیباترین بناهای موجود در مسیر ؛ ساختمان دفتر نخست وزیری ( ریاست جمهوری ) کیست؟ چه کسی می تواند بگوید که آیا با افتتاح چنان فرودگاهی جائی برای زندگی و فرار از صوت نابهنجار صعود و فرود هواپیماهای پهن پیکر در رامسر باقی می ماند؟ کد ارتفاعی مطلوب این فرودگاه چه قدر است ؟ میزان قیف پروازی آن چقدر است؟


سوالات بی شماری در 96 شماره ی پیشین هفته نامه درج شده و تاکنون پاسخ مطلوبی به مردم داده نشده است.


سوال اساسی این است که چه کسی باید تخلفات و فسادهای نهادهای اداری و غیر اداری را پی گیری نماید؟


آیا به صرف این که متخلفی به افتخار  !!! بازنشستگی نائل آمد و یا دوران پر تشعشع !!! مدیریتش به سر آمد ؛ از بازخواست و پاسخگوئی باید در امان باشد ؟ آیا تسامح و تساهل در مقابل این کژی ها و ناراستی ها  راه را برای تخلف دیگران باز نخواهد کرد؟ آیا وظیفه ی دادستان به عنوان مدعی العموم در هر منطقه این نیست که مطالبات بر حق مردم را پی گیری نماید و حقوق از دست رفته ی شهروندان را باز گرداند؟


هفته نامه در آستانه ی روز خبرنگار منتشر می شود. نشریه باید واگویه ی دل مردم باشد و ناراستی های مسوولین و مدیران را بازنماید و از سوی دیگر خدماتشان را منعکس نماید.


دو لبه ی خوشایند مردم و خوشایند مسوولین و مدیران ، تناقضی است که گلو و قلم خبرنگاران در آن تحت فشار است. دغدغه ی معیشت نیز بر برخی از خبرنگاران مستولی است و برخی نیز باجگیری رسانه ای را با رسالت خبرنگاری اشتباه گرفته اند. اگر نشریه ای در هر سوئی افراط یا تفریط داشته باشد از هر دو سو مورد هجمه قرار می گیرد.


سوال نهائی اما این است: چه کسی پاسخگو است؟

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  96  ؛   28  تیر ماه  1396



سینما عملاً در اواخر قرن 19میلادی وارد مازندران شد . نیروهای نظامی آلمان و روس برای تبلیغ اهداف خود و مدیران شیلات بابلسر برای سرگرمی و رفاه کارکنان خویش نمایش فیلم را آغاز کردند.. همراه با گسترش تکنولوژی تولید و نمایش فیلم ، ساخت سینما در شهرهای مختلف کشور از جمله شهرهای مازندران آغاز شد. آن چه که از گفته‌ها برمی‌آید ، این است که مازندران به‌ واسطه جاذبه‌های گردشگری بسیاری که دارد، دومین منطقه در ایران است که سینما بدان راه پیدا کرد ه است ، این مهم را می‌توان از تعداد زیاد سینما در این استان متوجه شد.  کم کم سینما به عنوان یک صنعت شناخته شد و سالن‌ های سینما به عنوان مکان عرضه فیلم به مخاطبان ، از جایگاهی ارزنده در این صنعت برخوردار شدند و فعالیت بیش از 40 سالن سینما در شهرهای مازندران در دهه 50 شمسی ، گواه بر این سخن است. آمل ، بابل ، بابلسر، بهشهر، تنکابن ، چالوس ، چمستان، رامسر، ساری ، فریدون کنار، قائمشهر، گلوگاه ، محمودآباد ، نکا ، نوشهر، جویبار و خرم‌آباد تنکابن شهرهایی بودند که پس از ورود سینما به مازندران صاحب سینما شدند و تا سال 1357، صندلی‌ های سینما در این شهرها پذیرای بسیاری از علاقه‌مندان این هنر بود.


پس از انقلاب اسلامی، با توجه به انقلاب فرهنگی صورت گرفته در کشور، بسیاری از سینماهای استان مازندران تعطیل شدند و تنها شهرهای بابل ، آمل ، ساری ، بهشهر، بابلسر، چالوس، تنکابن و رامسر دارای سینما و مابقی شهرهای استان از داشتن این مکان فرهنگی محروم شدند. در این بین ، سینماهایی همچون ؛ سینما آزادی ، هجرت و مهتاب بهشهر، ایران ساری ، فجر قائمشهر، استقلال و ارشاد بابل ، پیوند فریدون کنار، استقلال محمودآباد ، کوثر و شهرداری آمل ، لاله نور، ارشاد چالوس، دریای سلمانشهر، فتح  و سینما هتل رامسر و یک سینما در جویبار نیز تعطیل شده و حتی برخی از سینماها تغییر کاربری نیز داده‌اند.


بر اساس استاندارد جهانی برای هر 10 هزار نفر جمعیت، یک سالن سینما تعریف می‌شود. یعنی مازندران باید 300 سالن سینما داشته باشد.


اما صرف نظر از این استاندارد جهانی، جمعیت سه میلیونی مازندران که در تعطیلات طول سال گاهی به 5 تا 8 میلیون نفر ثابت در روز هم می‌رسد، فقط 10 سینما در اختیار دارد که با احتساب جمعیت ثابت و ساکن مازندران برای هر حدود 500 هزار نفر یک سالن در نظر گرفته شده است.


سینما هتل رامسر نیز چند سالی است با تلاش یکی از علاقه مندان به صنعت سینما ، مجددا فعال شده و با پخش حرفه ای فیلم های اکران روز ، به جذب مخاطب مشغول است.


****

 
 

در مرکز شهر رامسر ساختمان وسیعی قرار داشت که خیلی از مردم با آن خاطره دارند. سینما آریای رامسر که تحت مالکیت جناب نقی اصغریان رودسری بود. او پس از انقلاب در جو انقلاب فرهنگی و مبارزه با سرمایه داران ، یکی از قربانیان ماجرا شد و داستان خروج مالکیت از دست ایشان ، داستانی دارد که موضوع این بحث نیست. این مرکز فرهنگی ، پس از انقلاب با نام سینما فتح ، روند پیشین را ادامه داد و محل تجمع و حضور افراد مختلف گردید. با کسادی بازار سینما ، چند وقتی طعم تعطیلی را چشید و هر از گاهی نیز با برپائی نمایشگاه کتاب و محصولات فرهنگی ، به حیات فرهنگی خود ادامه داد.


در ابتدای انقلاب اسلامی با اشاره به آتش سوزی سینما رکس آبادان ، بنیان گذار انقلاب اسلامی در پیامی تکلیف همه را روشن کرد : " ما با سینما مخالف نیستیم بلکه با فحشا مخالفیم." . این دستورالعمل آبی شد بر آتش سینما سوزی . برای آشتی ملت با سینما نیز تقدیر از بازیگران فیلم " گاو " بهترین الگوی بازگشت مردم به سینماها.


 در اوج کمبود تولید برنامه های تلویزیونی و برنامه های چند ساعته ی شبکه یک و دو تلویزیون ، سینمای انقلاب با فیلم های پرهیجان و به یادماندنی مردم را به گیشه ها دعوت می نمود شاید نسل قدیم برای دیدن " دادشاه " بارها به سینما مراجعه کردند. جنگ و اقتضای آن در تولید فیلم های سینمائی جنگی ، نکته ی حائز اهمیتی بود که بارها مردم را به سینما کشاند. شاید یکی از پر بازدید ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران را جوانان و خانواده های دونسل پیش کاملا به یاد دارند ، سینما فتح رامسر نیز سنگینی ازدحام مردم و صف های طولانی برای دیدن فیلم " عقاب ها " را هنوز بر شانه هایش حس می کند.


در عصر حاضر نیز با اشاره به گسترش رسانه های دیداری ، شنیداری و نوشتاری ؛ اعم از ماهواره ، شبکه های تلویزیونی ، فضاهاهای مجازی و مهم تر از همه حق انتخاب پیوستن و ترک کردن آنی و یا اظهار نظر کردن در مورد هرموضوعی و یا به اشترک گذاشتن آن چیزی که شخصا می پسندید ، عاملی شده است که از اساس ، سینما و خاطره ی فیلم های دیده شده در سینما ، در پستوی خاطرات جوان های دونسل پیش ماندگار شده و به " نوستالوژی " مبدل شود.


  اگر خواسته باشید کلمات " سینما فتح رامسر " را در اینترنت جستجو کنید به مطلب زیر ارجاع داده می شوید : علی امینی شاد رئیس شورای شهر رامسر شامگاه دوشنبه 20 دی ماه 1391 در نشست خبری با خبرنگاران با اشاره به لزوم وجود سینما در شهرستان رامسر گفت: ملک سینما فتح که سال‌ها بدون استفاده بوده و قصد فروشش را داشته‌اند با پی گیری‌های مستمر فرمانده سپاه ناحیه رامسر، فروش آن منتفی و قرار است که در این مکان یک مجتمع فرهنگی ساخته شود

.

چند سالی بود که مردم در مجموعه ی سینما فتح بازسازی کلی را شاهد بودند ، به واسطه ی این که این مجموعه زیر نظر نهاد فرهنگی مدافع انقلاب ، سپاه رامسر بود و خبری که پیشتر درج شد ، تصور ایجاد یک مرکز فرهنگی جامع ، اولین نکته ای بود که همه بدان سوق داده می شدند. اخیرا با نصب تابلوئی زیبا و نامی زیباتر ؛ عنوان مجتمع تجاری گل نرگس ، بر تارک سینما و محل همیشگی نصب بنرهای تبلیغی فیلم ها نقش بست. متولیان این تغییر کاربری از یک مرکز فرهنگی صرف به یک مرکز تجاری ، با بهره گیری از شعار سال 96 ، سال اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال را مبنای این تغییر اعلام کرده اند.


مقام معظم رهبری بر اهمیت فرهنگ و هنر از زوایای مختلف تاکید نموده است. آگاهان و دنبال کنندگان رهنمودهای ایشان کلید واژه های موثر ِ تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی ، و تازه ترین کلید واژه ی منتشره " آتش به اختیار در مباحث فرهنگی " را کاملا به یاد دارند. نگاه عمیق اصلاح امور فرهنگی با رعایت قانون ، ضوابط و مقررات ، مهمترین راهبرد پیش روی جوانان ، به ویژه در چند ماه اخیر است.


مهمترین دغدغه ی دو سال اخیر مقام معظم رهبری در میان شعار اصلی سال که " اقتصاد مقاومتی " با پیشینه اقدام و عمل بود ، اینک رنگ و بوی تولید و اشتغال به خود گرفته است.


اما کیست که نداند تاکید مکرر مقام معظم رهبری بر مقوله و مباحث فرهنگی بیش از مباحث اقتصادی است. تاکید ایشان بر مباحث اقتصادی به دولتمردان است تا زمینه های رشد تولید و فراهم شدن بستر اشتغال را رقم زنند. بعید است که در دستور کار قرار گرفتن مباحث اقتصادی به معنای زیر پا گذاشتن مباحث فرهنگی در نظر ایشان باشد.


بر طبق ضوابط شهرسازی نیز تغییر کاربری از مراکز فرهنگی به تجاری و غیره ممنوع است . در بهترین شرایط نیز، به منظور بازدهی مناسب این گونه مراکز ، با حفظ بخشی از کاربری فرهنگی ، با تغییر کاربری بخشی دیگر ، موافقت می گردد.


ای کاش متولیان امر نگاه کارشناسانه به موضوع پر اهمیت مقوله ی فرهنگی داشتند و با هماهنگی مالک ، شهرداری ، نظام مهندسی و عوامل تاثیر گذار فرهنگی  ، ضمن بهره مندی از مزایای اقتصادی مکان تحت اختیار ، تالارها یا سالن های کوچک نمایش در آن طراحی و تعبیه می نمودند.


اینک سینما فتح ، توسط " مجتمع تجاری گل نرگس " ، فتح شده است . باید منتظر ماند و دید متولیان امر برای اصلاح امور چه می کنند.

 

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  95  ؛   1  تیر ماه  1396


از روز بعد از تعویض هر مدیرو مسوولی یک سوال اساسی در ذهن کارکنان و برخی ارباب رجوع ها شکل می گیرد. ماندن یا رفتن مدیران زیر مجموعه. این امر در هر انتخاباتی  پر رنگ تر نمود پیدا می کند . انتخابات ریاست جمهوری در راس این گمانه زنی ها قراردارد. حتی اگر رئیس جمهور در دور دوم انتخابات باقی بماند ، باز سوال اساسی مطرح می شود که آیا وزرا و به تبع آن معاونین ، مدیران کل ، مدیران وحتی جای برخی کارشناسان عوض خواهد شد؟


این موضوع در شورای شهر رنگ ویژه ای به خود می گیرد. مردم با شرکت در انتخابات و انتخاب نامزد مورد نظر خود ، مانند هر انتخابات دیگری ، توقعاتی دارند که لازم است منتخب مردم به آن ها توجهی ویژه نماید.سوال اساسی مردم در شوراها این است . آیا شهردار سابق می ماند یا می رود؟ و اگر می رود شهرداربعدی بومی است یا غیربومی؟


برخی مردم بر این باورند که تعدادی از کاندیداهای رای آورده پیش از انتخابات با شهردار هماهنگ شده اند و یا بهتر است بگوئیم ، توافق نانوشته ای بر باقی ماندن شهردار به شرط حمایت های جانبی از او دریافت کرده اند. این موضوع در تمام شهرهای کشور امری ممکن است .در دو شهر رامسر و کتالم و سادات شهر نیز ، پیش از برگزاری انتخابات و پس از رای آوری نامزدها ، کماکان مردم بر این باورند که برخی کاندیداهای رای آورده ، منتخب شهردار هستند و لاجرم باید حامی خود را در شهرداری ابقا نمایند. این نوشتار، فارغ از این گمانه زنی ها و تائید یا رد آن ، بر موضوع ماندن یا رفتن ، بومی یا غیربومی بودن و لابی گری در انتخاب شهردار می پردازد.


ماندنی یا رفتنی


برخی از سیاست گذاران امور کلان بر این باورند که ماندگاری مدیر بر امور مدیریت ، فارغ از تنش های سیاسی و اجتماعی ، و در یک کلام ثبات مدیریت در یک مجموعه از اهمیت بسزائی برخوردار است و مدیر ماندگار با خیالی آسوده می تواند در دوره ی مدیریتی خود تمرکز معنا داری بر روی برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت داشته باشد.شاهد مثالشان مدیریت کلان برخی کشورهای توسعه یافته است و از آن به عنوان هدفی متعالی یاد می کنند.اینان بر این باورند به علت فقدان سند چشم انداز و حرکت سیستمی در کشورهای کمتر توسعه یافته ، مدیر با عمر کوتاه ، برنامه های قابل رشد و بر مبنای توسعه پایدار نخواهد داشت.


مخالفین این امر اما اعتقاد دارند که ماندگاری یک مدیر باعث فساد مجموعه می شود و گاهی سوق داده شدن مدیر به سمت دیکتاتوری را یکی از بدیهی ترین اتفاقات می دانند و تاکید آنان بر پروتکل دو دوره ای بودن مدیریت های کلان در بازه های 4 ، 5 و 10 سال برای هر دوره را به عنوان شاهد مثال می آورند. اینان عقیده دارند عمر مدیریتی هر مدیری در این دو دوره پایان می یابد و مدیر منتخب هرچه در چنته داشته به منصه ی ظهور و بروز رسانده و ادامه ی مدیریت او به صلاح جامعه نخواهد بود.بنابر این با گامی محکم دنبال تغییر مدیر و نوع شدن سیستم مدیریت می روند. اما نکته ی قابل تامل در این عده باورمندی به تغییرات به عنوان عامل رشد است.


بومی یا غیر بومی


در فرض تغییر مدیریت شهری ، سوال دیگری مطرح می شود و به عنوان دغدغه ای اساسی در اذهان شکل می گیرد. حال که دنبال مدیری جدید هستند ، بومی باشد یا غیربومی.


علاقه مندان به مدیر بومی بر این باورند که تا غریبه ای بیاید و شهر و مجموعه ی تحت مدیریتش را بشناسد ، زمان طولانی مدتی از امکان رشد و توسعه از دست می رود و گاهی افراط گرایانه و بدون هیچ استدلال منطقی معتقدند که نباید غیر بومی باشد.


اما بر خلاف آنان برخی سخت معتقدند که مدیر باید غیر بومی باشد تا " خاله بازی " در ادارات رشد نکند و به واسطه ی بومی بودن مدیر ، قوانین نادیده گرفته نشود. البته برخی نیز چون دسته ی اول و بی دلیل چون احساس می کنند " مرغ همسایه غاز است " ، تاکید بر مدیر غیر بومی دارند.


لابی گری


برخی نیز فارغ از موضوعات فوق و دغدغه های شهروندان ، برای منافع مادی ، سیاسی ، جناحی و حزبی فقط دنبال منفعت خود و گروه خود می روند. در نظر اینان مدیر توانمندی که سودی به حال آنان نداشته باشد ، به درد لای جرز هم نمی خورد و آدمی که روابط عمومی خوبی دارد!! و " هِر را از بِر تشخیص نمی دهد " گزینه ی مناسب تری است. این موضوع البته بیشتر در صاحبان قدرت و ثروت رواج دارد و توده ی مردم از اساس با این ادبیات بیگانه اند. عوامل قدرت رسان ِ افراد ، با قدرت و ثروت چانه زنی های پشت پرده را رقم زده و مدیر منتخب آینده را وام دار خود می کنند و به طور طبیعی در چینش افراد زیر دست او نیز " لابی گری " می کنند و البته باز به طور طبیعی همه ی منافع مورد نظر خود را از این چینش ها بدست می آورند.


آن چه که در ماندنی یا رفتنی ، بومی یا غیر بومی و لابی گری لحاظ نمی شود توانمندی و ظرفیت مدیر منتخب است که به عنوان یک اصل کلیدی فراموش می شود و حاشیه های پر رنگ تر از متن ، عاملی می شود تا مدیر توسعه محور قربانی نا آگاهی های بی ربط به رشد منطقه گردد. منتخب بی تدبیر چون خود هیچ در چنته ندارد ، مدیران نالایق تر از خود را در مدیریریت های زیر دست خویش می گمارد ، تا در چالش زیردستان دانا گیر نکند!! و تحقیر نشود.


ناگفته پیداست مدیری توانمند است که برنامه محور و کاربلد باشد و با انتخاب مدیران زبردست و کارآ ، سازمانی قوی و پر تحرک پدید آورد.


آزمون بزرگی همینک پیش روی منتخبان مردم در 29 اردی بهشت قراردارد تا ثابت کنند که از کدام دسته و گروه بالا قرار دارند. منتخبانی که به ثبات مدیریت اعتقاد دارند یا دنبال مدیری جدید می گردند؟ اینان از قبل برنده ی لابی گری بوده اند یا جریان ساز هستند و در فرآیند آتی دنبال مدیر بومی هستند یا غیر بومی و از اساس توانمندی و کارآئی در درجه ی چندم اهمیت برای رشد و توسعه برایشان متصور است؟


همه ی این ها در انتها خواهد گفت : که مدیر آتی ماندنی است یا رفتنی؟

 


محمد آزاد فرماندار شهرستان رامسر و رییس هیات اجرایی انتخابات گفت : تعداد رای دهندگان در این شهرستان   57744 نفر و۱۰۵ صندوق رای در مراکز رای گیری با تعداد عوامل برگزاری انتخابات بیش از ۲۰۰۰ نفر ، انتخابات را برگزار کردند.


وی با اعلام مشارکت  نود و سه و چهارده صدم درصدی رامسری ها در این دوره ازانتخابات نتایج آرای شورای اسلامی شهرهای رامسر ، کتالم و سادات شهر در شهرستان رامسر را به ترتیب آرا به شرح ذیل اعلام نمود:


اعضای اصلی شورای شهر رامسر : ۱.هادی حلاجیان با ۵۹۴۵ رای ، ۲.مجید درجانی با ۴۴۰۵ رای۳.سعیدصفاتی با ۳۷۹۷ رای ، ۴.محمدجعفرخلخالی با ۳۰۸۱ رای ، ۵.محسن کیهان ثانی با ۲۹۶۵ رای


اعضای علی البدل: ۱.حسن فیلی با۲۹۶۱رای. ، ۲.میثم اسدیان با۲۹۰۹رای ، ۳.اسمعیل گوهررستمی با۲۸۱۳رای


اما با شکایت حسن فیلی نفر ششم انتخابات که با اختلاف 4 رای از محسن کیهان ثانی عقب افتاده بود محمد آزاد در اجرای ماده ۷۰ آیین نامه اجرایی قانون شوراهای اسلامی جلسه مشترک هیات های اجرایی و نظارت شهرستان رامسر شب سه شنبه دوم خرداد جهت بررسی شکایت انتخاباتی حسن فیلی تشکیل و پس از بازشماری چند صندوق نمونه  و افزایش آرای ایشان به تعداد 25 رای ، با ۲۹۸۶ رای به عنوان نفر اصلی و پنجم شورای اسلامی شهر رامسر انتخاب شد ، با بررسی به عمل آمده و تعیین تکلیف آرا ، حسن فیلی وارد شورای شهر رامسر شد و محسن کیهان ثانی به عنوان عضو علی البدل تعیین شد.


طبق قانون اگر محسن کیهان ثانی نیز در مهلت قانونی شکایت می کرد ، لازم می شد آرای ایشان نیز همزمان مورد بررسی و بازشماری قرار گیرد اما چون شکایتی از سوی وی ارائه نشده بود ، نتیجه ی انتخابات شهرستان رامسر با تغییر در ترکیب نفر پنجم و ششم اعلام گردید.


 البته محسن کیهان ثانی شکایت خود را در مرحله ی دوم اعتراضات در استان ثبت نمود ، صبح یک شنبه  14 خرداد با حضور دبیر اجرائی هیات عالی نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی استان مازندران و همچنین نماینده ی هیات مرکزی نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی کشور در فرمانداری رامسر و در حضور محمد آزاد فرماندار و رئیس هیات برگزاری پنجمین دوره ی شوراهای اسلامی شهر و روستا و  اعضای هیات اجرائی و نظارت شهرستان رامسر آرای برخی صندوق های شهرستان رامسر باز شماری می گردد . شنیده ها حاکی است تغییر محسوسی در آرای برخی از صندوق و تغییر مجدد نفر پنجم و ششم صورت می گیرد. اما با رعایت ملاحظات ، اسامی منتخبان تغییر نمی کند.

شاید لازم بود با اتفاق پیش آمده و نا کارآمدی نماینده ی فرماندار بر صندوق در لپاسر و حذف آرای با نام کامل " حسن فیلی " و " محسن کیهان ثانی " ، فرماندار شهرستان رامسر پیش از اعلام سریع مجدد منتخبان رامسر ، در فرصتی مناسب آرای 9 نفر اول  تمام یا برخی از صندوق های پر تعداد مثل ابریشم محله ، لات محله ، آخوند محله ، رمک ، رضی محله ، توساسان و لمتر را بازشماری می نمودند. با شرایط پیش آمده در صندوق لپاسر و لمتر احتمال این که در سایر صندوق ها نیز اتفاق مشابه رخ داده باشد دور از ذهن نیست.

هرچند قانون در بررسی و باز شماری آرای مرحله ی اول ، ملاک را شکایت کاندیداها در موعد مقرر اعلام کرده است ، اما به یقین شکایت فرد پیروزی مثل محسن کیهان ثانی در موعد مقرر دور از ذهن و غیر منطقی است و مبنای حرف ایشان در خصوص این که لازم بود فرماندار در باز شماری آرا ، آرای ایشان را نیز مورد بررسی قرار می داد ، کاملا بر حق است.


آن چه مسلم است رای مردم فارغ از نحوه ی کسب آرای کاندیداها که در برخی موارد با تخلف همراه بوده است ، حق الناس است و تجربه ی این دوره از انتخابات ، طمانینه ی وزارت کشور و اعلام آرای تطبیقی کاندیداهای ریاست جمهوری پس از 11 روز را منطقی جلوه می کند. لازم است در تجربیات انتخابات بعدی پیش از اعلام رسمی و قطعی منتخبان ، 9 نفر اول آرایشان مجددا باز شماری گردد تا حقی از کسی ضایع نشود.


اعضای اصلی شورای اسلامی شهر کتالم وسادات شهر: ۱. محمددوستی با ۴۵۸۹ رای ، ۲. مجیدشعبانی با ۳۳۰۷ رای ، ۳. علیرضامبشری با ۳۰۳۲ رای ، ۴. محمدغلامرضایی نژاد با ۳۰۲۷ رای ، ۵. سیدصادق میرابوطالبی با ۲۸۹۳ رای


اعضای علی البدل: ۱. ابوالقاسم نوروزشمسی با ۲۸۰۰ رای ، ۲. ژاله خیلی کردی با ۲۳۴۴ رای ، ۳. میلادعلیزاده بلترک با ۲۳۳۹ رای


ارسلان نعمتی واجاری بخشدار بخش مرکزی رامسر نیز گفت : بسیار خرسندم که دراین دوره ازانتخابات به عنوان یک مسوول خدمتگذاردرامر انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری وپنچمین دوره شورای اسلامی روستایی بودم .


وی در ادامه افزود: 57 صندوق رای در روستاهای بخش مرکزی شهرستان رامسر مشغول جمع آوری ارای روستاییان عزیز منطقه بودند و با شمارش آرا اعضای شوراهای روستائی شهرستان رامسر نیز تعیین تکلیف شدند.

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  94  ؛   16  خرداد ماه  1396



خدا رحمت کند شیخ عبدالرزاق الهیان را . او دبیر ادبیات عرب و معارف ما در دوره ی دبیرستان بود. کمتر دیده بودیم عصبی شود و حرف درشتی را حواله ی دانش آموزی کند. در اوج جنگ عراق پس از حمله ی کویت و حملات هوائی آمریکائی ها ، عده ای از همکلاسی های شلوغ ، در کلاس درس و با زیرکی ایجاد مزاحمت می کردند. دبیر با اخلاق ، تذکرداد نکن آقا !!  چند لحظه بعد دوباره با صدای بلند تر و البته کمی با عصبیت گفت : نکن آقا !! بار سوم اما برافروخته شد و با صدای تحکم آمیز و پر حجم گفت : مگه با تو نیستم. نکن آقا.


مبصر کلاس با احترام گفت : ببخشید آقا ، منظوروتون به کیه؟


شیخ گرانقدر الهیان ، رحمت الله علیه با طمانینه گفت: ضمیر مرجعش رو پیدا می کنه!!!


او ضمن آموزش اخلاق ، نکته ای را در ذهن ما جا کرد که با علم بر گناهکار بودن کسی ، لازم نیست گاهی لخت و بی حساب بر کسی ایرادی واردکنی. همین که به کنایه ضمیری را بگوئی. مخاطب خود موضوع را می گیرد.


ضرب المثل معروف چوب رو که بلند کنی گربه دزده خودشو نشون می ده ، تعبیر دیگری از این عبارت کلیدی است که  " ضمیر مرجع خود را می یابد."


حکایت قیمت را به طور عام در زیر می آورم. منظور خاص و به شخص خاصی نیست. اما مطمئن هستم که " ضمیر مرجعش را خواهد یافت". این حکایت مختص شهرستان رامسر نیست و در سایر شهرستان ها نیز مصداق روشن دارد.


انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار شد . برخی از کاندیداها به منظور جلب آرا هزینه های گزافی را متحمل شدند که هیچ ارتباطی با معرفی و تبلیغ نداشت. از پخش روغن ، شکر ، برنج ، گوشت وحتی برخی مواد غیر مجاز گرفته تا دادن شام و ناهار و نوشاندن برخی مواد غیرمجاز!!!  برخی کاندیداها با این امور هم قانع نشدند و در روز و شب انتخابات ، خرید آرا را نیز به چاشنی سبد آرای خویش افزودند.


از کاندیداها که می پرسی برای چه نامزد انتخابات شدی می گویند تکلیف !!! البته منظورشان تکلیف دینی است !! این که کاندیدائی مکلف !! خود را مجاز بداند برای رسیدن به صندلی خدمت !!! دست به هرکار غیر مجازی بزند ، خود حکایت مضحکی است که جای خندیدن ندارد. این کاندیدای خاص آیا پس از به کرسی نشستن ، اعتمادی به او هست؟ آیا امکان تخلف گسترده در چهار سال اداره ی شهر از او نیست؟ آیا می شود اعتماد کرد که او برمال و جان و نوامیس مردم مدیریت کند؟


سوالی که مطرح شد این است: ورود به شورای اسلامی به چه قیمت؟ این سوال فقط از کاندیداها نیست . سوالی است دوطرفه و از مردم نیز باید پرسیده شود اداره ی چهار ساله ی مدیریت شهر و روستا را با چه قیمتی معاوضه کردند؟ 


این که با شام و ناهاری ؛ با مرغ ، گوشت ، برنج یا روغنی و یا با مبالغ از 10 هزارتومان تا بیش از یکصد هزارتومان ( افزایش مبلغ بسته به نزدیکی زمان پایان انتخابات )  آرای خود را می فروشند ، انتظار معجزه ی توسعه از چنین شورائی باید داشت؟

گلایه ی شهروندان در مدت تصدی شورا ، پس از این معامله با ثمن بخس ، محلی از اعراب دارد؟


روند کثیف جذب آرای لجن ، با بهره گیری از فقر معنوی و مادی مردم ، دموکراسی نوپای نظام را نشان گرفته است. اگر قائل به فرمایش امام رحمت الله علیه " میزان رای مردم است " باشیم و اعتقاد داشته باشیم که به فرموده ی رهبر معظم انقلاب " رای حق الناس است" . آیا فریفتن مردم با نیت ورود به کرسی شوراها ، به گردن گرفتن حق الناس  و نشانه گرفتن اسلامیت نظام نیست؟ آیا تشکیک میزان بودن رای مردم با اینگونه حرکات ضد اخلاقی و ضد دینی ، جمهوریت نظام را نشانه نگرفته است؟


دیگر سخن این نوشتار با مسوولینی است که این حرکات را می بینند . از وضعیت اسفبار برخی کاندیداها مطلعند و تا روز انتخابات و پس از آن کلامی در رد یا پی گیری فسادهای ناشی از این عمل زشت کاندیداها بر زبان و عمل جاری نمی کنند. باید پرسید به چه قیمت ؟ هزینه ی حفظ و نگهداری میز مدیریت برای برخی ها بر گرده ی مردم به چه میزان است؟


روی دیگر سخن چه قیمت ، هم صنفان خودم در عرصه ی رسانه و فرهنگ است! در دوره ی پیشین شاهد بودم که کاندیداهائی از نوشتن جز کاغذ و قلم ، چیزی نمی شناختند. اما قلم به مزدان هم صنف بنده و برخی فرهنگیان با ذوق ِ نوشتن ، با دریافت حق التحریر !!! برایشان قلمفرسائی می کردند. و چنان از زبان کاندیدای بی مایه مطلب می نوشتند که انگار کاندیدای مد نظر ، دانای کل است!!! مقالات توسعه محور ، ابتکاری و پر از دغدغه های مدیریتی و دارای راهکارهای برون رفت از چالش ها!!!


یادم می آید یکی از اعضای شورای شهر تنکابن در زمان انتخاباتی که بنده کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی منطقه بودم به من گفته بود.اولا برای رای آوری باید دین ، شرف ، وجدان ، اخلاق و.. همه چیز را کنار بگذاری و ثانیا تا می توانی برای اخذ رای تخلف کن!!! وقتی پرسیدم چرا . پاسخی داد که به شدت قانع شدم !!! او می گفت . تا می توانی تخلف کن. اگر رای نیاوردی. که مهم نیست . رای نیاورده ای و بازخواست نخواهی شد! و اما اگر با تخلف رای آوردی . که دیگر رای آورده ای! و چون رای آوردی و نماینده ی مردمی ، کسی را با تو کاری نیست. البته وقتی از او پرسیدم به چه قیمت؟ پاسخی نداشت که قانع شوم !!!


حکایت تلخ انتخابات آن روزها و امتدادش در این روزها شاید این جمله باشد. تا می توانی تخلف کن!!!


اینک انتخابات این دوره ی شوراها با حضور پرشکوه و مثال زدنی مردم ، به ویژه در شهرستان رامسر با بیش از 93 درصد واجدین شرایط رای دادن ، به اتمام رسیده است. حلاوت این شکوه حضور و انتخاب نامزدهای شوراهای شهر و روستا را نباید به تلخکامی بدل کرد.


نوشتار تلنگری است برای پاسداشت جمهوریت و اسلامیت نظام که اگر این دو از ایده ی امروز نظام ما رخت بر بندد ، جوابگوئی به خون شهدای بزرگی که خالصانه در راه سربلندی ایران اسلامی جان خویش را فدا کردند ، بسیار سخت و غیر ممکن خواهد بود.


باید هر لحظه همه از خود بپرسند . به چه قیمت. خواه کاندیدا باشد ، رای دهنده باشد، مسوول و مدیر باشد و یا دست به قلمی چون من که رسالت فرهنگی و رسانه ای اش آگاهی بخشی جامعه است.


به راستی به چه قیمت؟


پی نوشت : مقام معظم رهبری در سخنرانی سالگرد امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ضمن تشکر از مردم و مسوولین برگزاری انتخابات و تائید صحت انتخابات ، از تخلفات نام می برد و مطالبه ی رسیدگی در زمان مقتضی می نمایند.


ساحل دریا – عصر روز پنج شنبه با هماهنگی تلفنی قرار شد ملاقاتی حضوری و مباحثه ای کوتاه پیرامون انتخابات در شهرستان رامسر شکل گیرد.حوالی ظهر روز جمعه و پس از انجام برخی امور اداری و غیر اداری محمد آزاد فرماندار شهرستان رامسر، در دفتر کار خود پذیرای هیات تحریریه ی هفته نامه ی ساحل دریا بود.


در این نشست از جواهرده ، فرودگاه ، کنارگذر ، تصفیه خانه ی آب ، پروژه های سرمایه گذاری ، هتل سماموس ، انتخابات ریاست جمهوری و برخی از مباحث حاشیه ای سخن گفته شد.


مهم ترین هدف نشست شرایط انتخابات در شهرستان رامسر بود که پس از طرح سوال از طرف هفته نامه ی ساحل دریا ، فرماندار با صبر و حوصله بدان ها پاسخ گفت . مشروح مهم ترین نکات این نشست تقدیم خوانندگان هفته نامه می شود.

شهرستان رامسر دارای 74179 نفر جمعیت است که ترکیب جمعیتی آن با 37220 مرد و 36959 تن زن شکل گرفته است. بدین ترتیب با تقریب کم  261 تن اختلاف ، تعداد جمعیت  زن و مرد در ترازی برابر قرار دارند.


جمعیت روستائی در شهرستان رامسر 17466 نفر می باشد.


اما ترکیب جمعیتی دو شهر آن ، رامسر با جمعیتی بالغ بر35997 نفر که 18079 تن از آنان مرد و 17918 تن از آنان زن هستند.


 شهر کتالم و سادات شهر نیز دارای 20716 نفر می باشد. از این تعداد 10260 تن مرد و 10456 تن زن هستند. در جمعیت این شهردو اتفاق مهم قابل توجه است. ابتدا این که با افزایش 717 نفر جمعیت ، مرز جمعیتی آن از 20 هزار نفر گذشته و در شرایط نام نویسی کاندیداهای شورای شهر کتالم و سادات شهر اتفاق غیر منتظره ای رخ داد و در این دوره شرط ثبت نام به علت افزایش جمعیت از مرز 20 هزار نفر ، از فوق دیپلم به کارشناسی ارتقا یافت.بنابر این برخی از شهروندان فوق دیپلم که خود را برای نامزدی در شورای شهر کتالم و سادات شهر آماده کرده بودند ، غافلگیر شده و شرایط نامزدی را از دست دادند. اتفاق دوم ترکیب جمعیتی کتالم و سادات شهر ، پیشی گرفتن تعداد خانم ها از تعداد آقایان است. در این شهر ، تعداد 196 نفر جمعیت زن  ، بیشر از مردان است .


به منظور برگزاری انتخابات پنجمین دوره ی شورای شهر و دوازدهمین دوره ی ریاست جمهوری ، هیات نظارت انتخابات ریاست جمهوری با ترکیب 3 نفر و در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا  هیات اجرائی با ترکیب 9 نفر و هیات نظارت با انتخاب 5 نفر شکل گرفت. لازم به ذکر است که در هر دوره از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا هر 5 نفر عضو هیات نظارت بر انتخابات را نماینده ی مردم در مجلس شورای اسلامی آن منطقه تعیین می نماید. در این دوره از انتخابات 405 داوطلب ، متقاضی شرکت در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در شهرستان رامسر شدند. 90 نفر از این تعداد یعنی 22.3 درصد شرکت کنندگان شهری و 315 نامزد با 78.3 درصد مشارکت از حوزه های روستائی بودند. 44 نفر از داوطلبین زن و 361 تن نیز مرد بودند. و تعداد 109 دواطلب این دوره از شورا ، پیش از این سابقه ی حضور در شوراهای اسلامی شهر و روستا را داشته اند.


نکته ی قابل توجه ترکیب جمعیتی ، حضور فعال زنان در روستاهای رامسر است. در حالی که شهرهای رامسر و کتالم و سادات شهر هرکدام با 3 نامزد زن مواجه هستند ؛ این امر در روستاها با حضور تعداد 38 زن جلب توجه می کند.


به لحاظ ترکیب سنی  ؛ تعداد 19 داوطلب زیر 30 سال ، سه نفر بالای 75 سال و 160 نفر نیز در بازه ی سنی 36 تا 50 سال قرار دارند.


از نظر سطح سواد نیز 152 داوطلب سواد خواندن و نوشتن ( در حوزه های روستائی ) ، 80 نفر دیپلم ، 19 نفر فوق دیپلم ، 117 نفر کارشناسی ، 31 تن کارشناسی ارشدو 6 نفر نیز دارای مدرک تحصیلی دکترا هستند.


شهر رامسر


تعدادکل ثبت نام شدگان در شورا 44 نفر بودند که از این تعداد 41 نفر مرد و 3 نفر زن بودند. از این تعداد یک نفر در هیات اجرائی به علت فقدان مدرک تحصیلی رد صلاحیت شد. 3 نفر دیگردر هیات نظارت رد صلاحیت شدند. از این 4 نفر ، 2 نفر در هیات نظارت استان تائید صلاحیت شدند. و 5 نفر نیز انصراف داده بودند. پس از پایان این سیکل یک نفر دیگر از عرصه ی رقابت با انصراف خارج شد . بنابر این حاضرین در عرصه ی رقابت شهر رامسر 36 نفر شدند.


شهر کتالم و سادات شهر


در این شهر کل افراد علاقه مند به حضور و ثبت نام شده 46 نفر بودند که 3 تن از آنان را زن ها تشکیل می دادند. 7 نفر انصرافی و 4 نفر رد صلاحیت شده ی مرد در این مرحله سهم این شهر بود.پس از بررسی اعتراض رد صلاحیت شدگان ، هیات نظارت استان دو نفر را مورد تائید قرار داد. در این فرصت انتهائی 3 نفر دیگر نیز از عرصه ی رقابت با انصراف کنار کشیدند و جمع حاضر در انتخابات کتالم و سادات شهر به 34 نفر رسید.


شعب اخذ رای


در شهرستان رامسر تعداد 105 شعبه ی اخذ رای پیش بینی شده است که از این تعداد 94 صندق ثابت و 11 صندوق سیار هستند.


تعداد شعب صندوق اخذ رای در شهر رامسر 28 صندوق ثابت و یک صندوق سیار است . شهر کتالم و سادات شهر نیز دارای 18 صندوق ثابت و یک صندوق سیار است. در روستاها نیز 48 صندوق ثابت و 9 صندوق سیار پیش بینی شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  93  ؛   15 بهشت  ماه  1396



همراه با شکوفه های بهار نارنج ، در انتهای برگزاری سمپوزیوم گل و گیاه و پس از برگزاری جشنواره ی فیلم های کوتاه در شهرستان رامسر ، هم زمان با سراسر کشور ، تب انتخابات ریاست جمهوری ، شوراهای شهر و روستا آرام آرام بالا می رود. با تورقی بر برگزاری انتخابات در شهرستان رامسر و بررسی آمار شرکت واجدین شرایط انتخابات در پای صندوق های رای ، همیشه در صد بالای مشارکت را رقم زده اند.


فارغ از جناح بندی های سیاسی ، درصد بالای مشارکت در رامسر ، نشان از توسعه یافتگی این شهرستان و پذیرش عاقلانه ی حضور در پای صندوق های رای و اتکا به دموکراسی برای رسیدن به اهداف مدنظر شهروندان قابل اتکا و در خور تحسین است.


در انتخابات شوراهای شهر و روستا شاید از معدود شوراهائی در کشور بودند که هوشمندانه افراد مورد نیاز جامعه ی شهری و روستائی را ، به خصوص در شهر رامسر ،  "  دستچین " کردند. اما پس از گذشت چهار سال اگر از مردم  هوشمند منطقه در خصوص کارنامه ی اعضای شوراهای شهر و روستای شهرستان رامسر پرسیده شود ، نارضایتی عمومی از ناکارآمدی شورائیان در کل منطقه موج می زند.


شورائیان حاضر در دوره ی گذشته ، هیچ کدام حاضر به ائتلاف نشدند و اگر معدودی از افراد پیمان اخوت بستند ، در خلوتِ اعضای ستاد خود ، واژه ی منحوس " تک رای " را به آن ها دیکته کردند. اعضای ستاد و برخی از خویشان و بستگان و حتی هم محله ای ها ، از ترس و نگرانی رای نیاوردن کاندیدای مورد نظر ، ناخواسته در دام " تک رای " افتادند و در حالی که می توانستند تیم شورای شهری را برگزینند ، با نا آگاهی در ورطه ی انتخاب اعضائی شدند که هیچ هم خوانی با هم نداشتند. به عنوان مثال  ناخواسته و با همان " تک رای ها "  ترکیب شورای شهر چهارم رامسر شاید تکرار ناشدنی ترین انتخابات شورائی در کشور شد ، حضور افراد با تخصص های مختلف و مورد نیاز رشد و توسعه ی شهر. دوره ی چهارم شورا فرصتی طولانی برای همفکر شدن منتخبین خود داشت ، اعضای منتخب که حال هریک برای خود " من " شده بودند ، در آن فرصت طولانی نتوانستند در نشست های دور همی ، همدل و همداستان شوند و شد آن چه که نباید می شد. اعضای شورای منتخب به جای این که تیمی زبده شوند ، خود را عضو گروهی می دانستند که لازم بود هریک جداگانه گلیم خود را از آب بیرون بکشد.


در تازه ترین نظر منتشر شده ی نصرت الله کوزه گر شهردار رامسر در هفته نامه ی شمال سبز ، که بارها در محافل خصوصی و عمومی نیز آن را را ذکر می کرد یک واژه ی کلیدی وجود دارد و آن این که " من از شورا می پرسم ، آیا شورا در این چند سال طرحی را مطالعه کرده و روی میز شهردار گذاشته است که من انجام داده باشم و پاسخگو نباشم ؟ من به دنبال اختلاف نیستم "  این بدان معناست که اعضای شورای شهر رامسر طرح قابل ارائه ای به شهرداری ارجاع ندادند. در حالی که وفق قانون شهردار منتخب شوراست و موظف است برنامه های مصوب شورا را اجرا کند و در صورت تخطی از شهردار سوال و در صورت فقدان پاسخ مناسب او را عزل کند.


این که شورای منتخب رامسر در چهار سال نتوانسته است طرحی مصوب را ارائه و از شهردار منتخب خود مطالبه گر باشد ، چه کسی مقصر است ؟ شورای منتخب یا مردم ، یا هردو؟ نقش فرهیختگان در هدایت مردم برای انتخاب یک تیم قوی و ائتلافی که همدل و هم صدا باشند ، برنامه محور باشند و پاسخگو در مقابل مردم چگونه بوده است.


نوع نگاه متفرق اعضای شورا ، منحصر به شورای شهر چهارم رامسر نیست. همه ی مردم با مروری بر عملکرد چهار ساله ی شورای شهر و روستای پیرامون خود به این واقعیت تلخ خواهند رسید که ، شورا در این مدت کاری نکرد!!!


به اعضای شورا برنخورد و آسفالت کوچه ها و معابر ، عقب نشینی اختیاری مالکین ، کمک های بلاعوض به فقرا ، نیازمندان و برخی از کارهائی که از اساس نه جز وظایف شوراست و نه در شان و منزلت شورا ، به عنوان کارنامه ی عملکرد خویش به رخ مردم نکشند. که این کار از وظایف ذاتی شهرداری هاست و نباید منتی بر مردم باشد. شورا تشکیل شده است تا با ارائه ی طرح ها و نظرات کارشناسانه و با بهره گیری از پتانسیل عظیم ایده ها و نظرات ، راهگشای توسعه ی همه جانبه ی حوزه ی تحت اختیار خود باشند.


اینک آزمونی دیگر است. 29 اردی بهشت انتخاباتی دیگر در راه است . ضمن دعوت آحاد مردم به مشارکت گسترده و اثر گذار در انتخابات ، تذکر این نکته خالی از لطف نیست که در انتخابات شوراها ، هر فرد مجاز به انتخاب چند گزینه است. در شهرهای رامسر ، کتالم و سادات شهر هر کدام پنج گزینه و در شوراهای روستائی ، هر روستا ، سه گزینه. بنابراین ضمن دعوت کاندیداها به تشکیل ائتلاف موثر و کارآمد به مردم عزیز توصیه می گردد که به حرف برخی نامزدها و ثبت " تک رای " وقعی ننهند و مطمئن باشند کاندیدائی که مصر به تک رای باشد ، در شورا نیز نمی تواند هم تیمی خوبی برای سایر اعضای شورا باشد.

در شورا " تک رای " نباشید و به تعداد مورد نیاز منطقه ی خود " انتخاب کنید " ، در هر حال " انتخاب حق شماست و انتخاب با شماست "


در 29 اردیبهشت انتخابات ریاست جمهوری نیز برگزار می شود و مردم برای اداره ی چهار سال آینده ی کشور مجاز به انتخاب فرد و نقشه ی راه توسعه ی کشور می باشند. اسحاق جهانگیری ، حسن روحانی ، سید ابراهیم رئیسی ، محمد باقر قالیباف ، سید مصطفی میرسلیم و مصطفی هاشمی طبا کاندیداهای مورد تائید دوازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری هستند و انتخاب هریک از آنان مسیر چهار سال آینده ی کشور را ترسیم خواهد کرد.

 

 

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  92  ؛   اول اردی بهشت  ماه  1396



خبر اول : حدود 7 سال است که هفته نامه ی ساحل دریا در ابعاد 35 در 50 چاپ و منتشر می شد . اختصاصی شهرستان رامسر بودن ،  محتوی هفته نامه ، ابعاد  ، تمام رنگی بودن ، کاغذ اعلا ، شمارگان منتشره و توزیع بسیار عالی نشریه در شهرستان رامسر و توزیع اینترنی با رایانامه در سرسر کشور و برای بسیاری از رامسری های ساکن کشورهای مختلف ، محملی را پدید آورده است که بسیاری از شهروندان گرانقدر ، هفته نامه را به عنوان مروری بر تاریخ شفاهی شهرستان رامسر ، بایگانی کرده اند.


محدودیت مالی ، و حجم کم مطالب تولید شده در یک هفته در یک شهرستان ، ابعاد قبلی را پوشش می داد. حمایت و پشتوانه ی تامین منابع مالی انتشار نشریه توسط برخی ادارات و نهادها به خصوص شهرداری های رامسر ، شهر کتالم و سادات شهر عامل اصلی تداوم انتشار هفته نامه تاکنون بوده است.هرچند از جانب صاحبان صنعت ، ثروت ، اصناف و بازاریان به لحاظ مالی کمتر به نشریه کمک شده است.


شهروندان محترم بنا به دلایل مختلف از جمله ؛ ریز بودن مطالب ، کوچک بودن تصاویر گلایه مند بودند و در دفعات مختلف تقاضای بزرگتر شدن ابعاد هفته را داشتند. علیرغم همه ی تنگناها ، احترام به مخاطب و توجه به خواسته های ارزشمندشان عاملی شد که سال 1396 ساحل دریا با لباسی نو و در اندازه ی بزرگتر و به ابعاد 50 در 70 ، چاپ ، تولید و پخش شود.


امید است با حمایت مادی صاحبان ثروت و حضور معنوی صاحبان قلم ، انتشار تنها نشریه ی اختصاصی تمام رنگی اختصاصی یک شهرستان و یکی از پرتیراژترین نشریات منطقه ای با نگاه تخصصی  ، تداومی منحصر بفرد داشته باشد. نگاه هفته نامه به دستان پرتوان مردم فهیم شهرستان است تا نسخه ی مکتوب تاریخ شفاهی منطقه ، در یادها و یادمان ها ماندگار شود.


خبر دوم : از آغاز انتشار نشریه ، دفتر تحریریه در شهرستان رشت مستقر بوده و خبرنگاران همکار هفته نامه با ارسال اینترنتی مطالب ، در تکمیل محتوا فعال بودند. مخاطبین گران قدر هفته نامه بارها اعلام علاقه جهت استقرار دفتر نشریه در شهرستان رامسر داشتند ، باز تکرار داستان غم انگیز تامین مالی ایجاد چنین کانال ارتباطی ، مزاحم کار بود. با توکل بر خدا و استعانت از او در فصل شکوفه های بهار نارنج با افتخار ، دفتر مرکزی ساحل دریا در محله ی لپاسر رامسر دایر می شود تا بدین وسیله راه ارتباطی شهروندان با هفته نام تسهیل شود و نشست های تخصصی و مصاحبه های مردمی و بومی در این مرکز تجمع شکل گیرد.


احداث دفتر هفته نامه از سوی دیگر راه دست یابی علاقه مندان به ارائه ی مطلب ، گزارش ، آگهی ، خبر و رپرتاژ را آسان کرده و امید است در آینده ی نزدیک با حمایت اقشار ، بازاریان و صنوف  ، دغدغه ی پوشش صرف اخبار دولتی ، از دوش ساحل دریا برداشته شود.


خبرسوم : راه اندازی پژوهشگاه رامسر یکی از دغدغه های اصلی ام بوده و هست. موضوعی که با سه فرماندار اخیر رامسر مطرح و علیرغم استقبال و علاقه مندی آنان به احداث چنین پژوهشکده ای ، متاسفانه اقدام عملی در این مورد صورت نگرفت . این پژوهشگاه در نظر دارد تمامی کتاب ها و نوشته های مرتبط با شهرستان رامسر را در یکجا ، گرد هم آورد و ضمن دعوت از دانش آموختگان کارشناسی ارشد و دکترا که پایان نامه ی خود را در خصوص رامسر تدوین کرده اند ، محملی باشد تا دانشجویان تحصیلات تکمیلی ، بر اساس نیاز های رشد و توسعه ی شهرستان رامسر ، پایان نامه های خود را در این زمینه ها تدوین نمایند. این اقدام ضمن این که محلی برای رجوع پژوهشگران رامسرشناسی می تواند باشد ، پروژه های جدید را به علاقه مندان معرفی می نماید.


درضمن به بهترین اثر گردآوری شده ی تحقیقی و یا کتاب منتشره در زمینه ی رامسر ، هرساله جوایز ویژه ای در نظر گرفته می شود.


دفتر هفته نامه ساحل دریا افتخار دارد که " پژوهشگاه رامسر  " را در دل خود جای داده و محل اجتماع نخبگان می شود.


در این زمینه علاوه بر علاقه مندی فرهیختگان و گام نهادن برای رشد و  توسعه ی رامسر ، مسوولین ادارات و نهادها نیز با ارائه ی مواد دلخواه نهاد ذی ربط خود ، مسیرهای تحقیق را باز می نمایند و خیرین و متمولین شهرستان نیز با پشتیبانی مالی خود ، ضمن به جای گذاشتن صدقه ی جاریه ، نام نیک خود را به یادگار می گذارند.


رشد ، توسعه و بالندگی منطقه با مشارکت همگانی و در بستر پژوهش با برآورده نمودن نیازها و سازو کارهای برنامه ریزی شده و داشتن سند چشم انداز روشن و گام بر داشتن در آن مسیر محقق خواهد شد و این مهم با همدلی ، همزبانی و همگامی سرعت مناسبتر خواهد گرفت.

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  91  ؛   24 اسفند ماه  1395


دعای تحویل سال ، تحلیل تغییراتی در انسان است که پایانش ، آغازی بر نگاهی نو است. این که " مقلب القلوب و الابصار" مطلع دعای تحویل سال است و " احسن الحال " در پایان آن ، عمق دعای نو شدن سال است. چرائی تاثیر ایران بر اسلام و قبول نوروز به عنوان یکی از سنت های حسنه دارای ابعاد بلندی است که " دیدار خویشاوندان " اصلی ترین رکن آن است . رفع کدورت ها و کینه ها و فراموشی بدی ها ، تلاش برای تغییر در باطن ، ظاهر و حتی محل سکونت و رفت و آمد و ... از کمترین آن هاست. اسلام از این روش نیکوی ایرانیان استقبال نمود و بزرگان دین با تعبیه ی دعای تحویل سال بر این نکته صحه گذاشتند که مهمترین زمان شروع فصل زندگی پس از خواب زمستانی جانداران ، قابلیت جشن گرفتن دارد.


نگاه نو متعلق به زمان خاصی نیست. حتی این روش را باید به تمام روزهای سال تعمیم داد ؛ زدودن دل از ناپاکی ها و توجه تمام ، به زیبائی ها.


این روز ها افراد زیادی آمادگی خود را برای حضور در صحنه ی انتخاب شدن در شوراهای شهر و روستا اعلام کرده اند و اندکی فرصت دارند که با بازتعریف خود ، عرصه ی رقابت را از آن خود کنند. نگاهی به وعده های انتخاباتی پیشینیان و سنجیدن در ترازوی عملکردشان ، می تواندآغاز گر نگاهی نو در انتخاب کردن باشد.بررسی میزان انتخاب قومی قبیله ای ، انتخاب از روی ترحم ، انتخاب به واسطه ی پیشینه ی خانوادگی ، انتخاب بر اساس چشم هم چشمی ، انتخاب از روی تنفر از دیگران...همه ی این ها نشان داده اند که نگاه ما به شورا و انتخابشان درست نبوده ، چرا که پشیمانی بسیاری از رای دهندگان دیروز از انتخاب مسند نشینان امروز و حتی پشیمانی برخی از شورائیان امروز ، می تواند نشانگر اشتباه در نگاه باشد.


ایام تعطیلات نوروز فرصت مناسبی است برای بررسی عملکرد منتخبان دیروز و بستر سازی نگاه نو به انتخابات آتی ِ پیش رو.اگر قرار است  شهرستان رامسر آباد شده و در مسیر رشد و توسعه قرار گیرد باید قواعد بازی در دموکراسی انتخابات را مرور کرده و بدون تخریب افراد غیر همسو ، گام در انتخاب افرادی گذاریم که دلسوز و دل سوخته ی بالندگی منطقه باشند.


گم شده ی همه ی انتخاب شوندگان نگاه منفرد به شوراست. هنوز نیاموخته اند که قرار است پس از انتخاب شدن 3 ، 5 و یا 7 نفره باشند و از همین امروز صدای تکنوائی آن ها شنیده می شود. تعطیلات نوروز فرصتی است تا اینان نیز نگاه نو به مدیریت شهری داشته باشند و با همفکری و ائتلاف با کسانی که احساس می کنند می توانند تیم موفقی باشند ، در این مسیر پر دردسر همگام شوند. اگر علاقه مندان به انتخاب شدن از امروز تا روز انتخابات نتوانند یک تیم همفکر انتخاب کنند ، مطمئن باشند در عوضِ یک تیم منسجم ، گروه انتخاب شده ای هستند که هرکدام پی مراد خویش هستند و به یقین در چهار سال شورا راه به جائی نخواهند برد و تجربه ی تلخ چهار دوره ی شورای قبلی را تکرار خواهند کرد و به یقین خود ، همه ی شهروندان و شهرستان رامسر را در نخوت چهار ساله ای دیگر فرو خواهند برد.


تاکید بر نگاه نو در همه ی زمینه ها درسی است که از دعای تحویل سال می توان آموخت.

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  90  ؛   10 اسفند ماه  1395



وظیفه رسانه ها واضح و اساس کار آن ها انتقال دیدگاه های مسوولین و گلایه ها و درخواست های شهروندان است. نگاه بازتابی ، تقویت کنندگی و نظارتی اصول اولیه و اصلی رسانه هاست.


 در دیدار اخیر هیات تحریریه ساحل دریا با مسوولین ادارات و نهادها ، فرماندار رامسر از آن ها خواست که نگاه مطالبه گرانه را در نشریه و میان مردم تقویت کنند.


ساحل دریا نیز از آغاز انتشار وظیفه ی خود را در قالب سخن سردبیر ، مقالات ، انتشار خواست شهروندان جامه ی عمل پوشانده است اما آن چه مغفول واقع شده نگاه عملگرایانه به این گونه انتقادهاست. از مهم ترین اشکالات مطروحه می توان از ساختمان دور میدان امام ، ساختمان شیشه ای انتهای بلوار معلم ، ساختمان روبروی باند فرودگاه ، تعریض غیر اصولی مسیر جواهرده ، جریان پارکومتر ، اقدام به فروش مفت محوطه ی لیدو ، پروژه ی هتل سماموس ، راه گذر دریائی ، تصفیه خانه ی آب  ، انباشت زباله در جنگل ، نابسامانی های در ورودی شهر ، ساختمان چشم انداز ، باغ سی هکتاری ، نا آرامی های آرامش ، پارک نامناسب خودروها در ایام تعطیلات کنار رستوران ها ، نتیجه ی هزینه کرد 300 میلیونی پروژه ی ریز پهنه بندی ، نتیجه ی هزینه کرد 300 میلیونی شهر نمونه ی گردشگری الکترونیک ، نتیجه ی هزینه کرد میلیاردی باغ ایرانی ، فقدان تعریف مناسب از منطقه ی گردشگری دالخانی ، فقدان نمادهای ورودی به شهر ، فقدان تعریف ورودی مناسب برای جاده ی هریس ، سادات شهر و کتالم و.... را نام برد.


از میان آن همه مطالبات مردمی فقط جریان پارکومتر و فروش لیدو منتج به نتیجه ای در خور شده است و در آن ها منافع شهروندان با اطلاع رسانی های به موقع و مستند ساحل دریا حفظ شده است.


اما دیگر درخواست های به حق شهروندان مورد توجه واقع نشده و ضرر و ضربات جبران ناپذیر آن ها هنوز هم گریبان گیر ِ شهروندان شهرستان رامسر است. در خواست فرماندار گرچه منطقی است اما اشکال کار در آن است که همه ی این موارد با جزئیات کامل تر را همین مسوولین بدان اشراف دارند ، بیان مکرر نکات ضعف و چالش های شهرستان گر چه مناسب است اما سطح رسانه را آن قدر پائین می آورد که از آن مانند بچه ی لجوجی یاد خواهد شد که گذر زمان مطالبات به حق و یا ناحق او را در سطحی نازل به زیر خواهد آورد.


این که فرماندار از رسانه بخواهد مطالبه گر باشند ارزشمند است اما اشکال کار مطالبه گری تبعات پس از بیان نظرات درست و منطقی است که پیشتر " صابون آن به تن مدیر مسوول هفته نامه ی ساحل دریا " بارها ، تاکید می شود بارها خورده است و برای حفظ شان شاکیان از ذکر نام آن ها خودداری می شود. اما بد نیست دانسته شود دوتن از این مسوولین خاطی  تهدید به بستن ساحل دریا کرده بودند ، آن ها و شاید خیلی ها نمی دانند که بستن یک رسانه کار آسانی نیست و با نامه ی یک مدیر شهرستانی ، استانی و یا حتی ملی صورت نمی گیرد .


این نوشته ی کوتاه مروری دوباره بود بر مطالبات مردم و شهروندان ، ببینیم با این مطالبه گری کوتاه چه اتفاقی روشنی در شهرستان روی خواهد داد؟

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  89  ؛   24 بهمن ماه  1395


کنوانسیون رامسر پیمانی بین‌المللی برای حفاظت از تالاب‌ها و حیوانان و گیاهان وابسته به آن‌ها به ویژه پرندگان آبزی است که در سال ۱۹۷۱ میلادی در شهر رامسر به تصویب رسید.در ابتدا ، این معاهده به امضای نمایندگان ۱۸ کشور شرکت‌کننده رسید ، اما امروزه ۱۶۹ کشور جهان عضو این پیمان هستند

.

در سال گذشته ، سالگرد این برنامه با شدت و حدت وصف ناشدنی برگزار شد . اما در سال 1395 رونق برگزاری آئین نکوداشت آن از سکه افتاد. شاید سرنوشت تالاب های ایران ، به آئین نکوداشت آن نیز سرایت کرده و فراموشی تالاب با خاطره ی سالگردش عجین شده است.


سال گذشته محمد آزاد که اینک سرپرست فرمانداری رامسر است ، معاون فرمانداری بود که می خواست رامسر را شهر همایش ها و جشنواره ها نماید. از حق نگذریم در این زمینه توفیق قابل قبولی کسب کرد . اما امسال این گونه نشد ، شاید مدیران به این نتیجه رسیدند که دیگر وقت همایش ها و جشنواره ها گذشته است ، مانند عنوان های پر طمطراق ِ شهر نمونه ی گردشگری ، شهر گردشگری الکترونیک ، برنامه ریزی طولانی مدت برای سند چشم انداز ، ریز پهنه بندی شهر رامسر ، برنامه ریزی سیمای شهری و نام هائی که برای برخی نان شده و از این معبر برای خود نامی دست و پا کردند.


مشخص نیست سال 1396 رامسر در چه زمینه ای باید فعال شود؛ شهر صنعتی ، شهر کشاورزی و یا...


فقدان هماهنگی نخبگان و از هم گسیختگی برنامه ی مدون در شاکله ی تصمیم گیری ، راه را برای شعارهای پر زرق و برق باز می کند ، بدون آن که دستاوردی قابل قبول برای مردم داشته باشد.


بنا به زبانزد  " شتر ، گاو  ، پلنگ " ؛ یکبار برای همیشه باید برنامه ریزان شهرستان رامسر ، چه شهرستانی ، چه استانی و چه ملی و کشوری ؛ باید تکلیف رامسر را روشن کنند. اگر رامسر شهر گردشگری است ، ملاحظات تبدیل کاربری باغ ها که محل در آمد شهرداری ها و دهیاری ها شده و معضل زمین های مردم نجیب ، باید عوض شود. اگر شهر کشاورزی است امکانات لازم صنایع تبدیلی کوچک در آن مهیا شود تا ضمن کار آفرینی ، ارزش افزوده ی محصولات را دو چندان کند. اگر شهر جشنواره ها و همایش هاست ، زیر ساخت های لازم در آن فراهم گردد ، نه آن که سال ها درگیر احداث یک مجموعه ی فرهنگی باشد.


این امر در مقیاس کوچک در باغ معروف سی هکتاری ، معضلی برای شهر شده است. از طرفی این باغ متعلق به شهرداری است و از طرف دیگر ملاحظات میراث فرهنگی در آن مانع هر گونه تغییر ، حتی جزئی شده است و صد البته خود نیز برای آن اقدامی نمی کند. مالکیت برای شهرداری است اما حق ایجاد سرویس بهداشتی برای گردشگران را هم ندارد!! در دولت نهم و دهم میلیاردها تومان هزینه شد تا " باغ ایرانی " یا چهارباغ شکل بگیرد و پس از دولت همه چیز به محاق رفت ، البته که عده ای به نام و نوائی رسیدند.


پیشنهاد روشن این نوشته به همه ی اثر گذاران مدیریت در شهرستان رامسر این است : رامسر را باز تعریف نمایند و تکلیفش را با سند ِ روشن ِ قطعی ِ شفاف ، مشخص نمایند . تا از این رهگذر نام و نان رامسر با مطامع سودجویان تلاقی نکند.

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  88  ؛   21 بهمن ماه  1395



زادروز حضرت زینب سلام الله علیها را روز پرستار نامیدند. به پاس زحمات طاقت فرسای شیر زن کربلائی که تیمار داری اهل بیت آل محمد صلی الله علیها و آله را به عهده گرفت. این انتخاب اهمیت و سختی کار پرستاران رانیز تبیین می کند. آن هائی که در ساعات مختلف روز در منازل، مراکز درمانی و بیمارستان ها کار پر زحمت پرستاری را به عهده دارند.


استرس و فشارهای عصبی وارده بر این قشر خدوم و حقوق ناکافی آنان در انتهای ماه و در برخی موارد برخورد ناشایست و گاهی از روی عصبیت فقدان تحمل بیماران و از آن بدتر خانواده های متوقع بیماران ؛ سختی های کار پرستاران را دو صد چندان می کند.


گاهی حتی تصور دیدار برخی از بیماری ها ، عفونت ها ، بیماران سوختی ، بیماران چاک چاک تصادفی و انواع و اقسام امراض سخت و دشوار است ، این را اضافه کنید که وظیفه دارید مرحم گذار این صحنه باشید و کم تحملی اطرافیان بیمار در لحظات بحرانی بیماری ، دائم چون پتکی بر سر زحمت کشان این عرصه ، ضربات سهمگین وارد کند.


در کنار این سختی ها عدم توازن حقوق دریافتی در مقابل سختی کار ، تحمل اضافه کارهای ناخواسته ، دوری از خانه و خانواده در زمان روز و آسایش شب ، تحمل کمبود نیرو به خاطر وضعیت نابسامان اقتصادی و نبودن در کنار عزیزان در زمان های خوشی و ناراحتی ، در زمان تولد و مرگ ، در لحظات عروسی و عید.... به راستی سخت و طاقت فرساست.


اما نیمه ی پر این شغل زیبائی های در خوری دارد که تا اهل آن نباشید ، نمی توانید بدان دست یابید. لحظه ی شیرین تولد کودک و تبریک به مادر ، پدر و خانواده ؛ لحظات پر التهاب خانواده ها در پشت درب اتاق عمل و آوردن خبر شادی بخش سلامت بیماران ، لحظه ی زیبای ترخیص بیماران و کم تحملی آنان در ماندن حتی لحظه ای اضافی ، حلاوت لبخند رضایت بیماران ، خانواده ها ، همراهان و حتی شادمانی بیمار بغل دستی از ترخیص هم اتاقی بیمارش وصف ناشدنی است.


غرق شدن در لذت خوشی این شغل و تحمل ناملایمات آن فقط با یک عنوان می تواند همگن باشد ؛ عشق. پرستاران عاقلانه و عاشقانه شغل خویش را انتخاب نمودند و از این لحظات ناب در کنار هم بودن لذت بی حساب می برند.


در هر شغلی استثناهائی هم هستند ، در این شغل نیز هم. اما مجموع عاشقان این حرفه ی سخت و گاهی غیر قابل تحمل ، عشق به شغل ، حمایت از ضعیف ، تیمار دردمندان و در کنار هم بودن را پذیرفته اند و مهربانانه در خدمت مردم اند.


زادروز اسوه ی صبر ، بر عزیزان صبور حرفه ی ارزشمند پرستاری مبارک باد.

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  87  ؛   14 بهمن ماه  1395


در اولین ایام دهه ی پیروزی انقلاب اسلامی بدون حضور یکی از اثر گذارترین چهره های انقلاب و نهضت اسلامی مردم ایران ، حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی هستیم.


او که در همه ی نقاط عطف نهضت ، انقلاب و جمهوری اسلامی همگام با ایران و ایرانیان بود. پیروزی انقلاب مرهون رهبری بی بدیل حضرت امام خمینی رحمت الله علیه و داشتن شاگردان و همراهان از جان گذشته ای بود که با تحمل همه ی ناملایمات ، گام های پیروزی را یکی پس از دیگری پیمودند و تا امروز امتداد یافت.


توکل به خدا ، رهبری توانمند ، وحدت همه ی گروه ها و حضور یکپارچه ی مردم عامل پیروزی بوده و امتداد انقلاب نیز وابسته به همین گزینه هاست.


چند ماه بعد یکی از اساسی ترین انتخابات دوره ی جمهوری اسلامی برگزار می شود. اهمیت این انتخابات به جهت فقدان حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی ، روز بروز بیشتر لمس می شود. برکسی پوشیده نیست که او یکی از اصلی ترین قطب های اثر گذار انتخابات ریاست جمهوری بود. چه زمانی که کاندیدا نبود و چه مقاطعی که خود حضور داشت.


انتخابات 76 با یک سخنرانی در خطبه های نماز جمعه دگرگون شد ، سال 84 حضورش چالش بزرگی در طیف های سیاسی شد ، سال 88 عدم حضورش ملموس بود اما آن چه انتخابات 88 را ماندگار کرد نام او در فقدان حضورش بود!!! . سال 92 رد صلاحیتش باعث دگرگونی آرا شد و اینک در سال 1396 اولین انتخابات ریاست جمهوری در زمان پس از وفاتش برگزار می شود.

آگاهان سیاسی از اثر گذاری نام او در آتی سخن می گویند و بر این باورند که تعیین کننده ی برنده ی انتخابات  دوازدهمین رئیس جمهورنیز نام او خواهد بود.


البته چند ماه بعد انتخابات شوراهای شهر نیز برگزار می شود ، هرچند مدتی است برخی تلاش هائی را برای شناساندن خود به عنوان کاندیدا در آتیه بروز داده اند، اما واکاوی شعارهای منتخبین گذشته ی شورا و اثرات آن ها بر توسعه ی منطقه ، می تواند راهنمای خوبی برای انتخابات بعدی شوراها باشد.


هر عضو شورا می داند که بین شعارها و عملش ، بین تعارف ، ترس و اغماض آن ها در برابر طبقات مختلف اجتماعی که با آن ها سر و کار دارند چه تفاوت هائی است. میزان باج دادن ها برای حفظ کرسی در آتیه را نیز می دانند. اما فارغ از عملکرد وجدانی آن ها ، رصد شعارها و عملکرد شورائیان امروز و نقد کجروی های آنان وظیفه ی ذاتی رسانه ها و مردم است ، که آرام آرام دامنه ی این گونه بحث ها و گفت و گوها در محافل و مجالس پر رنگ تر خواهد شد.


اندکی صبر... فقط تا چند ماه بعد...

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  86  ؛   23 دی ماه  1395



تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند

خفته‌ایم و همه بیدار شدند


آن چه مسلم است یاد و خاطره ی آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی از تاریخ و حافظه ی تاریخی انقلاب اسلامی پاک شدنی نیست. هر مرحله از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی با نام ایشان گره خورده است. در کلیدی ترین بزنگاه های انقلاب مانند نهضت ، شورای انقلاب ، تشکیل نظام جمهوری اسلامی ، خاموش کردن تفرقه های گروهکی ، اداره و اتمام جنگ ، انتخاب رهبری آیت الله خامنه ای ، سازندگی ، اداره ی امور کشور در مجلس – ریاست جمهوری – خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... نام ایشان می درخشد.


صداقت ، صبوری ، اعتدال و تحمل ناملایمات بارزترین خصوصیات ایشان در کل دوران نهضت و به ویژه دهه های آخر عمر ایشان بود. شاید تعبیر خود ایشان و شاهد مثال از شهید بهشتی در تخریب ها علیه وی کامل ترین پاسخ ایشان به منتقدان بود. آن جا که با طمانینه می گوید " نوبت اما به من رسید... " .


شاهد توهین ها ، تهمت ها و حرف های نامناسب به او بودیم و حتی جمع اندکی با حضور در خیابان های رامسر نیز ناجوانمردانه صدا در گلو حجیم کرده و درپناه مصلحت اندیشی برخی مرگ او را ندا می دادند و مغرورانه از این که توانسته اند آزادانه !!! علیه یکی از خائنین نظام شعار دهند ، سرمست بودند.  جائی خواندم که ایشان همه ی این افراد را در زمان حیات خویش بخشیدند و او انذار می داد که مراقب باشید دیگر هاشمی زنده نیست که حلالشان کند و خدا نیز از حق الناس نخواهد گذشت.


تعابیر ارزشمند مقام معظم رهبری در پیام تسلیتشان و تاکید بر این نکته ی که " وسواس خناسان ذره ای از ارادات هاشمی به ولی فقیه نکاست " کلیدی ترین بخش پیام آقا است و به همه ی کسانی که کاسه های داغ تر از آش هستند ، انذار می دهد که پشت سر یار دیرین رهبری ، همکار ، همدل و قدیمی ترین دوستش ، حرف نامربوط نزنند.


اعتدال هاشمی مثال زدنی است که اگر او معتدل نبود جریان چپ و اصلاحات در بازه ی زمانی مجلس ششم و دولت اصلاحات و جریان راست و اصولگرا در دولت نهم و دهم  ( دو گروه متضاد در ایده و عمل ) ، بر او نمی تازیدند. تاختن این گروه ها نشان در خطر افتادن منافع حزبی آنان در بزنگاه ها توسط معتدل ترین ، انقلابی ترین ، ولائی ترین و در یک کلام غمخوارترین فرد دلسوز برای اسلام ، ایران و نظام بود.


هاشمی در شب شهادت کریمه ی اهل بیت و شب شهادت میرزا تقی خان فراهانی مشهور به امیر کبیر از دنیا رفت. ظریفی نوشته بود ؛ هاشمی سردار سازندگی امیرکبیر ایران بود ، امیرکبیر 39 ماه صدارت و هاشمی 39 سال در ارکان حکومت بود ، هر دو در سازندگی ایران کوشیدند ، هر دو بنیانگذار بزرگترین مرکز علمی دوران خود بودند ، هردو توسط خناسان زمان خود مورد هجوم واقع بودند و تقدیر بر آن بود هر دو در یک روز تاریخی از دنیا بروند.


هاشمی در جائی اخیرا گفته بود : " اینک راحت می میرم " و این قلب مطمئن برگرفته از آیه ی شریفه ی یا ایتهالنفس المطمئنه ... است.

روحشان شاد و غریق نعمات الهی باد    

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  85  ؛   5 دی ماه  1395



" اردشیر صارمی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا تصریح کرد: بیمارستان امام سجاد رامسر بالغ بر ۱۶ میلیارد تومان از بیمه های خدمات درمانی ، تامین اجتماعی و نیروهای مسلح مطالبه دارد و مشکلات مالی منجر به ورشکستگی این  بیمارستان شده است.


وی درباره بدهی های این بیمارستان گفت: بدهی های دارویی به شرکت های داروئی، بدهی پرسنلی، بدهی پزشکان و بقیه پرسنل و پرستاران، نیروهای پشتیبانی،  شرکت های تامین کننده حامل های انرژی و شرکت تامین کننده تغذیه بیمارستان حدود 15.5 میلیارد تومان است ."


این مطلب بخشی از مصاحبه ی رئیس بیمارستان امام سجاد علیه السلام رامسر است . با نگاهی کوتاه به همین مطلب ، کاملا واضح است که تراز مالی بیمارستان رامسر مثبت است. این که چرا جناب صارمی از لفظ " ورشکستگی " استفاده کرد برای ما پوشیده است می تواند از روی نا آگاهی و نادانستگی باشد و یا برنامه ای در پس قضیه .


اما رسانه ای که آنی پس از شنیدن این گفتار و بدون بررسی مطلب نوشته شده ی خود ، " ورشکستگی بیمارستان " را تیتر می کند ، به دنبال چیست؟

" صارمی با اشاره به کمبودهای بیمارستان در بخش پرسنلی گفت: با کمبود شدید پزشک، پرستار، بهیار، کمک بهیار، نیروی خدماتی و پشتیبانی مواجه‌ هستیم. "


صارمی نادانسته آب به آسیاب شرق استان نشینان کرده و و مطالبه ی چند ساله ی آن ها و مقاومت جانانه ی مسوولین و فرهیختگان را در هم فرو ریخته و اینک ناخودآگاه به سمت ورشکستی پیش خواهد رفت.


چه کسی حاضر است مرکز بین المللی تربیت پزشک کشور " دانشکده ی بین الملل !!! " را به بیمارستانی احاله کند که ورشکسته است و از همه نظر کمبود دارد؟ کما این که اولین واکنش شرق نشینان این گونه بوده است.


کدام شرکت حاضر است به یک بیمارستان ورشکسته دارو ، تجهیزات پزشکی – بهداشتی و یا سرویس تعمیر و نگهداری بدهد و از آن بدتر کدام فروشنده حاضر می شود به یک بیمارستان ورشکسته جنس بفروشد؟


بی توجهی به بیان مطلب و از آن بدتر ورشکستگی رسانه ای در تیتر کردن مطلب برای بازار بهتر ، عاملی شده است که تیشه به ریشه ی رشد و توسعه ی رامسر بزنیم.


آن جائی که نویسنده ی مرکز استان نشین در سایتش برای برگزاری " جشنواره ی یاس " نیز دستور صادر می کند که " ای که دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن " و به مسوولین رامسر انذار می دهد که وقتی بیمارستانتان ورشکسته است ، چرا جشنواره در رامسر برگزار شود؟ قیاس مع الفارقی که احتمالا او نیز از ورشکستگی رسانه ای اش رنج می برد و برای بهتر دیده شدن ، تیتر آبدوغ خیاری دست و پا می کند.


ورشکستگان خیال جابجائی دانشگاه بین الملل ،  توهم انتقال را این بار با اعتراف رئیس بیمارستان رامسر در آمیخته اند و اینک سند محکمی در دست دارند.


اخلاق در رسانه ها به محاق رفته است و راهی جز ورود افراد خبره و کوتاه شدن دست افراد تحمیلی به رسانه نیست. تا افراد فرهیخته در کنج آفیت آرمیده اند ، انتظار جولان افراد دیگر باز است.


از مسوولین رامسر به ویژه رئیس بیمارستان انتظار این است که با اعتراف و عذر خواهی و تکذیب خبر " ورشکستگی " و اصلاح خبر ( هر چند که فایل صوتی کلام ایشان موجود است ) نسبت به ترمیم افکار عمومی اقدام نموده و مطالبات خود را از روش های مناسب تری پی گیری نمایند. استفاده از افراد خبره ، مشاوران امین رسانه ای و روابط عمومی کاربلد آن ها را در دستیابی به اهدافشان کمک خواهد کرد.

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  84  ؛   22  آذر ماه  1395



دهه ی سوم آذر ، رامسر میزبان هنرمندان سینما و تلویزیون کشور و برخی از کشورهای جهان است . بارهاست ؛ زیبائی مسحور کننده ی رامسر ، عامل برپائی میهمانی ها ، جشنواره ها ، کنوانسیون ها و حضور افراد فرهیخته ی کشور و جهان شده است.


نگاه ویژه ی حضرت حق در تجمیع زیبائی های آفرینش به رامسر ،  آبگرم های معدنی ، کوه ، دریا ، جنگل ، جلگه و کوهستان و تنوع آب و هوائی بی نظیرش در فاصله ی چند کیلومتری از هم در تابستان ، نزدیکی کوه و دریا و اشرافیت سبز و آبی طبیعت از معدود نعمت های الهی است.


رامسر ظرفیت و گنجایش پذیرش همه ی برنامه های بزرگ فرهنگی و هنری را با افتخار در بر دارد شهرسازی مدرن و پایه ای در سال های پیش از انقلاب ، وجود هتل های قدیم و جدید ، ویلاهای جذاب ، اردوگاه های کشوری ، تله کابین ، فرودگاه ، فروشگاه های معتبر ، دانشگاه های علوم پزشکی ، پیام نور ، پرستاری ، تربیت معلم و غیرانتفاعی و شهروندانی تحصیلکرده ، مهمان پذیر ، محجوب و آرام.


همه ی این نعمات ، اما در کندی سرعت رشد و توسعه ی پس از انقلاب ، غبار فراموشی گرفته اند. رامسر با آن که توانمندی برگزاری بسیاری از گردهم آئی های متنوع را دارد اما در زیر ساخت ها دچار مشکلات عدیده ای است.


فقدان فرهنگ سرای درخور و تالارهای همایش با پذیرش ملی و بین المللی ، و نبود تجهیزات صوتی و تصویری نیاز امروز در سالن های بنا گذاشته شده در قبل ، عدم احداث هتل و مهمان پذیر با شرایط معماری روز .


بارها به مسوولین رامسر که سکان دار مدیریت شهرستان هستند گفته شده است که از پتانسیل حضور وزرا ، مسوولین کشوری ، لشگری و استانی در جهت رشد و توسعه ی رامسر بهره بگیرند و اگر بنا به دلایل اداری و شخصی از بیان برخی خواسته های به حق شهروندان امتناع می کنند ، اصحاب رسانه و خبرنگاران فعال را با توجیه و توضیح همراه خود کنند . تا آن ها در قالب پرسش و خواسته ، نیاز های شهرستان را بازگوئی نمایند و مدیران در خلوت جلسات ، مطالب را باز تکرار نموده و از این فرصت ها برای شهرستان رامسر امتیاز گیرند. " سیاست فشار از پائین و  چانه زنی در بالا ".


اما تا امروز این مهم محقق نشده است . هنوز ما تمام افتخارمان ، نگاه به داشته های گذشته است و طبیعی است در روند این حرکت از بسیاری از شهرستان های کم پتانسیل ، عقب افتاده ایم.


گفته های پیشین به مسوولین ، اینک مکتوب پیش روی همه است ، تا بهانه ای برای کم کاری خود ، ارائه ندهند. " فاعتبروا یا اولی الابصار "

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  83  ؛   30  آبان ماه  1395



چندین سال است که جمع کثیری از مردم شهرستان رامسر و غرب مازندران  به دلایل متعددعلاقه مندند که از استان مازندران منفک شده و استان مستقلی تشکیل دهند. رئیس دولت نهم و دهم در یکی از سفرهای استانی آب پاکی روی دست مردم منطقه ریخت و با اعلام شرایطی ناشدنی ، عملا مستقل شدن استان را باطل کرد.


آغاز دولت یازدهم و قول تلویحی پیش از انتخابات حسن روحانی در سفر انتخاباتی اش در تنکابن ،  احتمال مستقل شدن استان ، پس از روی کار آمدنش را نوید داد. ستاد حامیان حسن روحانی که تنها چند روز قبل از انتخابات منسجم شده بودند ، تا دوسال پس از رئیس جمهور شدنش با تشکیل گروهی به نام " ستاد حامیان حسن روحانی " و انتخاب رئیس و هیات امنا ، مطالبه گر برخی خواسته های مردم و عمده خواسته های شخصی خود بودند. از دخالت در انتصابات و نظر دادن های ابن الوقتی تا پی گیری برخی از مطالبات به حق مردم.


بعضی از اصلاح طلبان که پس از حوادث سال 88 و شرایط سیاسی موجود غیر فعال بودند ، دو روز مانده به انتخابات با اجاره ی مغازه ای در نارنجبن ستاد حامیان دولت تدبیر و امید را تشکیل دادند دوسال پس از ریاست جمهوری حسن روحانی با برگزاری انتخاباتی از افرادی که حس می شد اصلاح طلب هستند ، دعوت و در این میان یکی از رامسری های فعال رامسر به ریاست شورای اصلاح طلبان رامسر، انتخاب شد. وی به شدت علاقه مند است رامسر از استان مازندران منتزع و به استان گیلان ملحق شود. ایشان اخیرا گفته : مردم رامسر برای الحاق به گیلان آتش زیر خاکسترند... دولت موظف است شهرستان ها را به نزدیکترین مرکز استان هدایت کند.


شاید هدف از این الحاق  که در جان کلامش نهفته است ، نزدیک شدن رامسر به مرکز استان است. اصلی ترین همگرائی نیز ، زبان و گویش و شاید نزدیکتر بودن فرهنگ رفتاری ، رامسری ها و گیلانیان است. اما انعکاس تجربه ی حضور تعداد کثیری از رامسری ها در استان گیلان می تواند در آتیه این مثل را در ذهن مردم رامسر بنشاند که : از طلا گشتن پشیمان گشته ایم ، مرحمت کرده ما را مس کنید.


استان گیلان خود در آتش گیل و تالش از یکسو و از دیگر سو برای گیل ها نیز ، شرق و یا غرب گیلانی بودن از اهم مسائل است. بماند این که حتی مخالفت انزلی و رشت در غربی ها و لاهیجان و سایر شهرها در شرق از مهمترین دغدغه هاست. حال این که مهمان ناخوانده ای از رامسر ، که در افواه گیلانیان عزیز ، مازندرانی خوانده می شوند ، مزید بر علت و به قولی غوز بالای غوز در زندگی کردن در گیلان است.


این که شخص صاحب سخنی مردم را آتش زیر خاکستر می داند برایم این سوال اساسی مطرح است ، کدام مردم ؟ ایشان از جانب و با توافق چند درصد از مردم سخن می گویند. آیا اگر تریبونی در اختیار بنده قرار دارد می تواند مجوزی باشد که هرچه را خود می خواهم از زبان مردم بیان کنم ؟


البته این امر اصلاح طلب ، اصولگرا ، ارزشی و ولائی ندارد. سخنم این است که هر صاحب تریبونی ، در هر زمینه ای ، سخن از جانب خود و یا سخن از جانب جمعی از هم فکرانش سخن بگوید و حرف دل خود را با نام مردم به بازار عرضه نکند. سخن از جانب مردم گفتن ساز و کار های متنوعی دارد که مهمترین آن ارائه ی یک نظر سنجی از مجموعه ای معتبر است با دامنه ی داده های بسیار.


 آیا بازی با افکار عمومی منافعی دارد که ما از آن بی خبریم ؟ ذی نفوذان منطقه از چه روی دنبال منطقه ی آزاد گردشگری ، اقتصادی ، تجاری و یا... نیستند ؟ چرا همان استقلال استانی را دنبال نمی کنند ؟

 

 

سخن مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه ی « ساحل دریا » ،  مهدی حلاجیان ؛ شماره ی  82  ؛   15  آبان ماه  1395


پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی ، هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شودند ؛ آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو : ای پروردگار من ، همچنان که مرا در خردی پرورش دادند ، بر آن ها رحمت آور ... حق خویشاوند و ممسکین و در راه مانده را ادا کن و هیچ اسرافکاری نکن. ( سوره ی اسرا آیات 23 ، 24 و 26 )


بخشی از دستور صریح قران ، کتاب نجات بخش زندگی است که جمع کثیری از مسلمانان ، به سادگی آن را کناری می گذارند و ادعای مسلمانی آنان سخت و تهوع آور است. راه دوری نرویم ، ابتدا از خویش ، خانواده ، همسایه و هم محلی ها مثال نقض این دستور را وارسی نمائیم و آن گاه تلنگری مناسب ، به خویش و بعد به دیگران زنیم. آن گاه با صدای بلند از خویش بپرسیم " و اما بقول شیطان الرجیم ، فاین تذهبون ! " به کجا می رویم؟


خداوند در کنار پرستیدن خویش نیکی به پدر و مادر را آورده و همسنگی و همطرازی آن بدان معناست که ارزش والدین ، به صرف والد بودن ، تربیت و پرورش ما آن قدر هست که هستی بخش آن را در کنار خود قرار داده است.


در بین مردم اما هستند کسانی که نگهداری از پدر و یا مادر ناتوان خویش را از هر کاری پر اهمیت تر می دانند. سختی و دشواری های  نگهداری و تر و خشک کردن آنان را به جان می خرند و حتی در تاسی از قران کریم و در صبر بر مشکلات ، کلمه ی " اوف " را در حق والدین خود به کار نمی برند.


وجدان آسوده ، آرامش قلبی و رضایت پدر و مادر ؛ ارمغانی است که پاداش اخروی آن را آفریننده ی بخشنده و مهربان به آن ها وعده داده است.


قدر ِ احساس قدرت و توانمندی با تکیه گاهی پدر ، مهربانی و عشق با آغوش مادر  را کسانی می دانند که از نعمت داشتن آن محرومند. با همه و به خصوص بر پدر و مادر خویش مهربان باشیم.

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  81  ؛   17  مهر ماه  1395


محرم ماهی است که همه ی مردم در آن مشارکت ویژه دارند. از حضورمادران به همراه شیر خوارگان حسینی تا همایش نوجوانان "  احلی من عسل " . از مساجد محل ها تا هیات ها ، تکیه ها ، ایستگاه های صلواتی . از جامه های سیاه بر تن تا پارچه نوشته های اعلام عزاداری در هر کوی و برزن. از نوحه ، مراثی نوگلان تا نوای پیرغلامان.


مشارکت کنندگان در عزاداری امام حسین علیه السلام از هر قشر و طایفه ای هستند. از مسلمان تا غیر مسلمان. از شیعیان مومن تا مسلمانان اسمی که فقط نام مسلم را به یدک می کشند و فقط در برخی مراسم به ناچار رنگ اسلامی به خود می گیرند و در موقع عقد قران به کف حدیث " النکاح سنتی ... " می خوانند و در موقع دفن با تکان دادن سر توسط تدفین کننده ، صدای " اسمع ، افهم ... " را درک می کنند.


آن هائی که " وای بر کم فروشان " قران را نمی شنوند . آن هائی که " نماز را به پای دارید " را نمی فهمند. آن هائی که " امر به معروف و نهی از منکر"  قرآن را  ندیده اند. آن هائی که " حرمت شراب " را نشنیده اند. آن هائی که حرام و حلال دنیا  و آخرت برایشان نامفهوم است.


همه سینه زن ، زنجیر زن ، طبل کوب ، سنج زن ، نذر کننده ی خیرات ، پخش کننده ی نذورات و هریک گوشه ی کار هیات ها و دسته های عزاداری را به عهده دارند. تفاخر در دسته ی عزاداری بزرگتر ، سنج بیشتر ، طبل غیر قابل حمل تر ، شور بیشتر در هنگامه ی رسیدن به جمعیت ها و مساجد ، تعویض مداح با صدای خوشتر در بزنگاه ها ، تعداد قربانی گوسفند در زیر پای هیات ها ، دعواهای همیشگی در پس ورود و خروج هر هیات ، دسته و پس از پایان دسته روی . از نامنظمی در صف تا خراب شدن بلندگوها و ...این ها بدون در نظر گرفتن انحرافات رسوخ کرده در عاشوراست.


هر محرم ذکر مصائب شهدای کربلا و اهداف آن را می شنوند ، همه واقعه ی کربلا را از حفظ اند. اما دریغ از اندکی تفکر و شعور پیرامون فلفسه ی قیام عاشورا. اهداف عالیه ی سرور شهیدان . ای کاش به جای آن همه شور ، چاشنی شعور قیام کربلا نیز در دل مردم رسوخ می کرد. ای کاش فلفسه ی حج نیمه تمام سید الشهدا و هجرت به سمت کربلای او و خانواده اش ، شهادت او ، عزیزان ، یاران و همراهانش ، نماز ظهر عاشورایش و پس از آن همه مصیبت ، سخنرانی های آتشین اسوه ی صبر و تقوا ، حضرت زینب کبری در دستور کار هر عزادار امام حسین علیه السلام قرار گیرد.


شورِ شعور مهم تر از شور ِ بدون شعور و آگاهی است و اگر درصدی از شورِ حضور در مراسم ، آمیخته با درک فلسفه ی عاشورا می شد ، آن گاه این جمله بیشتر معنا می یافت که " هر روز عاشورا و همه جا کربلاست " . آری عالم محضر خداست و برای خدائی شدن باید ترک معصیت کرد و تظاهر به اسلام و مسلمین آفتی شده است که در شورِ مراسم امروزه ی عاشوراها ، فقدانش احساس می شود.

 

 

 

 

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  80  ؛   25 شهریور ماه  1395


هفدهم شهریور 95 باران شدید رامسر که هواشناسی میزان آن را 200 میلی متر اعلام کرد باعث تخریب بخش جنوبی دیواره ی محوطه ی مسجد ، قبرستان و امام زاده اشکنه کوه  ، بخشی از دیواره ی پارکینگ اتومبیل های توقیفی و دیوار دادگستری  رامسر شد.


نکته ی حائز اهمیت این اتفاق که در اخبار رسانه ها از آن به عنوان سیل نام برده شد این است که این تخریب ها برای اولین بار از سمت رودخانه ی " سو آو رو "  ( صفارود )  نبود بلکه در نواحی اتفاق افتاد که از اساس رودی در کنار آن ها جاری نبود.


بی شک  اعضای نظام مهندسی و کانون مهندسین رامسر و آن هائی اندک آشنائی با دیوارچینی دارند نمی توانند کتمان کنند که سوء تدبیر در ساخت دیواری بلوکی و چهل سانتی به ارتفاع بیش از سه متر که چندین تن بار در پشت آن انباشت شده است و فشار آب ذخیره شده در پشت آن ،عامل تخریب دیوار بوده است. ریزش خاک قبرستان و جریحه دار شدن روح خانواده هائی که مزار عزیزانشان در این حادثه دچار خسران شدند ، ارتباط مستقیم با کسانی دارد که تعریض خیابان  کنار قبرستان را رقم زدند و با وجود دفتر مهندسی و ناظرین متعدد ، دیوار غیر استاندارد مزبور را بنا کردند. علم مهندسی ساخت دیوار حائل و دیوار برشی با شکل های L   و T معکوس را سالیان دور بدین منظور پیش بینی کرده است.


مسیر دوم حادثه دیده نیز در معبری قرار دارد که اتفاقا در دوطرف خیابان و بلوارعریضش کانال عمیقی برای عبور ریزش های سهمگین پیش بینی شده است . این که سازمانی بدون توجه به پیش بینی های نود سال پیش داخل آن را با عبور لوله های متعدد تنگ می کند ، آیا نباید منتظر آبگرفتگی بود؟ کمی آنسوتر پارکینگ اتومبیل های توقیفی قرار داشت که البته برای بار اول نبود که دچار آبگرفتگی و انباشت آب در بارندگی ها شده و خسارت های جبران ناپذیری بر مردم وارد کرده است. طراحی غیر اصولی و عدم پیش بینی محل عبور آب و خاکی بودن محوطه ی پارکینگ همیشه صاحبان خودروها را دچار خسران و نگران می کرد.


برای یک بار هم شده بیائیم با خود و مردم رو راست باشیم و اعلام کنیم این بارندگی عامل سیل نبوده بلکه بی تدبیری عامل حادثه شده است. از این دست حوادث در مسیر جواهرده از این پس بارها اتفاق خواهد افتاد کما این که چندین مرتبه ی قبل نیز باعث رانش و خرابی شده است.برداشت غیر اصولی به بهانه ی حذف پیچ های خطرناک و در اصل برای پر کردن چاه ویل کنارگذر ساحلی و فرودگاه بدون اخذ هیچگونه تمهیداتی از طرف کارفرما و پیمانکار برای احداث دیوار بتنی و یا سنگی لازم ؛ آغازی بر قلمداد کردن سیل برای هر بارندگی است.


در حادثه ی 17 شهریور رامسر ، مسوولی خسارت وارده در شهر و روستا را بین یک تا دو میلیارد تومان و مدیری بین پنج تا شش میلیارد تومان در قبرستان اشکنه کوه و خیابان ها !! اعلام کرده است. امید است مسوول دوم به خاطر بی درایتی در نگهداری خودروها در پارکینگ و حرکت و بهم خوردگی آن ها و خسارت ناشی از پارکینگ را به حساب دولت " تدبیر و امید " نگذارد و از جیب مردم برای جبران خسارت کسان دیگر هزینه نکند.

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  79  ؛   15 شهریور ماه  1395


هفته ی اول شهریور هر سال به یادمان شهادت محمد علی رجائی و باهنر رئیس جمهور و نخست وزیر ، که در دفتر نخست وزیر به دست ناپاک دشمنان انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند ، مراسمی برگزار می گردد که در آن ضمن گرامیداشت یاد شهدا ، اقدامات انجام شده ی دولت مردان ، در آن بازگو می شود.


علیرغم زحمات و پی گیری های برخی مدیران و مسوولین ؛ وضع نفس گیر زباله در جنگل ، نا تمام ماندن تصفیه خانه ی آب رامسر ، تعطیلی پروژه ی کنارگذر ساحلی ، وضعیت نا مشخص باغ سی هکتاری ، عدم احداث مجتمع فرهنگی رامسر و ده ها پروژه ی ریز و درشت دیگر در رامسر ؛ سال هاست بی نتیجه مانده است . علاوه بر آن ها  برخی کارهای روبنائی نیز دچار چالش جدی هستند و فقدان تغییر ملموس در ظاهر شهرستان رامسر در چهار دهه ی اخیر و یا به زعم برخی ، پسرفت های وسیع در برخی بخش ها ، شیرینی و حلاوت کارهای انجام شده را کم می کند.


شاید فقدان وجود یک طرح جامع مشخص و مدون و به تعبیر امروزی ها " سند چشم انداز " ، از هم گسیختگی و نامرتبی روند رشد و توسعه ی شهرستان رامسر را رقم زده است. به پیوست این فقد ، حضور برخی مدیران ناکارآمد و بی انگیزه که هدفشان حفظ میز ریاست و درآمد و پرستیژ ناشی از آن است ، در عدم توسعه یافتگی رامسر بی تاثیر نیست.


اشاره ی مستقیم به نشان های نا کارآمد ناشی از مدیریت امکان پذیر هست اما دانستن " العاقل یکفی بالاشاره " و " ضمیر مرجع خود را می یابد " ، نیاز به بازگشائی بیشتر مطلب را حذف می کند.


پس از سال ها انتزاع از تنکابن و تشکیل شهرستان رامسر ؛ فقدان اداره برای برخی از نیازهای شهرستان رامسر ، پائین بودن سطح و درجه ی اداری برخی از سازمان ها ،  بودن اداره و فقدان ساختمان اداری برای برخی دیگر از ادارات ، حضور چند ساله ی " سرپرست " برای برخی ادارات و نهادها و سرانجام عدم تشویق و تنبیه مناسب برای مدیران کاربلد و ناکارآمد، عواملی است که باید مدیر کلان شهرستان اقدام و عمل بایسته ای برای آن در نظر گیرد.


زدودن نگاه های سنتی ، دوری از رشد و توسعه به بهانه ی حذف تجمل گرائی ، گسترش دامنه ی مشاوران و پذیرش نظرات ارزشمند توسعه محور ، تاثیر ناپذیری از اربابان قدرت و ثروت از دیگر مولفه های مغفول در شهرستان رامسر است.


امید است در هفته ی دولت آتی از اشکالات مطروحه ،  اثری نباشد.

 

 

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  78  ؛   1 شهریور ماه  1395


از انتشار آخرین شماره ی " ساحل دریا " ، دو ماه می گذرد. دو ماهی که توجه و محبت شهروندان ما را شرمنده کرد. تلاش دست اندرکاران برای پوشش مالی هزینه های چاپ نشریه پاسخ نداد و شد آن چه که نباید می شد.


این که تورم در اقتصاد به شدت کاهش یافته حقیقت است اما رکود مستولی بر همه ی ارکان و ساختارهای اقتصادی غیر قابل کتمان است. رکودی که اثرات مخرب آن بر تولید متناسب و مصرف درست ، ملموس است و حتی در زندگی روزمره مشهود.


تلاش دولتمردان برای خروج از رکود تاکنون پاسخ مناسب نداده و همه منتظرند که در شش ماهه ی منتهی به پایان دوره ی دولت ، اتفاق شگرفی در شکستن حریم رکود شکل گیرد. برخی ناظران رکود اخیر را پاشنه آشیل دولت می دانند و تداوم دوره ی بعدی ریاست جمهوری را منوط به ایجاد حرکتی سازنده در چرخه ی اقتصاد می دانند. برخی خوشبینانه منتظر " خبر خوش اقتصادی " و تزریق مالی برای به حرکت در آوردن چرخه ی اقتصادی هستند . خبرهای متناوب رونق در بازار مسکن ، در حد خبر باقی مانده است و اثری در معاملات املاک دیده نمی شود. کاهش سود بانکی برای خروج نقدینگی از بانک ها و افزایش مبلغ وام مسکن برای ترغیب مردم نیز ، دوای درد نشده است. آن چه مسلم است مهم ترین روزنه ی چرخش چرخ دنده های اقتصاد به گردش بازار مسکن گره خورده است ، چرا که بالغ بر صدها عنوان شغلی ، در رونق بازار مسکن ، حرکت خواهند کرد.


در این بازار آشفته ،  علاوه برکاهش رونق در بازار عام و معمول ، سفته بازی بازار مسکن ، طلا و ارز نیز دچار چالش شده است.


" ساحل دریا " در این بازار مشحون از رکود ،  تکیه گاهش مسوولان و مردمی خواهد بود که علاقه مند به رشد و توسعه ، اطلاع رسانی شفاف و صادقانه با آرمان " دقت ، سرعت و صحت " و هم درد و همداستان بودن با شهروندان است. مشارکت فعال عزیزان در چرخش اقتصادی و گردش مالی هزینه های چاپ ، نشر و توزیع دور از ذهن نیست و همت بلند مردم نیک خواه " ساحل دریا "  تداوم انتشار آن را رقم خواهد زد. هر چند مطالبات هفته نامه از برخی ادارات و نهادهای شهرستان هنوز باقی مانده است.


 در این شماره مروری بر مهم ترین خبرهای رخ داده در شهرستان رامسر ، به منظور حفظ روند تاریخ شفاهی منطقه و درج در هفته نامه مد نظر بوده و کمتر به تحلیل و بررسی پرداخت شده است.

 

 

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  77  ؛   1 تیر ماه  1395


نیمه ی رمضان زاد روز یکی از معصومین و امام شیعیان است که " کریم اهل بیت " ، " تنهاترین سردار " و " مجتبی " مهمترین  معرفه های شناخته شده ی او در جامعه است.


توصیف و بسط هر کدام از القاب آن پیشوای مظلوم ، خود دفتری مستقل می طلبد. در این مختصر " تنهاترین سردار " بودنش دارای نکات ظریف و ارزشمندی است که واکاوی آن اتفاق آزار دهنده ، تجربه ی ارزشمندی را هدیه خواهد نمود. از دلایل اصلی این تنهائی ؛ رویکرد عوام و خواص و دنیا زدگی آنان است . عشق به قدرت و ثروت در برخی و ترس از قدرت و ثروت برخی دیگر ، عامل اصلی تنها ماندن کریم اهل بیت است.


برخی چشم بستن برخی از عوام و خواص  در شهادت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا را اوج دنیا طلبی آنان می دانند و در یک جمله ی کوتاه " پرشدن شکم ها از حرام " عامل آن اتفاق تلخ تاریخ معرفی شده است.


عشق و ترس یاد شده ، در انسان ها نمرده است و هستند بسیار کسانی که قدرت و ثروت برایشان آرمانی در قله های رفیع عشق و ترس است. همینک نیز ، کم نیستند آنانی که به ثمن بخس ،  دنیا و آخرت خویش را فرو می گذارند تا دمی از لذت این دوگانه سیراب شوند.


" هل من مزید " انسان ها ، تمثیلی زیبا از قران از آن عشق و ترس است. عشق رسیدن به آن ها و ترس از دست دادن آن دو و یا ترس از صاحبان آن دو صفت. راه بازگشت از این مسیر پرخطر ، با تمسک به این آیه " قناعت " است. نه به معنای پشت کردن به قدرت و ثروت معقول ، بل دور شدن از زیاده خواهی ِ بی انتهای ِ سیری ناپذیر.


اینک لازم نیست چشم بگردانیم و ببینیم که چه کسانی درگیر این دو صفت هستند ، کافی است در خود بنگریم و ببینیم در کجای این مسیر قرار داریم. راه اصلاح جامعه  تحدید و تهدید نیست بلکه از خود خواستن و فائق آمدن بر خواهش های خود است. کافی است هرکس در اصلاح خود بکوشد و راه را بیابد. سرجمع پیدا شدن این اصلاح ، پاک شدن جامعه از رذایل است. اگر آن عشق و آن ترس تبدیل به یافتن راهی معقول و مبتنی بر حلال خداوند قرار گیرد ، هیچ گاه سرداری تنها نخواهد ماند ، به ویژه آن که آن سردار، امامی چون حسن علیه السلام و یا پیشوائی چون حسین علیه السلام باشند که چکاد صلح و جنگ در تاریخ هستند.

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  76  ؛  11 خرداد ماه  1395


خرداد ماه است و لازم است یادی از معمار انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه شود . او که با خلوص نیت و تلاش بی حد و تحمل سختی های بسیار توانست تحقق وعده داده ی الهی " ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم  " را رقم زند .


 هرچند در زمان حیات آن پیر فرزانه درگیری های ابتدای انقلاب ، جنگ های داخلی وخودمختاری های مناطق مختلف ، ترورهای شخصیت های مهم انقلاب ، کودتای نافرجام ، مداخله ی نظامی آمریکا و حمله ی شکست خورده اشان در طبس ، جنگ تحمیلی و تحریم های ناجوانمردانه ی استکبار شرق و غرب باعث شد ایشان از ساماندهی داخلی نظام بر کلیه ی اصول اسلامی موفق نشدند اما به یقین در بارور کردن نسلی انقلابی و اسلامی نقشی بی بدیل داشتند. این نسل همانی است که امام در وصیت نامه ی الهی و سیاسی اش آن ها را از مردم حجاز در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و مردم کوفه در زمان حکومت حضرت علی علیه السلام برتر و بالاتر می داند و بدان ها افتخار می کند.


امام عامل تغییر همه جانبه در مردمی شد که در دوران دفاع مقدس "  جز خدا  " ندیدند. رحلت او در شامگاه 13 خرداد ثلمه ی بزرگی بر اسلام و ایران وارد کرد و مردم قدر شناس همان گونه که پس از 15 سال در ابتدای انقلاب به پیشوازش رفتند ، ده سال بعد چنان بدرقه اش کردند که پر جمعیت ترین تشییع پیکر یک انسان در تاریخ لقب گرفت. روحش شاد و غریق نعمات الهی باد.


گام دوم جمهوری اسلامی با انتخاب حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای به رهبری نظام اسلامی وارد فاز جدیدی شد و با درایت و رهنمودهای ایشان خطرات و بزنگاه های تاریخی بسیاری پشت سر گذاشته شد. اینک جمهوری اسلامی مقتدر و امن در خاورمیانه چون نگینی پر تلالو می درخشد و دشمنان قسم خورده ی انقلاب چاره ای جز کوتاه آمدن ندارند.

ایران کشوری شده است علمی و هسته ای ، توانمند و موثر که دشمن قسم خورده اش عراق ، چاره ای جز پذیرفتن نظرات ارزشمند مستشاران نظامی اش ندارد ، حریم اهل بیت در سوریه به اعتراف دشمنان ایران ، بدون حضور مدافعان حرم ، سال های قبل بدست تکفیری ها می افتاد ، حوثی های یمن با پشتوانه ی معنوی انقلاب اسلامی  دو سال است در مقابل کشور سرمایه سالار وهابی با چنگ و دندان مقاومت کرده اند و حزب الله لبنان و مرزهای فلسطین با نام ایران رنگ مقاومت گرفته است.


همه ی این ها با اتکال الهی مردم ، وحدت کلمه ی و فرمان پذیری از ولایت فقیه شکل گرفته است و امید است با پرچم عدالت گستر قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در هم آیخته شوند و وعده ی الهی جهانی عدالت گستر در امتداد انقلاب اسلامی ایران شکل گیرد.

 

در هفته ی دوم خرداد ماه خبر انتصاب سید جلیل مرتضوی امام جمعه ی شهرستان رامسر به امامت جمعه ی شهرستان آمل منتشر شد و مراسم تودیع و معارفه ی او در شهرستان آمل انجام گرفت.


بی شک یکی از موثرترین ائمه ی جمعه ی شهرستان رامسر پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، سید جلیل مرتضوی بود. او با شجاعت و پشتکار مثال زدنی اش تحول شگرف و نوینی در مراودات سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی شهرستان رامسر رقم زد . تغییرات ارزشمندی که با پایه گذاری محکم او ، امکان تزلزل در آتیه نخواهد داشت.


تلاش برای رایگان کردن زمین های بنیاد علوی صاحبان املاک خرد و کلان منطقه ، پافشاری و مبارزه ی بی امان او برای جلوگیری از انتقال دانشگاه بین الملل رامسر ، تغییرات اساسی در ساختمان مصلی جوادالئمه شهرستان رامسر ، ایجاد بنیاد خیریه و نیکوکاری جوادالئمه ، برگزاری مراسم ویژه ی اعیاد و عزای اهل بیت علیهم السلام در مقیاس کشوری و استانی و پوشش رادیو تلویزیونی آن ها ، همکاری و هماهنگی ویژه با ادارات و نهادها و برگزاری جشن های هفته ی رامسر ، گل گاو زبان ، شیر دوشان ، بهار نارنج و پافشاری بر برگزاری فستیوال های ملی در رامسر ، ساخت و ایجاد ساختمان مستقل امام جمعه و حسینیه ی مرتبط با آن ، حضور خستگی ناپذیر در جلسات رشد و توسعه ی شهرستان رامسر در مرکز استان و تهران ، غمخوار بودن کسانس که مشکلات جانبی در زندگی آن ها وارد می شد چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ زندانیان ، اعدامی ها و... بخشی از زحمات ارزشمند اوست که از خاطره ها محو نمی شود.


بی شک حضور او در شهرستان آمل که با خواست بلامنقطع ذی نفوذان منطقه برای رشد و توسعه ی منطقه توام بوده و حمایت بزرگان آمل را در چنته داشته ، اتفاقی خوب برای آمل است و ضرری جبران ناپذیر برای شهرستان رامسر است.

بی شک هر انسانی در حیطه ی عمل دچار لغزش و خطاهائی نیز هست و یا عده ای خواسته یا ناخواسته پس از انجام هر عملی دچار چالش شده اند و عمل سید جلیل ممکن است آن ها را دچار چالش کرده باشد ، لیکن آن چه مسلم است برآیند حرکات ارزشمند و حساب شده ی او و سنت شکنی های شگفت انگیزش خصوصا در اعیاد قربان ، غدیر و فطر ذائقه ی بسیاری را تا دیر دست ها نوازش خواهد داد.


لازم است به عنوان کسی که در بدو ورود ایشان مورد محبت ایشان قرار گرفتیم و در حل معضلات پیش آمده ، به عنوان حلال مشکل گام های اساسی و حیثیتی از خود بجای گذاشت، صمیمانه تشکر کرده و به پاس همه ی زحماتش در چند سال حضورش در رامسر تقدیر ویژه نمایم. هرچند که آن " مرد " رفته است ؛ اما همیشه یادش با حلاوت و شیرینی در ذهن ها به یادگار خواهد ماند.


رامسر شهرستانی با اعتباری ملی و بین المللی است و انتظار این است گزینه های امامت جمعه ی شهرستان رامسر نیز در افزایش اعتبار آن بکوشند و طبیعی است نگاه ستاد اقامه ی نماز جمعه ی کشور نیز جز این نیست. پیشاپیش و قبل از آن که امام جمعه ی جدید شهرستان رامسر پا در این عرصه ی بزرگ نماید ، خیرمقدم و تبریک ویژه ای تقدیم حضورش می داریم و دست اورا به گرمی برای تعالی و توسعه ی منطقه به گرمی می فشاریم.

 

 

 


سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  75  ؛  25  اردی بهشت ماه  1395


در بازه ی انتشار " ساحل دریا " رویدادهای مهمی شکل گرفته اند که هریک به تنهائی می تواند مناسب یک سرمقاله ی مفصل باشد. زاد روز حضرت علی علیه السلام ، ایام البیض ، بعثت رسول اکرم ، حلول ماه شعبان و زادروز امام حسین ، امام سجاد و حضرت ابوالفضل العباس علیهم السلام ، روز معلم ، روز کارگر ، شهادت حضرت زینب  سلام الله علیها، روز شوراها  و ده ها روز مناسبتی ملی . اما اتفاق بروزی رخ داده که لازم است با نگاه عمیق تری بدان پرداخت شود.


شهادت 13 تن از اعضای سپاه 25 کربلا در سوریه که در فالب مدافعان حرم در خان طومان به دست تکفیری های داعش به لقای حق شتافتند.دو دیدگاه اصلی حضور مستشاران نظامی ایران در سوریه و عراق تلاقی ویژه ای رخ نموده است. عده ای از اساس با حضور جوانان و زبدگان ایرانی در خارج از مرزها و با واژه ی  " عرب های قدر ناشناس  " مخالف حضور هستند و عده ای نیز لزوم دفاع از حریم اهل البیت علیهم السلام و دور نگهداشتن مرزهای مخاصمه با تکفیری ها در کیلومترها دورتر از مرزهای خاکی ایران موافق حضور هستند.


تفکیک مرز بین این دو کاملا واضح است و طبیعی است که مخالفان حضور ، از شهادت ائمه بدست عرب های جاهلی ، جنگ نابرابر حزب بعث ، صدام و عراق ؛ سنگ اندازی های عربستان سعودی ، مطالبات ناحق کشورهای عرب حوزه ی خلیج فارس ، تصمیمات ناصواب سوریه ، لبنان ، فلسطین در بزنگاه های حساس بین المللی علیه ایران و ... علت مخالفتشان منطقی به نظر برسد.


اما از دیگر سو ، آن چه که برای هر کشوری اهمیت دارد حفظ امنیت پایدار و حفظ منافع ملی است که گاهی با دور شدن و فاصله گرفتن کانون های درگیری و حادثه از مرزها شکل می گیرد. بی شک یکی از مهمترین اتفاقاتی که با حمایت از جبهه های اسلامی همسو با ایران اسلامی متصور می تواند باشد ، همین نکته ی پر اهمیت است. دلایل ارزشمند و در جهت منافع ملی بی شماری نیز بر آن مترتب است که شاید در این مختصر نگنجد.


آن چه مسلم است از دست دادن عزیزان ارزشمندی که  هموطن ما هستند و در خانه و خانواده نقش پدر ، فرزند ، همسر ، داماد خانه ای را به عهده دارند ، ثلمه ی جبران ناپذیری است که خسارات آن قابل تصور نیست. اما شهادت این عزیزان تضمین کننده ی امنیت ، آرامش و ثبات مام وطن است و از این رو کار سترگشان در خور بهترین حمایت هاست. این ها گوشه های اجتماعی یک حرکت منطق مدارانه است وگرنه بر کسی پوشیده نیست که اگر دفاع جانانه ی شیرمردان مدافع حرم نبود ، اهانت تکفیری ها بر ابدان و اجساد مطهر ائمه ی معصومین علیهم السلام و بارگاه های ملکوتی آن برگزیدگان الهی ، لکه ی ننگی بر جهان بود که شرمندگی همه را بدنبال داشت.


روح شهدای مدافع حرم شاد و خانواده ی آنان در پناه حق شاد و تندرست باشند. در هنگام تکمیل این وجیزه خبر آزاد سازی خان طومان به همت مدافعان حرم رسانه ای شد ، دست مریزاد و خدا قوت به همه ی رزمندگان مدافع حرم

سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  74  ؛  اول  اردی بهشت ماه  1395


سیزدهم رجب زاد روز اولین پیشوای شیعیان جهان حضرت علی علیه السلام است. این روز را به احترام او و به نام او ، روز مرد و روز پدر نامیدند. نامی در خور و برازنده ی یک روز، نه به میزان اعتبار مولی بلکه عنوان و بهانه ای برای تکریم نیمی از جمعیت جهان که بار اقتصادی و اجتماعی خانواده را به دوش می کشند.


حضرت علی پدری است که عدالت با نام او ، عفاف و پاکدامنی با نام همسرش فاطمه  ، حلم و کرامت با نام فرزندش حسن و شجاعت ، ایثار با نام فرزندش حسین و صبر و شکیبائی با نام زینب او در تاریخ ماندگار شده است. حضرت علی مردی است که پایه های اسلام با حضور او محافظت ، تکوین و حفاظت شد. مسلمانی است که کفار از خشمش در امان نبودند ، نفاق مسلمین او را محافظه کار نکرد و سبب فامیلی باعث دوری از جمل نشنینان نکرد. پدر شاخصه های منحصر به فردی دارد که همه ی آن ها در علی متجلی است و مرد عنوانی است که معیارش در نام او خلاصه می شود.


28 سال است که سایه ی پدر بالای سرم نیست ، شادروان حسن حلاجیان ، انسان وارسته ای که نمد مالی پیشه ی او بود ، در سخنوری استاد و در محبت به دیگران سرآمد بود. نامی که همیشه و هنوز از او به نیکی یاد می شود ؛ او را نیز به نام پدرش می شناختند ؛ " ولی حسن " ، حسن فرزند ولی ؛ در آذر ماه 1367 دیده از جهان فروبست و در این روز خجسته نام او را بر صفحه ی نشریه نقش می زنم تا بدانند از اویم  و بدانم که هر چه دارم از اوست.


اینک خود نیز پدرم ؛ پدران امروز ، در زمانه ای پدر هستند که تفاوت عمیقی با دوران گذشته دارد. شاخصه های زندگی در وضعیت رکود تورمی شانه های بسیاری از پدران امروز را خم کرده است اما با سینه ای ستبر ، خم به ابرو نیاورده اند. بسیاری از مردان فرصت اشتغال برایشان پیش نیامده و آمادگی پدر شدن ندارند. همه ی این ها ، دختران بسیاری را خانه نشین کرده ، سن ازدواج بالا رفته و کثیری از دختران طعم مادر شدن را نچشیده اند. زمینه ی فساد و تباهی در این وانفسا در حال رشد و نمو است ...


بگذاریم و بگذریم که حدیث ِ تلخی و ناشادی است و در این روزهای جشن و سرور نمی گنجد. امید است در سال " اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل " شرایط جامعه طوری شود که رغبت به تشکیل خانواده در آن فزونی یابد و با ازدیاد اشتغال ،  فرزندانی پاک و راستین در آینده ی جامعه ، قدم در هستی گذارند.

 

 

 


سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی  73    تاریخ  29   اسفند ماه  1394


چند صباحی دیگر سال 1394 باهمه ی فراز و نشیب هایش رو به اتمام است . همه ساله در طی روزها ی سپری شده ی سال برخی عزیزانشان را از دست داده اند و برخی نیز با پیوند ازدواج خانواده ی جدیدیدی را به جامعه معرفی کرده اند. برای رفتگان و درگذشتگان طلب مغفرت و آمرزش کرده و برای بازماندگانشان صبر و اجر طلب می نمایم.


 سال نودو چهار برای فرهیختگان و اثرگذاران بر فرهنگ و اجتماع رامسر ، سال پر مصیبتی بود . از دست دادن جعفر قلی راهب ، حسن رحیمیان ، عنایت الله رحیمیان و لطفعلی پور کاظمی که از مفاخر علمی ، ادبی ، تحقیق و پژوهش شهرستان رامسر بودند و در بخش اجتماعی و فرهنگی نیز  فقدان علی مصباح شهرستانی  خبرنگار پیشکسوت و ابراهیم درجانی منتخب دوره ی اول و دوم شورای اسلامی شهر رامسر ، مهمترین اتفاقات ناگوار در شهرستان رامسر بود.


 اما نقاط فراز مهمی نیز در بخش های فرهنگی و اجتماعی صورت گرفت. برگزاری جشن های شیردوشان در اشکور ، گل گاو زبان در جنت رودبار ، بهارنارنج در رامسر ، کنوانسیون رامسر ، هفته ی فرهنگی رامسر ، کشتی گیله مردی در جواهرده و جنت رودبار و ده ها اتفاق ریز و درشت دیگر ؛ نقاط ارزشمندی است که تداوم این برنامه ها در رشد و توسعه ی منطقه در جذب گردشگر و شناساندن بارزتر جاذبه های موجود در شهرستان رامسر ، اثر گذاراست.


سال نود و پنج اما با کوله باری از تجربه ی پیشین ، پیش رو است و می توان با هم دلی و هم زبانی بهتر ؛ نقاط ارزشمند قوت را تقویت بخشید و با برنامه ریزی مدونی در قالب سند توسعه ی آینده نگر ، گام های اساسی پیش رونده را محکم برداشت.

برخی از کارهای یاد شده به طور عملی در دستور کار شهرستان قرار داده شده است اما همه ساله مدیران منطقه با برنامه های روزمره و روز محور کار را دنبال می کنند و به لحاظ ساختاری با چنین برنامه ریزی ، همیشه کارها به دقیقه ی نود کشیده می شود و به طور طبیعی چالش های پیش آمده ، به علت فقدان بازخورد شناسی کار ، مشکلات پیش آمده در سال های آتی نیز با شدت و ضعف ، تکرار می شود. انتظار این است که در اولین جلسه ی شورای اداری سال آتی ، همه ی برنامه های سال بعد با تقویم زمان بندی شده ی مشخص  و معرفی عوامل ذی ربط مسوول ، در یک فرآیند منظم تکمیل و معرفی شود . اطلاعات ، آگاهی و برنامه ریزی مدیران و شهروندان می تواند بار مشکلات پیش رو را کاهش دهد.


پیشاپیش سال نودو پنج را خدمت همه ی همشهریان عزیز تبریک گفته و برایشان سلامت ، سعادت ، بهروزی و پیروزی آرزومندم

 


سخن مدیر مسوول هفته نامه ی « ساحل دریا » شماره ی 72   تاریخ  22   اسفند ماه  1394



این بار نیز مردم ایران اسلامی با مشارکت وسیع خود در انتخابات ، توانستند حرکت نوینی را در جامعه بروز دهند. شرکت بیش از 65 درصد واجدین شرایط در پنجمین انتخابات مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی ، فصلی نو در ایران رقم زد . تغییر 70 درصدی در ترکیب مجلس شورای اسلامی شامل نماینده ی مردم رامسر ، تنکابن و عباس آباد نشد و شمس الله شریعت نژاد با پشتوانه ی حمایت کم نظیر اصلاح طلبان غرب مازندران ، توانست کرسی سبز نمایندگی مجلس را از آن خود کند.


مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی در رامسر اما بیش از 70 درصد بود ، البته متوسط حضور مردم شهرستان رامسر در انتخابات های متفاوت همیشه با فاصله ی معنا داری از دیگر شهرستان ها ، نشان از اعتقاد راسخ مردم منطقه به اثر گذاری در سرنوشت خویش با حضور در انتخابات و پذیرش جدی تغییر در جامعه به روش دموکراتیک و در فرآیندی نانوشته تائید موکد بر جمهوریت نظام اسلامی ایران و پیروی از فرمایشات ولی فقیه زمان ، دارند.


آن چه مسلم است انتخاب مجدد شمس الله شریعت نژاد در این دوره ،  پیش از آن که مرهون اعتماد مردم به ایشان باشد ، موافقت مردم منطقه به پذیرش حرفه ای شرکت در انتخابات و بازی در انتخاباتی مبتنی بر نقش احزاب و گروه ها در فرآیندی انتخابی است. با نگاهی به انتخابات گذشته در منطقه به ویژه در شهرستان رامسر ، موفقیت کاندیداهای احزاب و گروه هائی با گرایش توسعه محور ، اصلاح طلبانه دارد. این امر در گروه های اصولگرا نیز تفوق کاندیداهای راست مدرن بر سنتی نمودی عینی دارد. در اصلی ترین بازه ی این اثر گذاری ، فقدان نگاه بومی و محلی به کاندیداهای رامسری در انتخابات اخیر است. هرچند برخی معتقدند که کاندیدای شناخته شده ،  مهم و اثرگذاری اگر از شهرستان رامسر حضور داشت ، نتیجه ی انتخابات کمی متفاوت می نمود.


ترکیب جمعیتی جوان ، تحصیلکرده و حضور در منطقه ای که نزدیک به یک قرن صبغه ی گردشگری و حضور افراد متنفذ و معروف سیاسی ایران و جهان را در خود جای داده است ، می تواند از عوامل اثرگذار این گونه انتخاب ها در شهرستان رامسر و منطقه باشد.


ضمن تبریک به منتخب مردم و شرکت کنندگان درانتخابات ، حضور گسترده ی مردم را به فال نیک گرفته و آرزوی موفقیت روز افزون و گام برداشتن مستحکم تر در حدود وظایف و اختیارات نماینده ی مردم در مجلس شورای اسلامی ، در مسیر رشد و توسعه ی منطقه  را خواستاریم.

 

 

 کاندیداهای تائید شده برای حضور در دهمین دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی ، حوزه ی انتخابیه ی رامسر ، تنکابن و عباس آباد ، مشخص شدند. در این حوزه 27 نفر ثبت نام کرده بودند که در آخرین لیست تائید شده نام هفت نفر از آن ها قید نشده است. تا 27 بهمن ممکن است از میان هفت نفر تائید نشده کسانی به این جمع اضافه شوند.


هفتم اسفند 1394 یکی از این 20 نفر منتخب مردم منطقه برای سکان داری نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی خواهد شد.


اما در استان مازندران از میان ثبت نام کنندگان ؛ 169 نفر تایید ، 123 نفر رد و در مجموع 55 درصد آنان تایید صلاحیت شدند.


استان: مازندارن

 

حوزه: تنکابن، رامسر، عباس‌آباد

ردیف

نام

نام خانوادگی

 

1

محسن

بذرافشان دلیجان

 

2

علی

پورآهنگر

 

3

اسداله

جنت‌بداغی

 

4

سلمان

جور ابراهیمیان

 

5

جلال‌الدین

حیدری

 

6

رستم

زرودی

 

7

مرتضی

سبزیان

 

8

رضا

شاه‌مرادی مقدم

 

9

شمس‌اله

شریعت‌نژاد

 

10

علیرضا

ظفرمند

 

11

سید تقی

فیروزبخت

 

12

احمدعلی

قنبر هراتی

 

13

علی

شمس

 

14

غلامرضا

مشایخی

 

15

امیر

ملایی کوهی

 

16

علی اوسط

منتظری

 

17

ابراهیم

نوروزیان

 

18

سید جلال

نوری‌زاده

 

19

علی

نیک کار

 

20

سید یوسف

هاشمی جیردهی